ترامپ که با سیاست تحقیر و تهدید در نشست ناتو تا حدودی توانست کشورهای اروپایی را به باج دادن وادار سازد، در کنار زبان تهدید و تحقیری که برای تحت تاثیر قرار دادن ایرانیان به کار برد، ادعاهای جدیدی در باب ترور خود مطرح کرد. ادعاهایی در قالب مظلوم نمایی که پیش از این در روند انتخابات ریاست جمهوری نیز تکرار کرده و مدعی چندین ترور علیه خود شده و حتی مدعی بود که او همچون ریگان فردی بزرگ است که دیگران به دنبال حذف او هستند.
این ادعاهای ترامپ با محوریت توجیه تهدیدات علیه ایرانیان در حالی صورت گرفته که شواهد امر نشان میدهد ترامپ و حزب جمهوریخواه در حالی برای انتخابات میان دورهای کنگره آماده می شوند که نظر سنجیها و شواهد امر از وضعیت بحرانی آنها حکایت دارد، چنانکه ترامپ رسماً عنوان می کند که شکست در انتخابات با احتمالی بالا همراه است. در این میان نظر سنجیها نیز نارضایتی شدید 77 درصدی از عملکردهای ترامپ را آشکار می سازد بگونهای که او به منفورترین رئیس جمهور آمریکا مبدل شده است. جام جهانی و اقدام ترامپ برای پس گرفتن کارت قرمز بازیکن آمریکایی نیز نتوانست او را کمک نماید، بلکه بر تمسخر و نارضایتیها افزوده است. در نهایت آنکه ترامپ برای رویای پادشاهی خویش عملاً مولفههای قدرت را از دست داده است، در چنین شرایطی به نظر میرسد او با تکرار مظلوم نمایی و ادعای ترورش به دنبال تکرار اقداماتش در انتخابات ریاست جمهوری است، چنانکه او پیش از این رسماً به جمهوریخواهان هشدار داده که احتمال شکستشان در انتخابات بسیار است.
تقارن بازی روانی ترامپ با تحرکات اخیر صهیونیستها جای تامل دارد. از یک سو به دلیل بحرانها و شرایط انتخاباتی مقامات کاخ سفید از ترامپ گرفته تا ونس اجباراً به انتقاد از رژیم صهیونی روی آورده و برآنند تا نشان دهند که اصل اول اسرائیل را کنار گذاشتهاند و از سوی دیگر نیز نظر سنجیها از اعتراضات گسترده مردم آمریکا به روابط کشورشان با رژیم صهیونی حکایت دارد. این موج ضد صهیونی در جهان چنان است که حتی اندی برنام که سودای جانشینی استارمر نخست وزیر انگلیس را دارد، رسماً به خاطر همراهی حزب حاکم کارگر با جنایات رژیم صهیونی در غزه عذرخواهی کرده است تا رضایت مردم برای رسیدن به نخست وزیری را کسب نماید. در این شرایط می توان گفت که صهیونیستها با موج سواری بر ادعاهای ترامپ در باب ترورش برآنند تا خود را ناجی رئیس جمهور و ساختار آمریکا معرفی نمایند تا شاید کمی از انزجار جامعه آمریکایی از این رژیم و تأثیرات آن بر انتخابات بکاهند. نکته مهم آنکه همزمان سران رژیم بویژه نتانیاهو برای ماندن به قدرت، تجاوزگری و جنگ افروزی را راهکار نهایی میدانند، لذا به نظر می رسد صهیونیستها با دامن زدن به ذهنیت ترامپ برآنند تا آمریکا را بار دیگر گرفتار جنگی نمایند که تجربه های پیشین شکست و هزینههای آن برای آمریکا و جهان را آشکار ساخته است. حال آنکه سران رژیم صهیونی با نگاهی خودخواهانه به دنبال تکرار این وضعیت هستند. به عبارتی دیگر میتوان گفت که صهیونیستها با القای ذهنیت ترور در ذهن ترامپ به دنبال فریب او برای اهداف جنگ افروزانه هستند.
