صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۰۹۶
رفتار و اظهارات گروسی نیز از منظر مسئولیت حرفه‌ای قابل تأمل است. تأکید مکرر بر ضرورت اطلاع از محل دقیق ذخایر مواد هسته‌ای، بدون آنکه نگرانی مشابهی درباره حفاظت از این تأسیسات و مواد در برابر تهدیدات و حملات ابراز شود، نوعی عدم توازن آشکار در رویکرد مدیریتی را نشان می‌دهد.
پایگاه بصیرت / علی حسن حیدری

اظهارات اخیر رافائل گروسی درباره اولویت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای اطلاع از محل دقیق نگهداری ذخایر اورانیوم با غنای بالای ایران، بار دیگر پرسش‌های جدی درباره حدود اختیارات، الزامات بی‌طرفی و مسئولیت‌های حقوقی مدیرکل آژانس مطرح کرده است. مسئله صرفاً یک درخواست فنی یا پادمانی نیست؛ بلکه به چگونگی ایفای نقش عالی‌ترین مقام یک نهاد بین‌المللی بازمی‌گردد که مشروعیت و اعتبار آن بر پایه بی‌طرفی، استقلال و رفتار حرفه‌ای استوار است.

مدیرکل آژانس موظف است در چارچوب مقررات بین‌المللی، از هرگونه موضع‌گیری یا رفتاری که شائبه جانبداری سیاسی ایجاد کند پرهیز نماید. این اصل نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یکی از ارکان بنیادین اعتبار نهاد‌های بین‌المللی است. هرگاه مقام مسئول یک سازمان جهانی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به گونه‌ای سخن بگوید که اطلاعات حساس یک کشور عضو را به مهم‌ترین موضوع روز تبدیل کند، این پرسش به وجود می‌آید که آیا چنین رویکردی در راستای مأموریت فنی سازمان است یا در عمل به تشدید مخاطرات امنیتی علیه همان کشور منجر می‌شود.

آنچه موجب نگرانی بیشتر شده، هم‌زمانی این اظهارات با سابقه حملات و تهدید‌ها علیه تأسیسات هسته‌ای ایران است. تأسیساتی که بخش عمده‌ای از آنها تحت نظارت مستمر آژانس قرار داشته‌اند و فعالیت‌های آنها در قالب سازوکار‌های پادمانی رصد می‌شده است. در چنین شرایطی، انتظار طبیعی این بود که مدیرکل آژانس با صراحت از اصل مصونیت تأسیسات هسته‌ای تحت نظارت بین‌المللی دفاع کند و هرگونه اقدام نظامی علیه این مراکز را مغایر امنیت هسته‌ای جهانی و قواعد شناخته‌شده بین‌المللی بداند.

حمله به تأسیسات هسته‌ای صرفاً حمله به یک کشور نیست. این اقدام، حمله به نظام پادمان، اعتبار سازوکار‌های نظارتی و اصل امنیت هسته‌ای است. اگر کشوری تأسیسات خود را تحت نظارت آژانس قرار دهد، اما همان تأسیسات در معرض تهدید یا حمله قرار گیرند و نهاد ناظر واکنش متناسبی نشان ندهد، این پیام خطرناک به جهان مخابره می‌شود که نظارت بین‌المللی الزاماً امنیت و حمایت حقوقی به همراه ندارد. چنین وضعیتی می‌تواند کل فلسفه همکاری داوطلبانه کشور‌ها با نهاد‌های نظارتی را با چالش مواجه کند.

در این میان، رفتار و اظهارات گروسی نیز از منظر مسئولیت حرفه‌ای قابل تأمل است. تأکید مکرر بر ضرورت اطلاع از محل دقیق ذخایر مواد هسته‌ای، بدون آنکه نگرانی مشابهی درباره حفاظت از این تأسیسات و مواد در برابر تهدیدات و حملات ابراز شود، نوعی عدم توازن آشکار در رویکرد مدیریتی را نشان می‌دهد. مدیرکل آژانس نمی‌تواند تنها در جایگاه مطالبه‌گر اطلاعات ظاهر شود، اما در قبال مخاطراتی که همان اطلاعات می‌تواند برای کشور عضو ایجاد کند، سکوت اختیار کند یا مواضعی مبهم اتخاذ نماید.

