بصیرت
دفتر لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه ایالت کارولینای جنوبی، اعلام کرد این سیاستمدار آمریکایی شامگاه شنبه به وقت محلی در ۷۱ سالگی بر اثر یک بیماری ناگهانی درگذشته است.گراهام یکی از چهرههای شناختهشده حزب جمهوریخواه و از اعضای باسابقه سنای آمریکا بود که در فاصله سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۱ ریاست کمیته قضایی سنا را بر عهده داشت. او در طول دوران فعالیت سیاسی خود بهعنوان یکی از سیاستمداران تأثیرگذار در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی شناخته میشد. نکته مهم در سابقه کاری گراهام را اصرار وی به ایفای نقش پدرخوانده ترامپ تشکیل می دهد. شواهد نشان می دهد که او در دوره اول و دوم ریاست جمهوری ترامپ همواره بر آن بوده تا در کنار او دیده شود در عین آنکه بسیاری از سیاستهای ترامپ بر اساس نظرات او تدوین و اجرا می شده هر چند که ترامپ عادت دارد تا خود را فردی مستقل و نه پیرو معرفی نماید.
گراهام طی سالهای اخیر توانسته بود به یکی از نزدیکترین افراد به دونالد ترامپ و یکی از اثرگذارترین صداها در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا تبدیل شود به طوری که برخی به او عنوان پدرخوانده سیاسی ترامپ را داده بودند.گراهام از سالها قبل بهعنوان یکی از سیاستمداران موسوم به بازهای جنگطلب در واشنگتن شناخته میشد؛ جریانی که بر استفاده از قدرت نظامی، افزایش فشار اقتصادی و اتخاذ مواضع سخت در برابر رقبای آمریکا بویژه ایران تأکید دارد.او در دوره فعالیت سیاسی خود در موضوع ایران، از سرسختترین مخالفان رویکردهای دیپلماتیک بود. گراهام از مخالفان توافق هستهای برجام محسوب میشد و از تصمیم دولت دونالد ترامپ برای خروج از این توافق در سال ۲۰۱۸ حمایت کرد. همچنین بارها خواستار تشدید تحریمها،حمله نظامی و افزایش فشار علیه تهران شد. گراهام با بازگشت ترامپ به کاخ سفید محور بازی پدرخواندگی را به ایجاد فضای جنگ و افزایش فشارها علیه ایران بر اساس خواست لابی صهیونیستی اختصاص داد و حتی از افرادی که با به حاشیه کشاندن نشست امنیتی مونیج سال 2026 و تبدیل آلمان به سیرک مضحک ضد ایرانی عملا ویرانی این نشست را رقم زد.
رابطه گراهام و ترامپ برای بسیاری از ناظران سیاسی، فراتر از یک اتحاد حزبی معمولی بود. گراهام فردی بود که هم به ترامپ نزدیک بود و هم در میان جریانهای سنتیتر جمهوریخواه ارتباطات گستردهای داشت؛ ترکیبی که به او اجازه میداد در بسیاری از پروندهها نقش واسطه و اثرگذار ایفا کند.
برخی تحلیلگران معتقد بودند گراهام تلاش داشت جایگاهی شبیه یک «راهبردپرداز پشت صحنه» برای خود ایجاد کند؛ فردی که مسیرهای سیاسی را پیشنهاد میدهد و در تعیین اولویتهای امنیتی حزب نقش دارد.حضورهای مکرر او در کنار ترامپ، از نشستهای سیاسی گرفته تا دیدارهای غیررسمی، تصویری از نزدیکی کمسابقه میان این دو چهره ایجاد کرده بود. این نزدیکی باعث شد برخی رسانهها از او بهعنوان یکی از افراد بانفوذ در حلقه تصمیمگیری ترامپ و حتی پدرخوانده سیاسی او یاد کنند.
گراهام همچنین از حامیان اقدامات نظامی آمریکا در منطقه بود و در موضوعات مختلف، مواضعی اتخاذ کرد که انتقادهای فراوانی را به دنبال داشت. منتقدانش او را نماد سیاستهای مداخلهگرایانه واشنگتن میدانستند، در حالی که حامیانش او را مدافع رویکرد سختگیرانه در برابر تهدیدهای امنیتی معرفی میکردند.وی همچنین اظهارات و مداخلهجوییهای بسیاری نسبت به ایران داشت. در اغتشاشات دی ماه گذشته در ایران موضع بسیار تند اتخاذ کرد و خواستار اقدام نظامی علیه ایران شد. گراهام در آن زمان خواستار یک موج عظیم حملات نظامی، سایبری و روانی علیه جمهوری اسلامی ایران شد. وی این اقدامات را محتوای اصلی شعار دونالد ترامپ مبنی بر اینکه کمک در راه است میدانست.لیندسی گراهام یکی از تندروترین چهرههای واشنگتن علیه جمهوری اسلامی ایران بود و آرزوی نابودی ایران را داشت و سخنانش با ادعای ترامپ که می گفت ایران را محو می کند همخوانی داشت این رویکرد چنان بود که او بارها عربستان را به خاطر سازش نکردن با رژیم صهیونیستی تهدید کرده بود.
