جنگ «رمضان»، هرچند با هزینههای سنگین مالی و جانی همراه بود، اما برخلاف اهداف طراحانش، عملاً به رویدادی سرنوشتساز برای پالایش و تحکیم بنیانهای ملی کشور عزیزمان ایران تبدیل شد.
در شرایط نابرابر جنگ ترکیبی شناختی، سلاح تعیینکننده چیزی جز اراده جمعی برای حضور در صحنه نیست. این سلاح علاوه بر عملیات روانی، هر نوع تجاوز، بمباران و محاصره را در هم میشکند
امسال در روز معلم، جای خالی بزرگی در میان جویندگان علم و معرفت احساس میشود؛ فقدان شخصیتی که پیش و بیش از آنکه تنها یک رهبر سیاسی یا مبارزی خستگیناپذیر باشد، یک «استاد» تمامعیار بود.
سپاه از تولد انقلابی تا اوج اقتدار و محبوبیت
به طور قطع میتوان گفت؛ در صورت حمله مجدد به ایران، متجاوزین آمریکایی و صهیونی، نه تنها هرگز موفق به تغییر معادله جنگ و جبران شکست خفت بار قبلی نخواهند شد؛ بلکه با شکستها و خسارتهای بسیار سنگینتر از قبل، شرایط برای آنان پیچیدهتر و خروج از جنگ برایشان، به آسانی دوره قبل نخواهد بود.
در ایالات متحده، اعلان رسمی جنگ منحصراً در اختیار کنگره است؛ به همین دلیل، تمامی درگیریهای نظامی این کشور پس از جنگ جهانی دوم (مانند ویتنام، عراق و افغانستان) از نظر فنی «جنگ قانونی» محسوب نمیشوند.
در خود آمریکا این پرسش جدیتر شده که آیا جنگ واقعاً برای امنیت ملی بوده یا بخشی از یک پروژه سیاسی برای نمایش قدرت انتخاباتی یا صرفاً انجام خواستههای کثیف بنیامین نتانیاهو؟
واقعیت میدانی نشان میدهد که ترامپ و تیمش به خوبی دریافتهاند که رویارویی نظامی مستقیم با ایران، هزینههای جبرانناپذیری برای منافع آمریکا در منطقه به همراه داشته است. از این رو «جنگ ترکیبی شناختی» را در اولویت قرار دادهاند.