صبح صادق >>  راهبرد >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۹ تير ۱۴۰۵ - ۰۰:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۱۲۹
درس آموخته‌‌های حکمرانی فرهنگی و اجتماعی از همزمانی مسابقات جام جهانی با عزاداری‌های دهه اول محرم
پایگاه بصیرت / نوید کمالی

همزمانی رقابت‌های جام جهانی فوتبال با دهه نخست ماه محرم، از ماه‌ها پیش یکی از موضوعات مورد توجه محافل فرهنگی و مذهبی کشور بود؛ زیرا هم‌زمانی بزرگ‌ترین رویداد فوتبالی جهان با مهم‌ترین موسم سوگواری شیعیان، این نگرانی را ایجاد می‌کرد که جامعه در برابر دوگانه‌ای فرهنگی قرار گیرد؛ دوگانه‌ای که از یک سو شور و هیجان فوتبال و از سوی دیگر حال و هوای عزاداری را در برابر یکدیگر قرار می‌داد. این دغدغه آنقدر جدی بود که در دی ماه ۱۴۰۴، رئیس فدراسیون فوتبال پس از نشست با مسئولان حوزه علمیه قم، از ضرورت اتخاذ تدابیر ویژه برای مدیریت این موضوع سخن گفت.

با این حال، تحولات کشور، از جمله بحران‌های امنیتی و در ادامه جنگ تحمیلی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه کشورمان، سبب شد اولویت‌های دستگاه‌های گوناگون به سمت مسائل فوری‌تر سوق پیدا کند. در نتیجه، بسیاری از برنامه‌هایی که برای مدیریت ویژه این همزمانی پیش‌بینی شده بود، عملاً در حاشیه قرار گرفت. اما آنچه در عمل رخ داد، شاید ارزشمندترین آزمایش اجتماعی سال‌های اخیر در حوزه سیاست‌گذاری فرهنگی بود؛ آزمایشی که نه در اتاق‌های فکر، بلکه در متن جامعه برگزار شد.

واقعیت اجتماعی برخلاف بسیاری از پیش‌بینی‌ها رقم خورد. نه تنها از حرمت‌شکنی گسترده یا شکل‌گیری فضای متعارض میان فوتبال و آیین‌های مذهبی خبری نبود، بلکه جامعه ایرانی یکی از باشکوه‌ترین دهه‌های نخست محرم سال‌های اخیر را تجربه کرد. هیئت‌های مذهبی مملو از جمعیت بودند، میلیون‌ها جوان در آیین‌های عزاداری حضور یافتند و همزمان، علاقه‌مندان فوتبال مسابقات جام جهانی و عملکرد تیم ملی کشورمان را با شور و اشتیاق دنبال کردند. جامعه میان این دو عرصه تعادل برقرار کرد و همین تجربه، پرسشی مهم را پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد؛ آیا زمان آن نرسیده است که برخی انگاره‌های رایج درباره جامعه ایرانی بازنگری شود؟

جامعه‌ای فراتر ایستاد

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های جامعه ایرانی، برخورداری از هویت‌های متکثر، اما هم‌افزاست. شهروند ایرانی الزاماً میان هویت دینی، ملی، فرهنگی و اجتماعی خود تعارضی احساس نمی‌کند. همان جوانی که مسابقه تیم ملی را با هیجان تماشا می‌کند، می‌تواند ساعتی بعد در دسته‌های عزاداری حضور یابد و همان خانواده‌ای که از پیروزی تیم ملی احساس غرور می‌کند، شب هنگام در مجلس روضه سیدالشهداء (ع) شرکت کند. این همزیستی، برخلاف برخی تحلیل‌ها، نه نشانه دوگانگی هویتی، بلکه بیان‌کننده بلوغ فرهنگی جامعه است.

