تاریخ استعمار گواتمالا توسط اسپانیا، نهتنها نمونه بارزی از سلطهجویی نظامی، بلکه روایتی تلخ از غارت نظاممند هویت، تمدن و سرمایههای انسانی و طبیعی یک سرزمین کهن است. گواتمالا که پیوندی دیرینه با مکزیک داشت و پیش از تقسیمات استعماری، سرزمینی واحد به شمار میآمد، بلافاصله پس از سقوط مکزیک به دست فاتحان اسپانیایی، هدف هجوم آنان قرار گرفت. در سال ۱۵۲۴ میلادی، نیروهای اسپانیایی به فرماندهی «پدرو د آلواردو» به این سرزمین تاختند و سرخپوستان گواتمالا، بهویژه قبایل متحد تحت رهبری قبیله کیچه، مقاومتی سرسختانه از خود نشان دادند، اما اسپانیاییها در پاسخ، دست به کشتاری وحشیانه زدند که در تاریخ منطقه کمنظیر است. به روایت «گالئونو لئون پورتِیا»، مورخ نامدار، پدرو د آلواردو و سربازانش به گواتمالا حملهور شدند و شمار سرخپوستانی که به دست آنان کشته شد، چنان بود که سیلابی از خون به راه افتاد و رنگ روز از شدت خونریزی سرخ شد؛ پیش از نبرد سرنوشتساز، هنگامی که سرخپوستان زیر شکنجه بودند، از اسپانیاییها خواستند که آزارشان را متوقف کنند و قول دادند که الماس، طلا، نقره و زمرد برایشان بیاورند و سرانجام یا تسلیم شدند یا به زیر سلطه درآمدند. اما خونریزی با پیروزی نظامی اسپانیا پایان نیافت؛ میان سالهای ۱۵۲۴ تا ۱۶۱۰، جمعیت بومی گواتمالا دچار سقوطی فاجعهبار شد، بهگونهای که بنا بر برآوردها، میان دو سوم تا حتی پنجششم از سرخپوستان در این دوره جان باختند. علت این مرگومیر گسترده، نهتنها کشتار مستقیم، بلکه گرسنگی ناشی از مصادره زمینها، کارهای اجباری طاقتفرسا و بیماریهای واردشده توسط استعمارگران بود و حتی امروزه، شمار سرخپوستان گواتمالا از جمعیت آن در سال ۱۵۲۴ کمتر است؛ آماری که بیانگر عمق فاجعه انسانی و نسلکشی تدریجی در این سرزمین میباشد. انگیزه اصلی استعمارگران اسپانیایی، دستیابی به طلا بود، اما هنگامی که ذخایر طلای گواتمالا به اندازه مورد انتظارشان نبود، به سراغ دیگر منابع درآمدزا رفتند و مهمترین این منابع، محصول کاکائو بود.