هنگامی که در تاریخ زندگی امام حسین (ع) تأمل میکنیم، با دریایی از نکات آموزنده روبهرو میشویم که هر یک میتواند مسیری برای رشد و تعالی باشد. سیره آن حضرت، تجلیگاه تکامل در تمام ابعاد وجودی است. ایشان عشق به خداوند را چنان به اوج رساندند که تا ابد، تشنگان حقیقت میتوانند از آن جرعهجرعه بنوشند؛ اما در این میان، یکی از برجستهترین ویژگیهای سلوک ایشان، نگاه ویژه به انسانها و کشف ظرفیتهای نهفته در وجود آنان بود. این نگاه، فراتر از دوستی و دشمنی، بر پایه درک عمیق از گوهر انسانی و تواناییهای بینهایتی است که خداوند در هر کس به ودیعه نهاده است.
سیدالشهداء (ع) نه تنها یاران خود را گرد میآورد و از آنان دفاع میکرد؛ بلکه برای هر فردی در اطراف خود برنامهای داشت تا او را به کمال مطلوبش برساند. دعوت از افراد با سلایق و افکار گوناگون، نشان از این داشت که ایشان به دنبال شکوفایی استعدادهای همه است. حتی افرادی که فرار میکردند یا دعوت را نمیپذیرفتند، در حقیقت از مواجهه با آینه تمامنمای حقیقت گریزان بودند. برای درک بهتر این مفهوم، چند حدیث نورانی را که به همین موضوع اشاره دارند، بیان میکنیم. پیامبر اکرم (ص) در حدیثی ارزشمند، حقیقتی عمیق را درباره انسانها بیان میفرمایند: «النَّاسُ مَعَادِنُ کَمَعَادِنِ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ»؛ مردم معدنهایی هستند مانند معدنهای طلا و نقره؛ این جمله کوتاه، جهانبینی اسلام را نسبت به انسان به تصویر میکشد. همانگونه که در دل خاک و سنگ، گنجینههای گرانبهایی نهفته است که با تلاش و کاوش به دست میآیند، در وجود هر انسانی نیز استعدادها و تواناییهای بینظیری قرار دارد که ممکن است در ظاهر رفتار و گفتارش دیده نشود. امام حسین (ع) با الهام از این نگاه نبوی، میکوشید تا این استعدادها را در افراد شکوفا کند.
اما این استعدادیابی و شکوفاسازی، خود نیازمند ابزاری قدرتمند است که در وجود هر انسان به ودیعه نهاده شده است: همت و اراده. امیرالمؤمنین (ع) در این باره میفرمایند: «قَدْرُ الرَّجُلِ عَلَى قَدْرِ هِمَّتِه»؛ ارزش و اندازه هر انسان به اندازه همت اوست. امام حسین (ع) با دعوت از افراد گوناگون، در حقیقت به آنان فرصت میداد تا همت خود را به کار گیرند و از ظرفیتهای وجودی خویش برای همراهی با حق استفاده کنند. همت، همان نیروی محرکهای است که انسان را از قوه به فعل میرساند و بدون آن، هیچ استعدادی به کمال نمیرسد. ایشان با این کار، به ما میآموزند که برای بهرهبرداری از ظرفیتها، باید همت را بلند کرد و از سستی و تنبلی دوری جست؛ چرا که به فرموده امیرالمؤمنین (ع): «آفَةُ النُّجْحِ الْکَسَلُ»؛ آفت موفقیت، تنبلی و سستی است. بنابراین، در مکتب حسینی، صرف داشتن استعداد کافی نیست، بلکه باید با همتی بلند به دنبال شکوفایی آن بود.
هدایت انسانها و نشان دادن مسیر صحیح برای به کارگیری استعدادها، یکی از مهمترین وظایف امام معصوم است. ایشان با نور خود، حقیقت وجودی افراد را به آنها مینمایانند تا در آینهاش، خود را بشناسند و بدانند برای چه آفریده شدهاند. این همان کاری است که امام حسین (ع) با دعوت از افراد گوناگون انجام میداد. در واقع، ایشان با الهام از سخن پیامبر خدا (ص) میفرمایند: «برترین کارها، علم داشتن به خداست [زیرا]با وجود علم (معرفت)، عمل، چه کم و چه زیاد، تو را سود مىبخشد، اما با وجود نادانى (جهل نسبت به خدا) عمل نه اندکش تو را سود مىبخشد نه بسیارش»؛ میخواستند مقدمه این خداشناسی، یعنی خودشناسی را برای افراد فراهم آورند. کسی که خود را نشناسد و به استعدادهای خدادادی خود پی نبرد، چگونه میتواند به درجه خداشناسی برسد؟ امام حسین (ع) با این روش، به ما میآموزند که درک ظرفیتهای وجودی، نه یک امر تجملی، بلکه نخستین گام برای قرب به خداوند و رسیدن به کمال حقیقی است. به تعبیر دیگر، هر کس به اندازه معرفت خود به خداوند، میتواند از ظرفیتهایش در مسیر بندگی بهره گیرد.
به راستی که مکتب حسینی، مکتب کشف گنجینههای انسانی و به کارگیری آنها در مسیر الهی است.