صبح صادق >>  نگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۷۳۶
پایگاه بصیرت / رضا صارمی‌راد

تازه‌ترین دور تنش‌ها در تنگه هرمز پس از برخورد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با یک کشتی کانتینربر متخلف آغاز شده است، کشتی‌ای که دستور‌های ایران را نادیده گرفته و از یک مسیر غیرقانونی در نزدیکی عمان عبور کرده بود. ایران پس از آن اعلام کرد تنگه تا اطلاع ثانوی بسته است. ایالات متحده نیز در پاسخ، موجی از حملات متجاوزانه را علیه اهدافی در داخل ایران آغاز کرد. اما جغرافیای حملات آمریکا همچنان اهمیت تنگه هرمز در یک نزاع بلندمدت را آشکار می‌کند. انفجار‌هایی در امتداد سواحل جنوبی ایران، از جمله در بندرعباس، جاسک، سیریک، بوشهر و دیگر مناطق راهبردی مشرف به خلیج فارس و دریای عمان گزارش شده است. به نظر می‌رسد هدف آمریکا تنها مقابله اعمال حاکمیت ایران بر تنگه نیست، بلکه تضعیف نظام‌مند توانایی‌ها برای نظارت بر کشتیرانی و در مرحله بعد کاهش توان دفاعی ایران است. ایران در مقابل با گسترش میدان نبرد پاسخ تجاوزات آمریکا را داده است، سپاه و ارتش از حمله به دارایی‌های نظامی آمریکا در سراسر منطقه خبر داده و هم‌زمان کشور‌های حاشیه خلیج فارس، از جمله امارات متحده عربی، کویت و قطر، از رهگیری موشک‌ها و پهپاد‌ها خبر داده‌اند. تهران همچنین مدعی برخورد با کشتی‌های دیگری در تنگه شده است. به این ترتیب، آنچه در ابتدا اختلافی بر سر نحوه عبور و مرور دریایی بود، به یک رویارویی منطقه‌ای، اما زیر حد آستانه تبدیل شده که در آن کشتی‌های تجاری و پایگاه‌های نظامی بیش از پیش در معرض خطر قرار گرفته‌اند. در قلب این رویارویی، اختلاف اساسی بر سر معنای باز بودن تنگه هرمز وجود دارد. واشنگتن اصرار دارد کشتی‌های تجاری باید بتوانند آزادانه از آبراه‌های بین‌المللی شناخته شده عبور کنند. تهران در مقابل، معتقد است کشتی‌ها باید از مسیر‌هایی عبور کنند که ایران تعیین می‌کند، به‌ویژه مسیر‌هایی که از آب‌های سرزمینی ایران می‌گذرند. پیش از جنگ، بنا بر گزارش‌ها روزانه بیش از ۱۳۰ کشتی از تنگه عبور می‌کردند، اما داده‌های اخیر نشان می‌دهد این رقم در یکی از روز‌ها به تنها ۲۲ کشتی کاهش یافته است و با تشدید تنش‌ها نیز ایران رسماً از مسدود سازی دوباره تنگه خبر داده است. گرچه ایالات متحده از برتری گسترده نظامی متعارف برخوردار است و می‌تواند به حمله خود به زیرساخت‌های نظامی ایران ادامه دهد؛ اما با این حال، حملات هوایی به‌تنهایی لزوماً نمی‌توانند عبور امن و قابل پیش‌بینی کشتی‌ها از آبراه باریکی را تضمین کنند که ایران بر بخش بزرگی از جغرافیای پیرامون آن تسلط دارد. تهران برای تحمیل هزینه به آمریکا نیازی به شکست دادن ارتش این کشور در یک جنگ متعارف ندارد؛ کافی است توان موشکی، پهپادی و دریایی و سطحی از عدم قطعیت را حفظ کند که کشتیرانی تجاری را خطرناک و پرهزینه نگه دارد. در شرایط عادی، حدود یک‌پنجم نفت مصرفی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند. اگرچه نفت برنت هفته را در محدوده ۷۶ دلار به پایان رساند، رقمی که بسیار پایین‌تر از اوج قیمت‌ها در جریان جنگ است. چرخه‌های مکرر حمله و تلافی نشان داده‌اند که این درگیری تا چه اندازه می‌تواند به‌سرعت بر انتظارات بازار تأثیر بگذارد. هزینه بیمه، تصمیم شرکت‌های کشتیرانی و نگرانی از تشدید بیشتر جنگ ممکن است به اندازه خسارت فیزیکی واردشده به کشتی‌ها اهمیت پیدا کند. دیپلماسی نیز هنوز به‌طور کامل از میان نرفته است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در عمان درباره سازوکار‌های عبور امن کشتی‌ها گفت‌و‌گو کرده و پاکستان، قطر و عمان نیز برای حفظ مسیر مذاکرات تلاش کرده‌اند. اما اکنون دیپلماسی زیر آتش جریان دارد. هر دو طرف ظاهراً تصور می‌کنند افزایش فشار نظامی می‌تواند موقعیت آنها را در مذاکرات تقویت کند، حتی اگر همین فشار هم‌زمان امکان دستیابی به توافق را دشوارتر کند. بنابر این در حال حاضر، هیچ‌یک از دو طرف قادر نیستند نظم مورد نظر خود را بر تنگه تحمیل کنند. دقیقاً همین وضعیت است که شرایط را تا این اندازه خطرناک می‌کند، در چنین وضعیتی اگر تلاش‌های دیپلماتیک به هر دلیلی راه به جایی نبرند برای تثبیت یک رژیم کنترلی جدید بر تنگه ایالات متحده و ایران به ناچار باید به دور جدیدی از جنگ گسترده تن دهند.