در این زمینه در حوزه سیاست‌گذاری عمومی، از مفهومی با عنوان «خودتنظیمی اجتماعی» یاد می‌شود. مقصود این مفهوم آن است که جامعه قادر است رفتار خود را متناسب با ارزش‌های مشترک، هنجار‌های فرهنگی و شرایط محیطی تنظیم کند. هرچه این ظرفیت در یک جامعه بیشتر باشد، نقش سیاست‌گذار از کنترل مستقیم به هدایت، تسهیل‌گری و اعتماد تغییر می‌کند.

این تجربه نشان داد جامعه ایرانی، بسیار پیچیده‌تر و هوشمندتر از تصویری است که گاه در برخی سطوح مدیریتی از آن ارائه می‌شود. نگرانی‌هایی که ماه‌ها پیش درباره امکان تضعیف فضای معنوی محرم در ایام مسابقات جام جهانی فوتبال مطرح می‌شد.

این موضوع از منظر سیاست‌گذاری نیز اهمیت فراوانی دارد. هنگامی که تحلیل سیاست‌گذار بر مبنای انگاره‌ای نادرست از جامعه شکل گیرد، طبیعی است که تصمیمات اتخاذ شده نیز از واقعیت فاصله بگیرد. در چنین وضعیتی، منابع انسانی، مالی و رسانه‌ای کشور ممکن است صرف مدیریت مسئله‌ای شود که اساساً در میدان واقعیت وجود خارجی ندارد یا ابعاد آن بسیار کوچک‌تر از تصور اولیه است. این همان نقطه‌ای است که ضرورت حرکت از سیاست‌گذاری مبتنی بر حدس و نگرانی به سمت سیاست‌گذاری مبتنی بر داده، مطالعات اجتماعی و افکارسنجی‌های علمی را آشکار می‌کند.

درس‌های یک تجربه ملی

همزمانی جام جهانی و محرم تنها یک اتفاق تقویمی نبود؛ بلکه به مطالعه‌ای میدانی درباره رفتار جمعی ایرانیان تبدیل شد. جامعه نشان داد که در بزنگاه‌های هویتی، توانایی اولویت‌بندی و تنظیم رفتار خود را دارد. این تجربه را اگر در کنار واکنش ملی مردم به تجاوز رژیم صهیونیستی قرار دهیم، تصویری دقیق‌تر از ظرفیت‌های اجتماعی کشور به دست می‌آید.

جنگ اخیر نشان داد که ملت ایران، با وجود تنوع سلایق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، در هنگام تهدید منافع ملی، از انسجام و همبستگی بالایی برخوردار است. بسیاری از تحلیل‌هایی که جامعه را گرفتار شکاف‌های غیرقابل ترمیم معرفی می‌کردند، در برابر واقعیت میدان رنگ باختند. اقشار گوناگون مردم، با گرایش‌های متفاوت، در حمایت از امنیت و تمامیت ارضی کشور موضعی واحد اتخاذ کردند. همین سرمایه اجتماعی، در محرم نیز خود را به شکلی دیگر نشان داد.

محرم امسال صرفاً یادآور واقعه عاشورا نبود. فضای عمومی جامعه، تحت تأثیر شهادت رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان، دانشمندان و شهروندان کشورمان در جریان تجاوز دشمن، رنگ و بوی دیگری نیز یافته بود. بسیاری از مردم، میان فرهنگ عاشورا و ایستادگی معاصر ملت ایران پیوندی عاطفی و هویتی برقرار کردند. از این منظر، عزاداری امسال تنها سوگواری برای شهدای کربلا نبود، بلکه تجلی احترام به همه کسانی بود که در راه عزت و امنیت کشور جان خود را فدا کردند. همین امر موجب شد فضای محرم، عمقی اجتماعی‌تر و ملی‌تر پیدا کند.

در چنین بستری، تماشای مسابقات فوتبال نیز نه تنها با این فضا تعارضی نداشت، بلکه موفقیت‌های تیم ملی، احساس غرور و همبستگی ملی را تقویت کرد. فوتبال در این مقطع، بیش از آنکه صرفاً یک سرگرمی باشد، به نمادی از توانایی و اقتدار ملی تبدیل شد؛ بنابراین جامعه بدون آنکه احساس کند میان دو انتخاب قرار گرفته است، هر دو تجربه را در کنار یکدیگر زیست کرد.

