صبح صادق >>  راهبرد >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۷۴۶
نگاهی به حرکت اروپا در مسیر استقلال راهبردی و فرصت‌های پیش‌روی کشورمان
تحولات چند سال اخیر در محیط امنیتی اروپا و به‌ویژه رویداد‌های منتهی به اجلاس اخیر ناتو در آنکارا، بیش از هر زمان دیگری نشان می‌دهد که این پیمان نظامی در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه از حیات خود قرار گرفته است.
پایگاه بصیرت / نوید کمالی

تحولات چند سال اخیر در محیط امنیتی اروپا و به‌ویژه رویداد‌های منتهی به اجلاس اخیر ناتو در آنکارا، بیش از هر زمان دیگری نشان می‌دهد که این پیمان نظامی در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه از حیات خود قرار گرفته است. اگر ناتوی دوران جنگ سرد را بتوان «ناتوی بازدارندگی در برابر شوروی» و ناتوی پس از فروپاشی بلوک شرق را «ناتوی مدیریت بحران و مداخله فرامنطقه‌ای» نامید، اکنون نشانه‌های شکل‌گیری مرحله‌ای جدید مشاهده می‌شود که مهم‌ترین ویژگی آن، بازتعریف تقسیم کار امنیتی میان ایالات متحده و اروپاست. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و تأکید مجدد او بر شعار «اول آمریکا»، روندی را که از سال‌های گذشته آغاز شده بود، شتاب بیشتری بخشیده است؛ روندی که اروپا را ناگزیر می‌کند مسئولیت بیشتری در تأمین امنیت خود برعهده گیرد. ترامپ در دومین دوره ریاست‌جمهوری خود، بار دیگر انتقاد‌های صریحی را متوجه ساختار سنتی ناتو کرده است. از نگاه او، استمرار پرداخت بخش عمده هزینه‌های امنیت اروپا از طریق مالیات‌دهندگان آمریکایی نه با منافع اقتصادی ایالات متحده سازگار است و نه با منطق راهبردی سیاست خارجی این کشور. وی آشکارا از اعضای اروپایی ناتو خواسته است سهم بیشتری از هزینه‌های دفاعی را تقبل کنند و بار امنیتی این پیمان را از دوش واشنگتن بردارند. همزمان، رهبران اروپایی نیز با درک این واقعیت که اتکای کامل به چتر امنیتی آمریکا دیگر تضمین شده نیست، افزایش بودجه‌های دفاعی، توسعه صنایع نظامی و تقویت توان بازدارندگی مستقل را در دستور کار قرار داده‌اند. این تحولات صرفاً اختلافی مقطعی میان واشنگتن و برخی پایتخت‌های اروپایی نیست، بلکه بازتاب دگرگونی عمیق‌تر در ساختار نظام بین‌الملل و تغییر اولویت‌های قدرت‌های بزرگ است. از همین رو، پرسش اصلی آن است که آیا اروپا در حال حرکت به سوی استقلال راهبردی است و اگر چنین روندی استمرار یابد، چه پیامد‌هایی برای موازنه قدرت جهانی و منافع ملی کشورمان خواهد داشت؟

از آمریکامحوری تا اروپامحوری

طی بیش از هفت دهه گذشته، ستون اصلی قدرت ناتو بر برتری نظامی، اقتصادی و سیاسی ایالات متحده استوار بوده است. بخش عمده توان بازدارندگی هسته‌ای، فرماندهی عملیاتی، سامانه‌های اطلاعاتی، حمل‌ونقل راهبردی و فناوری‌های پیشرفته دفاعی این پیمان را آمریکا تأمین کرده و کشور‌های اروپایی عمدتاً از مزایای این چتر امنیتی بهره‌مند بوده‌اند. با این حال، تغییر تدریجی اولویت‌های راهبردی واشنگتن، به‌ویژه تمرکز بر رقابت با چین در حوزه هند و اقیانوس آرام، موجب شده است که سیاست‌گذاران آمریکایی خواهان کاهش تعهدات پرهزینه خود در اروپا شوند.

