صفحه نخست >>  عمومی >> نبض تحلیل
تاریخ انتشار : ۲۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۴  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۸۵۵
تا زمانی که آمریکا نتواند دستاوردی ملموس برای افکار عمومی و متحدان خود ارائه کند، به فشار نظامی و سیاسی ادامه خواهد داد. اما اگر ایران مقاومت و انسجام خود را حفظ کرده و مانع تحقق اهداف راهبردی آمریکا شود، در منطق جنگ‌های نامتقارن پیروز است
پایگاه بصیرت / محمد میری

۱- تداوم حملات آمریکا را نمی‌توان صرفاً با منطق هزینه–فایده توضیح داد. واشنگتن عقب‌نشینی در برابر ایران را پرهزینه می‌داند؛ زیرا چنین اقدامی می‌تواند پیام ضعف به رقبایی مانند چین و روسیه ارسال کند. از این منظر، ادامه فشار نظامی تلاشی برای حفظ اعتبار هژمونیک و جلوگیری از فرسایش جایگاه جهانی آمریکاست.

۲- یکی از خطا‌های راهبردی آمریکا، ارزیابی صرفاً مادی از قدرت ایران است. واشنگتن ایران را عمدتاً بر اساس معیار‌های کلاسیک قدرت نظامی و اقتصادی تحلیل می‌کند، در حالی که مؤلفه‌هایی مانند مشروعیت انقلابی، سرمایه اجتماعی، انسجام ایدئولوژیک و شبکه‌های منطقه‌ای، بخشی از ظرفیت بازدارندگی ایران را تشکیل می‌دهند. همین محاسبه نادرست باعث شده هزینه و توان پاسخ ایران کمتر از واقعیت برآورد شود.

۳- هدف آمریکا تنها عملیات نظامی محدود نیست، بلکه تغییر معادله بازدارندگی ایران است. واشنگتن می‌داند که فشار نظامی به‌تنهایی برای تغییر رفتار ایران کافی نیست؛ بنابراین هم‌زمان با عملیات میدانی، بر جنگ روایت‌ها، فشار سیاسی و ایجاد شکاف داخلی تمرکز می‌کند تا اهرم‌های راهبردی ایران تضعیف شود.

۴- آمریکا مذاکرات را بخشی از راهبرد فشار ترکیبی خود می‌دانست تا ایران را به عقب‌نشینی از اهرم‌های راهبردی وادار کند. در مقابل، ایران نیز از مذاکرات به‌عنوان ابزاری تاکتیکی برای مدیریت زمان و بازسازی توانمندی‌های نظامی خود بهره گرفت. ناکامی واشنگتن در دستیابی به اهدافش، آن را بار دیگر به سمت تشدید تقابل سوق داد.

۵- تا زمانی که آمریکا نتواند دستاوردی ملموس برای افکار عمومی و متحدان خود ارائه کند، به فشار نظامی و سیاسی ادامه خواهد داد. اما اگر ایران مقاومت و انسجام خود را حفظ کرده و مانع تحقق اهداف راهبردی آمریکا شود، در منطق جنگ‌های نامتقارن پیروز است؛ چنان‌که کیسینجر می‌گوید: «چریک پیروز می‌شود اگر شکست نخورد؛ ارتش متعارف شکست می‌خورد اگر پیروز نشود.»