در خاطرات جعفر شریف امامی میخوانیم که سرگرد لئالی معاون پلیس راهآهن خبر داده بود که روسها در حال لشکرکشی به تهران هستند. رضا خان «هم دستور میدهند که فوراً اتومبیلها را آماده کنند که به طرف اصفهان حرکت کنند... پس از بررسی و پرسش از ایستگاهها، معلوم شد چند کامیون عمله که بیلهای خود را در دست داشتند به طرف تهران میآمدهاند و، چون هوا تاریک بود، نمیشد درست تشخیص دهند، تصور کردهاند که قوای شوروی است که به طرف تهران میآید؛ لذا بلافاصله مطلب را به اعلیحضرت گزارش دادم تا از حرکت خودداری شود.»
۲۶ دیماه ۱۳۵۷ هم داستان همین بود. پسر همان رضاشاه هم با این ادعا که برای رفع کسالتش مدتی به استراحت نیاز دارد؛ چمدان بست و رفت و دیگر برنگشت. اما این انقلاب درگیر ۳ جنگ شد و هر دو امامش ایستادند حتی به قیمت جان.
خلاصه تاریخ معاصر ایران این است که سید علی مثل رضاشاه و احمد شاه و شاه حسین نبود، بلکه مثل جدش حسین بود تا آخر ایستاد و شهید شد.