مسئله مهم‌تر آن است که اعتماد، مهم‌ترین سرمایه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است. بازرسی‌ها، گزارش‌ها و همکاری‌های فنی زمانی معنا پیدا می‌کنند که کشور‌های عضو به بی‌طرفی کامل نهاد ناظر اطمینان داشته باشند. هرگاه این اعتماد آسیب ببیند، حتی دقیق‌ترین سازوکار‌های حقوقی و فنی نیز کارایی خود را از دست خواهند داد. به همین دلیل، مدیرکل آژانس باید بیش از هر شخص دیگری نسبت به آثار سیاسی و امنیتی سخنان خود حساس باشد.

گروسی طی سال‌های اخیر بار‌ها در موقعیتی قرار گرفته که انتظار می‌رفت با زبان حقوق بین‌الملل و اصول بی‌طرفی سخن بگوید، اما در مواردی اظهارات او بیش از آنکه بازتاب‌دهنده جایگاه یک مقام فنی بین‌المللی باشد، زمینه‌ساز برداشت‌های سیاسی شده است. استمرار این روند نه تنها به اعتبار شخص مدیرکل آسیب می‌زند، بلکه اعتبار نهادی آژانس را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. سازمان‌های بین‌المللی زمانی قدرت و نفوذ دارند که اعضا آنها را داورانی بی‌طرف بدانند، نه بازیگرانی که در منازعات سیاسی به یکی از طرف‌ها نزدیک شده‌اند.

از منظر حقوق بین‌الملل نیز اصل بی‌طرفی و استقلال کارکنان عالی‌رتبه سازمان‌های بین‌المللی یک اصل شناخته‌شده است. مقام بین‌المللی نباید به گونه‌ای رفتار کند که این تصور ایجاد شود که تحت تأثیر ملاحظات سیاسی، فشار دولت‌ها یا اهدافی خارج از مأموریت رسمی سازمان قرار گرفته است. هنگامی که چنین تصوری شکل بگیرد، حتی اگر واقعیت نداشته باشد، اعتبار سازمان با آسیب جدی مواجه می‌شود. امروز مسئله اصلی صرفاً محل نگهداری چند صد کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده نیست. مسئله اصلی حفظ اعتبار نظام پادمان و اعتماد به نهاد‌های بین‌المللی است. اگر مدیرکل آژانس در برابر تهدید یا حمله به تأسیسات تحت نظارت خود موضعی روشن، قاطع و متناسب اتخاذ نکند، اما هم‌زمان با حساسیت بالا درباره جزئیات محل نگهداری مواد هسته‌ای سخن بگوید، این پرسش اجتناب‌ناپذیر مطرح خواهد شد که مرز میان مسئولیت فنی و رفتار سیاسی دقیقاً در کجا قرار دارد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای ایفای نقش مؤثر خود به مدیرانی نیاز دارد که نه تنها از دانش فنی برخوردار باشند، بلکه به الزامات بی‌طرفی، استقلال و مسئولیت‌پذیری بین‌المللی نیز پایبند بمانند. هرگونه فاصله گرفتن از این اصول، صرف‌نظر از انگیزه‌ها و توجیهات احتمالی، در نهایت به تضعیف اعتبار سازمانی منجر می‌شود که فلسفه وجودی آن اعتمادسازی، نه تشدید بی‌اعتمادی، است. امروز بیش از هر زمان دیگری، مدیرکل آژانس باید پاسخ دهد که آیا رفتار و مواضع او به تقویت این اعتماد کمک کرده است یا به فرسایش آن.