تصمیم دولت «دونالد ترامپ» برای رفع بخشی از محدودیتها و تحریمهای اعمالشده علیه ترکیه و ازسرگیری گفتوگوها درباره همکاریهای دفاعی و خاصه تجهیز ارتش ترکیه به جنگندههای رادارگریز افـ۳۵، صرفاً یک اقدام دوجانبه میان واشنگتن و آنکارا نیست؛ بلکه باید آن را در چارچوب بازآرایی معماری امنیتی ناتو و تحولات پرشتاب غرب آسیا تحلیل کرد.
ترکیه تنها کشوری در ناتو است که بهطور همزمان در چهار حوزه راهبردی دریای سیاه، قفقاز، شرق مدیترانه و غرب آسیا نقشآفرینی میکند. این کشور با در اختیار داشتن دومین ارتش بزرگ ناتو، کنترل تنگههای راهبردی بسفر و داردانل و برخورداری از نفوذ سیاسی و امنیتی در سوریه، عراق، قفقاز و آسیای مرکزی، ظرفیتی در اختیار دارد که هیچیک از اعضای اروپایی ناتو از آن برخوردار نیستند. به همین دلیل، هرگونه تغییر در جایگاه ترکیه، مستقیماً بر موازنه قدرت در ناتو و معادلات امنیتی منطقه اثر میگذارد.
چرا ترامپ به ترکیه نیاز دارد؟
روابط واشنگتن و آنکارا طی یک دهه گذشته با اختلافات متعددی از جمله خرید سامانه دفاعی اسـ۴۰۰ از روسیه، خروج ترکیه از برنامه جنگنده افـ۳۵، اختلاف بر سر نیروهای کُرد در سوریه و برخی مسائل شرق مدیترانه همراه بوده است. با این حال، تحولات جدید نشان میدهد ملاحظات ژئوپلیتیکی بار دیگر بر اختلافات سیاسی غلبه کرده است.
ترامپ امروز بیش از هر زمان دیگری به دنبال کاهش تعهدات مستقیم آمریکا در اروپا و انتقال بخشی از مسئولیتهای امنیتی به متحدان منطقهای است. تحقق این راهبرد بدون مشارکت فعال ترکیه دشوار خواهد بود. آنکارا نه تنها یکی از ستونهای جنوبی ناتو به شمار میآید، بلکه در مدیریت پروندههایی مانند جنگ اوکراین، امنیت دریای سیاه، تحولات سوریه، کنترل مسیرهای انرژی و حتی تعامل با روسیه نقش بیبدیلی دارد.
از این منظر، رفع تحریمها و احیای همکاریهای دفاعی با ترکیه را میتوان بخشی از راهبرد گستردهتر واشنگتن برای بازسازی اعتماد با یکی از مهمترین شرکای منطقهای خود دانست. این اقدام، صرفاً امتیازی به آنکارا نیست، بلکه سرمایهگذاری سیاسی برای افزایش هماهنگی ترکیه با اهداف کلان آمریکا و ناتو در محیط پیرامونی به شمار میآید. در همین چارچوب، یکی از اهداف محتمل این سیاست را میتوان تلاش برای مدیریت رفتار منطقهای ترکیه در قبال پروندههای حساس، بهویژه تحولات مرتبط با کشورمان ارزیابی کرد. واشنگتن به خوبی میداند که بدون همراهی نسبی آنکارا، مدیریت بسیاری از تحولات غرب آسیا، از سوریه و عراق گرفته تا قفقاز جنوبی و مسیرهای انتقال انرژی، با دشواری بیشتری مواجه خواهد شد. از اینرو، کاهش تنش با ترکیه و بازگرداندن آن به مدار همکاری نزدیکتر با غرب، بخشی از راهبرد آمریکا برای شکلدهی به محیط امنیتی آینده منطقه به شمار میرود.
همسایه، شریک و رقیب
برای کشورمان، شناخت جایگاه جدید ترکیه اهمیت ویژهای دارد. روابط تهران و آنکارا، برخلاف بسیاری از روابط منطقهای، همواره ترکیبی از همکاری، رقابت و مدیریت اختلافات بوده است. برای کشورمان، راهبرد مطلوب نه نگاه بدبینانه به همسایه غربی و نه خوشبینی افراطی نسبت به اهداف آنکاراست. ترکیه همسایهای مهم، شریک اقتصادی ارزشمند و یکی از بازیگران تأثیرگذار منطقه است؛ اما همزمان رقیبی ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی نیز به شمار میرود که در برخی حوزهها اهداف متفاوتی را دنبال میکند. بر همین اساس، توسعه همکاریها باید همواره در کنار هوشیاری راهبردی، رصد مستمر تحولات و حفظ ابتکار عمل دیپلماتیک دنبال شود. در شرایط گذار نظام بینالملل، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، شناخت دقیق اهداف قدرتهای بزرگ در قبال بازیگران منطقهای است.