در این میان، جنگ اوکراین نقطه عطفی در بازاندیشی امنیتی اروپا به شمار می‌آید. اگرچه این جنگ موجب احیای نسبی انسجام ناتو شد، همزمان وابستگی گسترده اروپا به توان نظامی و لجستیکی آمریکا را نیز آشکار کرد. همین تجربه، بسیاری از رهبران اروپایی را به این جمع‌بندی رساند که امنیت پایدار قاره اروپا نمی‌تواند همواره به اراده سیاسی دولت‌های مستقر در واشنگتن وابسته باشد؛ به‌ویژه آنکه تغییر دولت‌ها در آمریکا ممکن است هر چهار سال یک‌بار اولویت‌های امنیتی این کشور را دستخوش تحول کند. توافق اعضای ناتو برای حرکت به سمت اختصاص پنج درصد تولید ناخالص داخلی به حوزه دفاع نیز تنها یک تصمیم مالی نیست، بلکه نشانه‌ای از تغییر نگرش راهبردی اروپا نسبت به آینده امنیت این قاره به شمار می‌رود.

استقلال اروپا!

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های وضعیت کنونی، افزایش فاصله دیدگاه‌های راهبردی میان دو سوی اقیانوس اطلس است. این شکاف الزاماً به معنای فروپاشی ناتو نیست، بلکه بیان‌کننده تغییر در ماهیت روابط میان آمریکا و متحدان اروپایی است. اروپا همچنان ناتو را مهم‌ترین چارچوب دفاع جمعی خود می‌داند، اما همزمان در تلاش است تا وابستگی مطلق به واشنگتن را کاهش دهد و ظرفیت تصمیم‌گیری مستقل را افزایش دهد.

این روند، در عوامل متعددی ریشه دارد. نخست، تغییر اولویت‌های ژئوپلیتیکی آمریکا و تمرکز فزاینده بر مهار چین است. دوم، اختلاف نظر درباره نحوه مدیریت بحران‌های بین‌المللی، از جنگ اوکراین گرفته تا تحولات غرب آسیا. سوم، فشار‌های اقتصادی ناشی از افزایش هزینه‌های نظامی و رقابت‌های فناوری که دولت‌های اروپایی را ناگزیر به بازتعریف اولویت‌های بودجه‌ای کرده است.

در چنین شرایطی، اروپا به تدریج در حال شکل دادن به نوعی «استقلال راهبردی» است؛ مفهومی که طی سال‌های گذشته بیشتر در ادبیات سیاسی مطرح بود، اما اکنون به سیاست عملی تبدیل شده است. البته تحقق کامل این هدف با موانع متعددی روبه‌روست. اختلاف دیدگاه میان کشور‌های اروپایی، تفاوت ظرفیت‌های اقتصادی، وابستگی برخی اعضا به تضمین‌های امنیتی آمریکا و چالش‌های مربوط به هماهنگی صنایع دفاعی، همچنان مانع از شکل‌گیری یک ساختار دفاعی کاملاً مستقل شده است. با این حال، جهت کلی تحولات نشان می‌دهد اروپا دیگر صرفاً به دنبال حفظ وضع موجود نیست، بلکه در حال طراحی معماری امنیتی متناسب با شرایط جدید نظام بین‌الملل است.

بنابراین، آنچه امروز مشاهده می‌شود، بیش از آنکه نشانه ضعف ناتو باشد، بیان‌کننده گذار این پیمان به مرحله‌ای جدید از تقسیم مسئولیت‌ها و بازتوزیع قدرت در درون ائتلاف غرب است.

پیامد‌های راهبردی

تحولات یادشده، فرصت‌ها و ملاحظات جدیدی را پیش روی سیاست خارجی کشورمان قرار می‌دهد. نخست آنکه افزایش استقلال نسبی اروپا می‌تواند زمینه اتخاذ مواضع واقع‌بینانه‌تر از سوی برخی کشور‌های اروپایی در قبال مسائل منطقه‌ای و بین‌المللی را فراهم کند. هر اندازه تصمیم‌گیری‌های امنیتی اروپا کمتر تحت تأثیر ملاحظات داخلی آمریکا قرار گیرد، امکان شکل‌گیری ابتکار‌های مستقل دیپلماتیک نیز افزایش خواهد یافت.

