تحولات شگرف اسفندماه ۱۴۰۴، که در تاریخ سیاسی معاصر از آن به عنوان «جنگ رمضان» یاد میشود، فراتر از یک درگیری نظامی محدود، تبلور یک «جنگ ترکیبی» (Hybrid Warfare) تمامعیار بود. تهاجم ددمنشانه ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به خاک پاک ایران، اگرچه با هدف فروپاشی ساختاری در مقطع حساس فقدان جانسوز رهبر عظیمالشأن، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای (قدسسره) طراحی شده بود، اما در عمل به شکست استراتژیک غرب منجر شد. آنچه ایران را از این دالان پرمخاطره عبور داد، نه صرفاً ابزارهای نظامی، بلکه یک «هندسه قدرت هوشمند» (Smart Power) متشکل از سه رکن همافزای «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان» بود.
۱. مبانی الهیاتی و کلامی: پیوند بصیرت و مقاومت
تحلیل این نبرد بدون درک ریشههای وحیانی آن ناممکن است. بر اساس نظریه «حکمرانی ولایی»، اقتدار ملی ریشه در اتصال امت به منبع وحی دارد. در ایام تهاجم، مراجع عظام تقلید با استناد به آیه شریفه «اصْبِرُوا وَ صَابِرُوا وَ رَابِطُوا» (آلعمران، ۲۰۰)، بر ضرورت «مرابطه» یا همان پیوند ارگانیک میان جبهههای مختلف تأکید کردند.
حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب، در نخستین بیانات راهبردی خود پس از انتصاب توسط مجلس خبرگان (۱۷ اسفند ۱۴۰۴)، با بازخوانی حکمت ۱۱ نهجالبلاغه، بر وحدت ماهوی ارکان قدرت تأکید فرمودند. ایشان در تبیین این همافزایی، مجاهدتهای تخصصی در عرصه نظامی، تلاشهای حقوقی-سیاسی در عرصه بینالملل و حضور آگاهانه تودههای مردم را به مثابه یک واحد بسیط و تفکیکناپذیر توصیف کردند؛ که زیربنای تولید قدرت هوشمند برای نظام اسلامی است.
۲. میدان: بازدارندگی فعال و عقلانیت دفاعی
در بعد نظامی، «میدان» فراتر از تاکتیکهای مرسوم، به مرحله «بازدارندگی فعال» ورود کرد. سردار یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، در تحلیل این نبرد اشاره میکند که: «میدان در اسفند ۱۴۰۴، ترجمان اراده ملی برای بقا بود؛ ما از مرحله دفاع صرف به مرحله تهاجم ترکیبی علیه مراکز ثقل دشمن عبور کردیم؛ تا محاسبات دشمن در مورد دوران پس از امام خامنهای را بازنشانی کنیم» (جوانی، ۱۴۰۴).
همچنین دکتر محمدباقر قالیباف (رئیس مجلس شورای اسلامی) با رویکردی استراتژیک، بر این باور است که «میدان» در این نبرد، خلأهای ناشی از شوک سیاسی را پر کرد. وی معتقد است: «حکمرانی نو در ساحت دفاع ایجاب میکرد که میدان به عنوان پیشران امنیت ملی، فرصت لازم را برای تثبیت سیاسی در مرکز فراهم آورد» (قالیباف، فروردین ۱۴۰۵).
۳. دیپلماسی: قدرت چانهزنی برآمده از اقتدار
دیپلماسی در جنگ رمضان، بر خلاف الگوهای سازشکارانه، امتدادِ اقتدار میدان بود. طبق نظریات قدرت هوشمند (Smart Power)، قدرت از ترکیب ابزارهای سخت و نرم حاصل میشود؛ شهید عالیمقام، دکتر علی لاریجانی، در تحلیل این همافزایی (در یادداشتهای به جا مانده از ایام نبرد رمضان) تأکید داشتند که دیپلماسی بدون پشتوانه میدان، سخنی لغو و بیاثر است. ایشان خاطرنشان کردند که در اسفند ۱۴۰۴، دستگاه سیاست خارجی توانست از بازدارندگی ایجاد شده توسط موشکها، به عنوان ابزاری برای تحمیل اراده سیاسی بر متجاوز استفاده کند. این رویکرد، تجلی «جهاد تبیین» در تراز بینالمللی بود که مانع از اجماع جهانی علیه ایران شد.
۴. خیابان: سرمایه اجتماعی و تابآوری هویتمحور
ضلع سوم و حیاتی این هندسه، «خیابان» یا همان حضور آگاهانه تودههای مردم بود. حضور میلیونی مردم در عزاداری قائد شهید امت و سپس بیعت خودجوش با رهبری جدید، «سرمایه اجتماعی» نظام را در اوج بحران به رخ جهانیان کشید.
دکتر حمیدرضا مقدمفر، کارشناس ارشد مسائل استراتژیک، معتقد است که دشمن روی «گسست ملت-دولت» حساب باز کرده بود. وی میگوید: «خیابان در اسفند ۱۴۰۴، پاتک سنگین مردم به جنگ شناختی (Cognitive Warfare) دشمن بود. حضور مردم در صحنه، تصویر برساخته دشمن را در هم شکست و ثابت کرد که پیوند امت و امامت، یک پیوند وجودی است» (مقدمفر، ۱۴۰۵).
۵. سنتز نهایی: پیوند ارگانیک سه رکن در گذار از بحران
از منظر رهیافتهای امنیت ملی، ثبات یک سامانه سیاسی در مواجهه با شوکهای بیرونی و داخلی، منوط به عملکرد همافزای زیرسیستمهای آن است. در نبرد رمضان، این پیوند ارگانیک به عالیترین شکل ممکن بازتولید شد: میدان؛ با بازدارندگی فعال، هزینهی تجاوز را برای دشمن به سطحی غیرقابل تحمل رساند و فضای تنفس استراتژیک برای مرکز ایجاد کرد. دیپلماسی؛ از دستاوردهای سختِ میدان، ارزش افزوده سیاسی ساخت و با خنثیسازی اجماع جهانی، پیروزی نظامی را در تراز بینالمللی تثبیت نمود. خیابان؛ با نمایش سرمایه اجتماعی، تضمینکننده تداوم قدرت و مشروعیتبخش به انتقال قدرت در نظام شد و محاسبات دشمن در مورد «گسست ملت-دولت» را باطل کرد.
نتیجهگیری و چشمانداز: عصر جدید بازدارندگی
نبرد سرنوشتساز اسفند ۱۴۰۴ ثابت کرد که هندسه سیاسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه یک «عقلانیت متصل به وحی» بنا شده است که در شرایط بحرانی، قدرتِ خودترمیمی و بازآفرینی دارد. این تجربه تاریخی نشان داد که هرگاه «میدان، دیپلماسی و خیابان» در یک جهت همراستا شوند، سختترین تهدیدهای موجودیتی به فرصتی برای تثبیت و ارتقای قدرت تبدیل میشوند.
امروز در اردیبهشت ۱۴۰۵، ایران اسلامی با عبور از یک گردنه دشوار تاریخی، تحت هدایت حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، وارد عصر جدیدی از بازدارندگی شده است. وفاق ملی حاصل از این نبرد، پاسخی علمی و قاطع به نظریهپردازانی است که زوال نظامهای آرمانگرا را در فقدان رهبران کاریزماتیک پیشبینی میکردند. ما امروز با تمسک به وعده صادق الهی که فرمود: «فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ»، در مسیر تمدنسازی نوین اسلامی و تحقق اقتدار جهانی گام برمیداریم.