بین الملل >>  بین الملل >> نبض بین الملل
تاریخ انتشار : ۲۲ تير ۱۴۰۵ - ۰۸:۳۶  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۵۴۰
بصیرت ادعاهای جدید ترامپ درباره سوریه را بررسی می‌کند
اقدام ترامپ در قبال جولانی را باید برگ دیگری از دوگانگی آمریکا در قبال تروریسم دانست که با هدف بحران‌سازی‌های جدید در منطقه صورت می گیرد. روندی که تهدیدی برای کل منطقه است و هوشیاری و بیداری همگانی در برابر آن را یک ضرورت انکار ناپذیر می‌سازد.
پایگاه بصیرت / علی تتماج

در میان هیاهوها و بحران‌ سازی آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، اعلام کرد که واشنگتن باید سوریه را از فهرست «کشورهای حامی تروریسم» وزارت امور خارجه ایالات متحده خارج کند.ترامپ در گفت‌وگو با خبرنگاران با اشاره به احمد الشرع گفت: فکر می‌کنم این کار را انجام خواهم داد. چرا نباید انجام دهم؟ او کار فوق‌العاده‌ای انجام داده است. روبیو در این باره گفته است: «این گام تاریخی دیگری از سوی رئیس‌جمهور، دونالد ترامپ است تا به مردم سوریه فرصتی برای پیشرفت و شکوفایی بدهد.» 

این اقدام از سوی آمریکا در قبال سوریه در حالی صورت می‌گیرد که سابقه جولانی و تحریر الشام در ساختاری تروریستی تعریف می شود که حتی در لیست گروه‌های تروریستی آمریکا بوده و 10 میلیون دلار جایزه برای سر جولانی در نظر گرفته شده بود. رفتارهای آمریکا از جمله حمایت ترامپ از جولانی را می توان ادامه بازی آمریکا با تروریسم خوب و بد ارزیابی کرد چنانکه هر کس با هر ماهیتی ولو با اثبات جنایاتش دوست آمریکا می باشد و هر کس که در برابر آمریکا قرار گیرد با برچست تروریسم به هدفی نظامی مبدل می گردد. ترامپ اکنون در حالی لب به تقدیر از جولانی کشوده است که ترامپ در کنار سران رژیم صهیونی اولین تروریسم دولتی جهان هستند که جنایات آنها از غزه تا تهران از جمله شهادت 20 هزار کودک غزه‌ای و دانش آموزان میناب آشکار است. همگرایی جدید ترامپ با جولانی را می توان فاز جدید پیوند میان تروریست‌ها دانست که 

غربی‌ها در حالی تعریفی جدید از تروریسم و بحران سازی در منطقه هستند بگونه‌ای که بر اساس آن از جولانی الگویی برای برخی سایر ملت‌ها جهت تن دادن به تروریست‌ها و اشغالگران می‌سازند.

بر اساس اهدافی مشخص شده در کنار هم قرار گرفته‌اند. نکته نخست آن است که همزمان با اشغالگری و غارت گری آمریکا بر سر منابع نفتی سوریه، برخی کشورهای اروپایی نیز وارد این معادله شده‌اند که سفر مکرون رئیس جمهور فرانسه به دمشق و ادعاهای وی درباره سرمایه گذاری در سوریه نمودی از این وضعیت می‌باشد. با توجه به این شرایط می‌توان گفت که بخشی از تقدیر جدید ترامپ از جولانی در قالب رقابت با سایر بازیگران در سوریه تعریف می گردد. نکته مهم آنکه غربی‌ها در حالی تعریفی جدید از تروریسم و بحران سازی در منطقه می‌کنند، بگونه‌ای که بر اساس آن از جولانی الگویی برای برخی سایر ملت‌ها جهت تن دادن به تروریست‌ها و اشغالگران می‌سازند. آنها با سفید سازی ماهیت تروریستی جولانی و تحریرالشام و وضعیت بحرانی که بر سوریه حاکم به دنبال القای این گزینه هستند که ملت‌ها با سرنگون سازی حاکمیت‌ها ولی با گروه‌های تروریستی و جنایت‌کار و تن دادن به اشغالگری و نسخه‌های آمریکایی می‌توانند به رفاه اقتصادی و زندگی بهتر دست یابند، حال آنکه واقعیت آن است که از زمان آمدن جولانی عملاً امنیت و معیشتی در سوریه وجود ندارد و صرفاً با سانسورهای خبری و نقاب‌های ظاهری است که بر این وضعیت بحرانی سرپوش گذاشته می شود. سوریه عملاً به کشوری چند پاره تجزیه شده که بحران اقتصادی و معیشتی و ناامنی گسترده در آن موج می زد و اشغالگران از رژیم صهیونی و آمریکا گرفته تا ترکیه و برخی کشورهای عربی و غربی رسماً آن را به جولانگاه خود تبدیل کرده اند. 

نکته مهم دیگر در باب تقدیر ترامپ از جولانی نسخه‌ای است که در قبال لبنان و حزب الله پیچیده است. چندی پیش ترامپ مدعی شده بود که برای امنیت رژیم صهیونی، پرونده حزب الله را به جولانی خواهد سپرد. هر چند که در ظاهر دمشق مدعی وارد نشدن به این طراحی شده، اما سابقه جولانی و مطیع بودن آن در برابر آمریکا و برخی کشورهای عربی، اجرای این گزینه را دور از ذهن نمی سازد، چنانکه جولانی بارها ادعاهایی را علیه حزب الله مطرح و خود را ناجی منافع آمریکا و رژیم صهیونی معرفی کرده است.

مسئله دیگر آن است که ترامپ در حالی از برداشتن تحریم‌ها و ماهیت تروریستی جولانی می گوید که آمریکا هیچ اقدامی برای مقابله با اشغالگری ترکیه و رژیم صهیونی صورت نمی دهد. بر این اساس می توان گفت که این اقدام ترامپ گامی در جهت تثبیت اشغالگری رژیم صهیونی است، در کنار آنکه به نظر می رسد ترامپ در حال باز تعریف رفتارهای آمریکا در قبال ترکیه برای گرفتار سازی این کشور در بحران‌های منطقه است که حمایت‌های ترامپ از میزبانی اردوغان از نشست سران ناتو بگونه‌ای که ادعا کرد اگر در ترکیه نبود در این نشست شرکت نمی کرد و نیز ادعای فروش اف 35 به آنکارا در این چارچوب قابل تعریف است. با توجه به روابط ترکیه با جولانی حمایت‌های ترامپ از او را می توان بخشی از این پازل خطرناک آمریکا برای ترکیه دانست که برای ساکت کردن این کشور در برابر اشغالگری رژیم صهیونی و یا شاید بهره گیری از ظرفیت‌های آنکارا در جنگ افروزی جدید آمریکا در منطقه صورت گرفته است.

به هر تقدیر اقدام ترامپ در قبال جولانی را باید برگ دیگری از دوگانی آمریکا در قبال تروریسم دانست که با هدف بحران‌سازی‌های جدید در منطقه صورت می گیرد. روندی که تهدیدی برای کل منطقه است و هوشیاری و بیداری  همگانی در برابر آن را یک ضرورت انکار ناپذیر می‌سازد.