دوم آنکه تمرکز بیشتر آمریکا بر رقابت با چین و انتقال بخشی از مسئولیت‌های امنیتی اروپا به خود این قاره، بخشی از ظرفیت راهبردی واشنگتن را به مناطق دیگر معطوف خواهد کرد. چنین تغییری به معنای پایان رقابت‌های ژئوپلیتیکی نیست، اما می‌تواند الگو‌های تعامل قدرت‌های بزرگ در غرب آسیا را دستخوش تغییر کند. در چنین فضایی، کشورمان با برخورداری از موقعیت ممتاز ژئوپلیتیکی، ظرفیت‌های انرژی، توانمندی‌های دفاعی و شبکه‌های گسترده همکاری منطقه‌ای، می‌تواند جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای بیش از پیش تثبیت کند. سوم آنکه حرکت اروپا به سمت تقویت صنایع دفاعی، امنیت انرژی و تنوع‌بخشی به زنجیره‌های تأمین، زمینه‌های جدیدی را برای تعاملات اقتصادی و فناورانه در نظام بین‌الملل ایجاد خواهد کرد. هرچند محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها همچنان یکی از چالش‌های اصلی به شمار می‌آید، تجربه نشان داده است که هرگاه اروپا از استقلال بیشتری در تصمیم‌گیری برخوردار بوده، امکان بهره‌گیری از ابزار‌های دیپلماتیک و اقتصادی متنوع‌تر نیز افزایش یافته است. البته بهره‌برداری از این فرصت‌ها نیازمند پرهیز از نگاه ساده‌انگارانه است. اختلافات میان آمریکا و اروپا به معنای گسست کامل ائتلاف غرب نیست و همچنان در بسیاری از موضوعات، هماهنگی راهبردی میان دو سوی آتلانتیک ادامه خواهد داشت. از این رو، سیاست خارجی کشورمان باید ضمن رصد دقیق روند‌های جدید، از هرگونه برداشت هیجانی یا اغراق‌آمیز نسبت به اختلافات موجود پرهیز کند و بر تحلیل واقع‌بینانه تحولات تمرکز داشته باشد.

سیاست‌گذاری فعال

تحولات جاری نشان می‌دهد جهان در حال ورود به مرحله‌ای از بازآرایی قدرت است که در آن، ائتلاف‌های سنتی نیز ناگزیر از بازتعریف نقش و کارکرد خود هستند. ناتو دیگر همان پیمان دوران جنگ سرد نیست و اروپا نیز دیگر حاضر نیست امنیت خود را صرفاً بر پایه تضمین‌های آمریکا بنا کند. افزایش بودجه‌های دفاعی، توسعه صنایع نظامی، تلاش برای استقلال تصمیم‌گیری و بازتعریف جایگاه اروپا در محیط امنیتی پیرامونی، همگی نشانه‌های ورود این قاره به مرحله‌ای جدید از بلوغ راهبردی است.

برای کشورمان، مهم‌ترین پیام این تحول آن است که باید با نگاهی آینده‌نگر، تغییرات تدریجی در روابط فراآتلانتیکی را به‌عنوان بخشی از دگرگونی بزرگ‌تر نظام بین‌الملل مورد توجه قرار دهد. بهره‌گیری از فرصت‌های ناشی از افزایش استقلال نسبی اروپا، مستلزم دیپلماسی فعال، شناخت دقیق شکاف‌ها و همگرایی‌های درون غرب، توسعه همکاری با قدرت‌های نوظهور و استمرار سیاست متوازن در عرصه بین‌المللی است.

همچنین تقویت ظرفیت‌های داخلی در حوزه اقتصاد، فناوری، امنیت و دیپلماسی عمومی، شرط اساسی بهره‌برداری از فرصت‌هایی است که در نتیجه بازتوزیع قدرت در نظام جهانی پدیدار می‌شود. هر اندازه توان ملی کشورمان در ابعاد مختلف افزایش یابد، امکان نقش‌آفرینی مؤثرتر در محیط منطقه‌ای و بین‌المللی نیز بیشتر خواهد شد.

با عنایت به آنچه بیان شد، آنچه امروز در ناتو جریان دارد، صرفاً اختلافی بر سر میزان بودجه دفاعی یا نحوه تقسیم هزینه‌ها نیست؛ بلکه نشانه آغاز فصل تازه‌ای در نظم امنیتی غرب است. اگر اروپا بتواند مسیر استقلال راهبردی خود را با موفقیت ادامه دهد، شاهد شکل‌گیری معادلاتی متفاوت در روابط فراآتلانتیکی خواهیم بود. در چنین شرایطی، کشورمان با تکیه بر ظرفیت‌های ملی، موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز و سیاست خارجی هوشمندانه، می‌تواند از فضای جدید برای گسترش تعاملات سازنده، کاهش برخی محدودیت‌های بین‌المللی و ارتقای جایگاه خود در نظم در حال تحول جهانی بهره‌برداری کند. آینده امنیت اروپا، صرفاً مسئله‌ای اروپایی نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند گسترده بازآرایی قدرت در جهان است و هر کشوری که این روند را دقیق‌تر بشناسد و متناسب با آن سیاست‌گذاری کند، سهم بیشتری از فرصت‌های پیش‌رو خواهد داشت.