نکته مهم آنکه مظلوم نمایی ترامپ در شرایطی صورت میگیرد که حماسه بزرگ ملت ایران و عراق در بدرقه رهبر شهید و نیز حضور نمایندگانی از 100 کشور در ایران ، در کنار آنکه بسیاری از نقشه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران را خنثی ساخت، ظرفیت سازی جدیدی را برای جمهوری اسلامی و ملت ایران در صحنه جهانی رقم زد بگونهای که حتی ترامپ نیز مجبور به اعتراف شد. در این شرایط به نظر میرسد ترامپ که حسادت و کینه توزی او بر همگان آشکار شده با دستور تجاوز گری نظامی در نشست ناتو علیه ایران و نیز طرح ادعاهایی در باب ترورش بدنبال به حاشیه راندن این مراسم باشکوه و بزرگ بوده است، چنانکه هدف قرار دادن پل های ارتباطی به مشهد یکی از اهداف تجاوزگری اخیر آمریکا بوده است. تحرکاتی که البته به دلیل حماسه بزرگ ملت ایران در مشهد و نیز میزبانی قابل تقدیر عراقی ها از رهبر شهید، آن را با ناکامی همراه ساخت که اظهارات بی ادبانه و هتاکانه ترامپ علیه ایرانیان گواهی بر این شکست است. ترامپ در نهایت نتوانست این عظمت و شکوه را کم رنگسازی نماید که ادعای دوباره وی مبنی بر درخواست ایران برای مذاکره برگرفته از همین ناکامی است.
ترامپ با هوچیگری و مظلوم نمایی در باب ترورش در حالی به دنبال متهم سازی ایرانیان و توجیه رفتارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و تهدید آمیز آینده علیه ایران است که او و صهیونیستها با بازی با کلمات نمیتوانند اصول و قوانین بینالمللی که زمینه حقوق ایران در پاسخ به تروریسم آمریکایی- صهیونی میشود را تغییر دهند.
نکته بسیار مهم آن است که ترامپ با هوچیگری و مظلوم نمایی در باب ترورش در حالی به دنبال متهم سازی ایرانیان و توجیه رفتارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و تهدید آمیز آینده علیه ایران است که او و صهیونیستها با بازی با کلمات نمیتوانند اصول و قوانین بینالمللی که زمینه حقوق ایران در پاسخ به تروریسم آمریکایی- صهیونی میشود را تغییر دهند. حقیقت غیر قابل انکار آن است که آمریکا و رژیم صهیونی با نقض تمامی قوانین بینالمللی، منشور ملل متحد، شورای حقوق بشر، کنوانسیونهای بینالمللی اقدام به ترور مقامات ایران از دانشمندان هستهای گرفته تا مسئولان سیاسی و رهبر انقلاب که نه تنها رهبر سیاسی ایرانیان، بلکه رهبر معنوی جهان اسلام است پرداختهاند و در جنایتی بزرگ و ضد بشری 168 دانش آموز مدرسه میناب را تعمدا هدف قرار داده اند. بر اساس حقوق بین الملل و قوانین عرفی و جهانی ایران حق دارد انتقام یکایک این افراد را که قربانی تروریسم آمریکایی – صهیونی شدهاند بگیرد و هوچی گری و مظلوم نمایی سران آمریکا و رژیم نیز نمیتواند این حق را پایمال سازد. آنچه از سوی ملت و مسئولان ایرانی مبنی بر لزوم تنبیه متجاوزان و خونخواهی قربانیان تروریسم آمریکایی – صهیونی مطرح می شود حقی انکار ناپذیر است، حال آنکه اذعان رسمی سران آمریکا و رژیم صهیونی مبنی بر ترور دوباره مقامات ایرانی تروریسم دولتی است که جهان موظف به مقابله با آن است. ایران بر اساس حق دفاع مشروع و مقابله با تروریسم حق دارد هر تنبیهی را علیه مقامات آمریکا و رژیم صهیونی و حامیان و شرکایشان انجام دهد، حال آنکه تهدیدات آمریکا و رژیم صهیونی علیه مقامات ایران و زدن زیر ساختها مصداق تروریسم دولتی و جنایت جنگی است که سکوت جهانی در برابر آن بدعتی خطرناک را به همراه دارد که روحیه کاذب برای تروریسم آمریکایی- صهیونی به همراه خواهد داشت. ترامپ با هوچی گری نمیتواند جای این اصول را تغییر دهد، چرا که اقدام ایران واکنشی به جنایات آمریکا و صهیونیستهاست که امری مشروع می باشد، حال آنکه تهدیدات آمریکا و صهیونیستها علیه مقامات ایرانی اقدامی تروریستی و مغایر با تمامی قوانین بینالمللی است که جهان باید برای مقابله با آن اقدام نماید. در همین حال مجازات سران تروریست آمریکا و رژیم صهیونی توسط ایران خدمتی بزرگ به تمام بشریت است چرا که از رویه شدن چنین ترورهایی جلوگیری و این درس را برای آنها دارد که چنین رفتارهایی بدون مجازات نخواهد ماند.