مرگی با ابهامات سوال برانگیز
نکته قابل توجه در باب مرگ گراهام دو منظر ترامپی و صهیونیستی است. در یک سوی معادله در حالی او می خواست که نقش پدرخوانده ترامپ را به نمایش گذارد در حالی ترامپ همواره ادعای استقلال در تصمیم گیری را مطرح می کرد. رفتارهای گراهام بویژه باتلاقی کوه با جنگ افرزی علیه ایران ترامپ را گرفتار کرد با نارضایتیهای ترامپ و نزدیکانش مواجه شده بود. ترامپ به نوعی احساس می کند که گراهام او را وارد بازی کرده که صرفا خواستههای او را اجرا کرده در حالی ترامپ هر چند منافع اقتصادی برده اما گرفتار باتلاقی شده که توان خروج از آن را ندارد. با توچه به نگاه خودخواهانه ترامپ ابهامات در باب مرگ گراهام در سکوت جای تامل دارد. نکته دیگر آنکه گراهام از یک سو در نگاه جامعه آمریکایی به عنوان فردی شناخته می شود که زمینه ساز بحرانهای اقتصادی و حیثیتی بسیار برای آمریکا شده است که افزایش بهای سوخت بخش کوچکی از تبعات آن است. از سوی دیگر جامعه آمریکایی دیگر پذیرنده افرادی که در خدمت صهیونیستها هستند نمی باشد چنانکه حتی نامزدهای انتخابات میان دورهای کنگره راه انزجار از این رژیم را در پیش گرفتهاند. نکته مهم در باب مرگ گراهام ابراز ناراحتی سنگین صهیونیستهاست چنانکه ایتمار بن گویر وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی با انتشار یک پست در فضای مجازی به سرعت به اعلام خبر مرگ لیندسی گراهام سناتور جمهوریخواه آمریکایی حامی این رژیم واکنش نشان داد.وی در این پست ضمن ابراز ناراحتی گفت: امروز اسرائیل یکی از بزرگترین دوستان خود را از دست داد.
گراهام یکی از تندروترین چهرههای واشنگتن علیه جمهوری اسلامی ایران بود و آرزوی نابودی ایران را داشت و سخنانش با ادعای ترامپ که می گفت ایران را محو می کند همخوانی داشت
در همین رابطه اسحاق هرتزوگ رئیس رژیم صهیونیستی گفت: سناتور گراهام رهبر واقعی همکاریهای آمریکا و اسرائیل بود. از مرگ سناتور گراهام شوکه شدم و قلبم شکست!یسرائیل کاتز وزیر جنگ این رژیم نیز نوشت: من از درگذشت سناتور لیندسی گراهام، دوست واقعی اسرائیل و یکی از قویترین و ثابت قدمترین حامیان آن، عمیقاً ناراحت هستم.گیدعون ساعر وزیر خارجه رژیم صهیونیستی گفت: حمایت های گراهام از تل آویو و امنیت ما قدرتمند بود. ما دوست بزرگی را از دست دادیم.نفتالی بنت نخست وزیر پیشین رژیم اشغالگر نوشت: از شنیدن خبر درگذشت دوستم سناتور لیندسی گراهام، بسیار متاثر شدم. یائیر لاپید رئیس جریان اپوزیسیون در رژیم صهیونیستی با انتشار یک پست نوشت: لیندسی گراهام در درجه اول یک دوست بود. این سخنان در شرایطی که بیانگر میزان وابستگی و سرسپردگی گراهام به رژیم صهیونی است در عین حال میزان عمق انزجار مردم آمریکا از او را نیز نشان میدهد. مردمی این روزها اصل اول اسرائیل را ریشه بحرانهای کشورشان میدانند. در این شرایط سناریوی مرگ طبیعی گراهام با مولفههایی همچون نقش ترامپ و یا فردی از جامعه امریکا را تقویت می کند. هر سناریویی که در این میان مطرح باشد یک اصل اساسی را تغییر نمی دهد و آن اینکه گراهام نیز مانند تمامی آنانی که به دنبال محو ایران و مقاومت بودند مرد در حالی که جمهوری اسلامی ایران و مقاومت پر قدرتتر از همیشه به مسیر تعالی خویش ادامه می دهند و می روند تا نظم نوین جهانی را رقم زنند.