این واقعیت، پیام مهمی برای نظام حکمرانی فرهنگی دارد. سیاست‌گذاری موفق، الزاماً به معنای افزایش مداخله نیست، بلکه گاه به معنای اعتماد بیشتر به ظرفیت‌های جامعه است. هرچه فاصله سیاست‌گذار با ادراک عمومی کمتر باشد، احتمال موفقیت سیاست‌ها افزایش می‌یابد و هزینه‌های اجتماعی کاهش پیدا می‌کند.

حکمرانی مبتنی بر اعتماد

یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست‌گذاری فرهنگی در دهه‌های گذشته این بوده است که جامعه بیشتر به عنوان موضوع کنترل دیده می‌شود تا شریک حکمرانی. در حالی که تجربه‌های متعدد، از جمله همزمانی جام جهانی و محرم، نشان می‌دهد جامعه ایرانی در بسیاری از حوزه‌ها از ظرفیت بالایی برای خودتنظیمی برخوردار است.

این به معنای آن نیست که سیاست فرهنگی یا نقش حاکمیت در عرصه فرهنگ بی‌اهمیت است. هیچ کشوری بدون سیاست فرهنگی اداره نمی‌شود. سیاست‌گذاری هوشمند بر شناخت علمی، اعتماد اجتماعی، گفت‌و‌گو با جامعه و بهره‌گیری از داده‌های معتبر استوار است؛ در حالی که سیاست‌گذاری مبتنی بر پیش‌فرض‌های ذهنی، معمولاً به مداخلات پرهزینه و کم‌اثر منجر می‌شود.

نمونه‌های سال‌های گذشته نیز نشان داده‌اند که هرگاه برخی مسائل اجتماعی بدون توجه کافی به واقعیت‌های جامعه و صرفاً بر پایه برداشت‌های محدود مدیریت شده‌اند، نه تنها اهداف اولیه تحقق نیافته، بلکه زمینه برای شکل‌گیری مقاومت اجتماعی نیز فراهم شده است. بخشی از تحولات منتهی به ناآرامی‌های پاییز ۱۴۰۱ را نیز می‌توان از همین منظر مطالعه کرد. در آن مقطع، اصرار بر برخی شیوه‌های غیرمنعطف و فاصله گرفتن از رویکرد‌های علمی در سیاست‌گذاری فرهنگی، موجب شد مسئله‌ای اجتماعی، به تدریج به بستری برای سوءاستفاده دشمنان خارجی تبدیل شود. این تجربه، هشداری جدی برای همه نهاد‌های مسئول است که سیاست‌گذاری فرهنگی، بیش از هر حوزه دیگری، نیازمند شناخت دقیق افکار عمومی و ارزیابی مستمر پیامد‌های تصمیمات است.

اکنون تجربه موفق همزمانی جام جهانی و محرم، فرصتی ارزشمند برای حکمرانی فرهنگی کشور فراهم کرده است. شاید مهم‌ترین درس این تجربه آن باشد که جامعه ایرانی را باید همان‌گونه که هست شناخت؛ جامعه امروز کشورمان، جامعه‌ای بالغ، آگاه، هویت‌مند و برخوردار از قدرت تشخیص است. جامعه‌ای که به اعتماد، اقناع، گفت‌و‌گو و مشارکت نیازمند است.

اگر این واقعیت در کانون سیاست‌گذاری فرهنگی قرار گیرد، می‌توان انتظار داشت که بسیاری از ظرفیت‌های اجتماعی کشور فعال شود و سرمایه اجتماعی، که مهم‌ترین پشتوانه امنیت ملی و پیشرفت کشور است، بیش از پیش تقویت شود. تجربه جام جهانی و محرم، در کنار تجربه همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی، نشان داد که بزرگ‌ترین سرمایه کشورمان نه صرفاً منابع مادی، بلکه بلوغ فرهنگی و مسئولیت‌پذیری جامعه ایرانی است.