یکی از مسائل اساسی در حکمرانی اسلام رابطه مردم و مسئولان و کارگزاران نظام اسلامی است. سؤال اساسی در این زمینه آن است که آیا این رابطه باید مبتنی بر یک رابطه اعتماد متقابل شکل گیرد؟ یا آنکه اگر کسی در صندلی قدرت قرار داردـ از آنجا که قدرت میل به فساد داردـ باید به آن به دید تردید نگاه کرد؟ آیا کلام کارگزاران در چنین نظامی معتبر است یا آنکه باید پس از راستیآزمایی به آنها اعتماد کرد؟
پرسشهایی از این قبیل با ادبیات متفاوت در فضای سیاسی کشور میچرخد و هر کس با پیشفرضها و تجربیات خود، پاسخی برای آن دارد؛ اما خوب است نگاهی بیندازیم به نگاه بزرگمرد تاریخ این سرزمین که سالیان متمادی خود در جایگاه مسئولیت اجرایی کشور قرار داشته و هم بیش از ۳۷ سال رهبری و زعامت جامعه اسلامی را برعهده داشته و ارتباط تنگاتنگش را با مردم حفظ کرده است.
راهبردیترین تعبیر ایشان را میتوان در پیام امام شهید به گردهمایی بزرگ فرماندان بسیج جستوجو کرد که چنین مینویسند: «همه آحاد ملت عزیز را به روح خوشبینی برادرانه میان برادران، و سوءظن هوشیارانه نسبت به بیگانگان و دشمنان دعوت میکنم. اگر تبلیغات استکبار سعی بر ایجاد فضای سوءظن و بددلی در داخل کشور دارد، ما باید علیرغم خواست او و از روی سوءظن به او، هر گمان بد نسبت به برادران اسلامی و انقلابی خود را از دل و از فضای جامعه بزداییم. مخصوصاً گویندگان و نویسندگان و آنان که در خود شایستگی آن را میبینند که با مردم و برای مردم سخن بگویند، باید مراقب باشند که به سود استکبار و همزبان با تبلیغات استکباری، فضای زندگی مردم را به بدبینی و بددلی آلوده نکنند، و نوای امید و نشاط سردهند.» (۲ /۹/ ۱۳۶۸)
در نگاه ایشان این استقرار حاکمیت اسلام است که معیار حسن یا سوء ظن است. شاخصی که چند روز بعد در جمع نمایندگان طلاب و فضلای حوزه علمیه قم به آن اشاره میدارند. ایشن در این زمینه میفرمایند: «همانطور که در پیام چند روز پیش مطرح کردم و به عموم مردم توصیه نمودم، به خصوص به شما آقایان نیز توصیه میکنم که کوشش کنید حسن ظن داشته باشید. مضمون روایت هم همین است که وقتی خیر حاکم و غالب بر زمان است، آدم باید حسن ظن داشته باشد و وقتی شر غالب است، انسان باید سوء ظن داشته باشد. امروز، دیگر اسلام و خیر غالب و حاکم است و حکومت و رهبری و دولت، اسلامی است. اگر چه در جامعه شر هم وجود دارد؛ اما غلبه و حاکمیت با خیر است. امروز، روز حسن ظن است.» (۷/ ۸/ ۱۳۶۸)