«ابوالفضل زمانی آریمی»، از سربازان رشید پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، عصر روز ۷ فروردین در تهران به شهادت رسید. اما قصه این شهید یک فصل بینظیر دیگر هم داشت؛ فصلی به نام «بخشش پس از شهادت». خانواده این شهید سرباز که در جنگ تحمیلی سوم از ناحیه سر و گردن، بر اثر اصابت ترکش، مجروح و دچار مرگ مغزی شده بود، با اهدای سه عضو بدن او، موافقت کردند تا به دیگران، زندگی دوباره ببخشند.
پدر شهید میگوید: «صورت ابوالفضل همیشه خندان بود... این از همه عکسهای چیده شده در آلبوم خانوادگی و عکسهای بزرگی که حالا سینهکش دیوارهای خانه، قاب گرفتهاند، پیداست. ریز اندام وتر و فرز. هم درس میخواند و هم مثل باقی پسر بچهها بازیگوشی میکرد. پسری بود مهربان، بخشنده، خوشدل و دوستداشتنی؛ پسرم هم با جانش برای وطن ایستاد و هم با اعضای بدنش به چند انسان دیگر زندگی بخشید. وقت سربازیاش که رسید، خودش پیشقدم شد برای ثبتنام. از همان اول هم سربازی رو دوست داشت.
نصف شب ۲۷ اسفند پادگان لویزان را موشکباران کردند. دو تا ترکش خورده بود به گردن و سر ابوالفضل... روی تخت بیمارستان خوابانده بودنش و کلی دستگاه بهش وصل کرده بودند... میگفتند مرگ مغزی شده و امیدی نیست. مگر پدر و مادر میفهمند که امیدی نیست؟ یعنی چی؟ طوری پای تختش ایستاده بودیم که انگار سرما خورده یا عمل آپاندیس کرده و قراره زود خوب بشود تا ببریمش خانه... چقدر جای ترکشها رو روی گردن و سرش ناز و نوازش کردم، چقدر اسمش را صدا زدم... چقدر گفتم پاشو بابا، کمرم دارد میشکند. انگار راستیراستی امیدی نبود.
اعضای تیم پزشکی بعد از کلی مقدمهچینی اعلام کردند که دیگر پسرتان زنده نیست و با کمک دستگاه نفس میکشد. چند روز گذشت تا قبول کنیم این سرنوشت پسرمان است. با خانمم صحبت کردم و تصمیم گرفتیم کبد و دو کلیه ابوالفضل رو اهدا کنیم. کنار تختش نشستیم. قربان صدقهاش رفتیم. بهش گفتیم ازش راضی هستیم و از او هم خواستیم که از ما راضی باشد.»