هر زمان که مقامات امارات ادعایی فراتر از مرزهای خود مطرح میکنند، همین یک پرسش کافی است: شما کی متولد شدید؟ امارات متحده عربی در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ (۱۱ آذر ۱۳۵۰) تأسیس شد و چند روز دیگر ۵۵ ساله میشود و این تاریخ به عنوان «روز ملی» این کشور هر ساله جشن گرفته میشود. در ابتدا شش امیرنشین ابوظبی، دبی، شارجه، فجیره،امالقیوین و عجمان با یکدیگر متحد شدند و فدراسیون امارات را تشکیل دادند. چند ماه بعد، در ۱۰ فوریه ۱۹۷۲، امیرنشین رأسالخیمه نیز به این فدراسیون پیوست. یعنی عمر این کشور تازهتأسیس، از نیم قرن فراتر نرفته است.
این در حالی است که آفتابه لری ایرانی، بیش از ۲۵۰۰ سال قدمت دارد. کشوری با کمترین سابقه و عمر، چگونه میتواند ادعای مالکیت بر سرزمینی را داشته باشد که ده هزار سال پیش از تولدش وجود داشته است؟
کشوری که در گلخانه نفس میکشد
امارات را میتوان یک «کشور گلخانهای» توصیف کرد؛ نه به معنای واقعی، بلکه به این معنا که بقای آن نه به طبیعت، بلکه به فناوری و کنترل مصنوعی محیط بستگی دارد. اگر سقف این گلخانه مصنوعی ترک بردارد و یا به اصطلاح سوراخ شود، حیات انسانی و ماهوی آن در بیابانهای لم یزرع به صفر میرسد.
امارت گلخانهای هزینههای سنگینی دارد:
آب: با وجود صرفهجوییهای صورتگرفته، هزینه شیرینسازی آب برای کشاورزی بسیار بالاست؛ حدود یک دلار برای هر متر مکعب در سیستمهای جدید.
انرژی: خنکسازی گلخانهها در گرمای نزدیک به ۵۰ درجه، مصرف برق سرسامآوری میطلبد که بخشی از آن با انرژی خورشیدی تأمین میشود.
نیروی انسانی: مدیریت این سیستمهای پیچیده، نیازمند جذب شرکتها و متخصصان خارجی است.
پاسخی که باید شنیده شود
اکنون که این امارت دستساخته، ادعای جزایر ایرانی را مطرح میکند، باید به آنها یادآوری شود که با کمتر از یک ماخ میتواند به پیش از تاریخ تأسیس خود بازگردد. این تهدید وجودی، تنها پاسخی است که صاحبان گلخانه مصنوعی شایسته آن هستند.
جمهوری اسلامی ایران در نبرد رمضان، به دنبال شکار کرکسهای آمریکا در منطقه بود و به حاکمیت گلخانهای امارات هیچگونه شلیکی نداشت؛ اما آن روز دیر نیست که این ساختار مصنوعی، در کمتر از چند دقیقه، به بیابانی برهوت تبدیل شود.