صبح صادق >>  راهبرد >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۴  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۱۲۸

صبح صادق این یادداشت را جهت اطلاع مخاطبان منتشر می‌کند/*

در نگاه تحلیلی، «جام جهانی ۲۰۲۶» نه فقط یک رقابت ورزشی، بلکه صحنه‌ای برای بازتاب نظم جهانی و شکاف‌های آن به شمار می‌رود؛ جایی که تیم‌ها با پرچم‌های ملی خود وارد می‌شوند و رقابت ورزشی به شکلی نمادین منازعات سیاسی و تاریخی را به نمایش می‌گذارد. در وضعیت ایده‌آل، ورزش می‌تواند به تعلیق موقت منازعات کمک کند، اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد این ظرفیت محدود و وابسته به شرایط سیاسی گسترده‌تر است. از «دیپلماسی پینگ‌پنگ» میان آمریکا و چین در دهه ۱۹۷۰ تا تحریم المپیک مسکو در ۱۹۸۰ و پاسخ متقابل شوروی در ۱۹۸۴، ورزش همواره در میانه تعامل و تقابل سیاسی قرار داشته است.

در این چارچوب، تحلیل داده‌های تاریخی نشان می‌دهد احتمال رویارویی مستقیم کشور‌هایی که در وضعیت منازعه فعال قرار دارند، در رقابت‌های جام جهانی بسیار اندک است و در طول بیش از دو دهه برگزاری این رقابت ورزشی، این نسبت هیچ‌گاه از حدود یک درصد فراتر نرفته است. حتی در دوره‌هایی که جهان درگیر جنگ‌های جدی‌تری بوده، مانند جنگ فالکلند در ۱۹۸۲، این نسبت همچنان محدود باقی مانده است. نکته مهم این است که ساختار قرعه‌کشی و معیار‌های صعود مبتنی بر شایستگی ورزشی موجب می‌شود که ترکیب تیم‌ها الزاماً بازتاب دقیق شکاف‌های ژئوپلیتیکی نباشد. با این حال، در موارد معدودی که رویارویی مستقیم رخ داده، پیامد‌های آن فراتر از زمین بازی بوده است؛ مانند دیدار آلمان شرقی و غربی در ۱۹۷۴، مسابقه آرژانتین و انگلستان در ۱۹۸۶ با سایه جنگ فالکلند، و دیدار ایران و آمریکا در ۱۹۹۸ که حتی به اقدامات نمادین صلح‌آمیز میان بازیکنان انجامید. در مقابل، مسابقه ۲۰۲۲ میان ایران و آمریکا نیز به صحنه‌ای برای بازتاب تنش‌های سیاسی تبدیل شد.

با وجود این زمینه تاریخی، جام جهانی ۲۰۲۶ با حضور ۴۸ تیم برگزار می‌شود که تنها تعداد محدودی از ترکیب‌های احتمالی نمایانگر روابط خصمانه میان کشور‌ها هستند و این نسبت در مقایسه با اوج تاریخی همچنان پایین است. حتی با افزایش تعداد تیم‌ها، ساختار رقابت‌های ورزشی بیش از آنکه بازتاب مستقیم بحران‌های سیاسی باشد، تابع سازوکار‌های ورزشی و صلاحیت تیم‌هاست. با این حال، مواردی مانند ایران و آمریکا یا برخی کشور‌های خاورمیانه نشان می‌دهد، سیاست همچنان می‌تواند وارد میدان شود، هرچند این مواجهه‌ها نادر و وابسته به قرعه‌کشی هستند. تجربه تاریخی نشان می‌دهد، ورزش به تنهایی قادر به ایجاد صلح پایدار نیست و حتی در نمونه‌هایی، مانند دیپلماسی پینگ‌پنگ، پیش‌شرط‌های سیاسی پنهان و مذاکرات رسمی نقش تعیین‌کننده داشته‌اند؛ بنابراین امید به اینکه یک مسابقه فوتبال بتواند به تنهایی به تحول دیپلماتیک منجر شود، بیش از حد خوش‌بینانه است.

* اندیشکده CSIS