صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۳۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۳۹۳۹۲۹
وزیر ارشاد دولت سیزدهم با انتقاد از دوگانه‌سازی «جنگ‌طلب» و «صلح‌طلب» در فضای سیاسی، این رویکرد را بازی در زمین دشمن دانست و گفت جمهوری اسلامی طرفدار جنگ نیست، اما حفظ صلح و امنیت بدون اقتدار و بازدارندگی ممکن نخواهد بود.

جمهوری اسلامی ایران همواره اعلام کرده است که آغازگر هیچ جنگی نبوده و نیست و حفظ صلح و امنیت را در سایه اقتدار و بازدارندگی دنبال می‌کند.

با این حال، در هفته‌های اخیر برخی جریان‌های سیاسی با طرح دوگانه «جنگ‌طلب» و «ضد جنگ» تلاش کرده‌اند هرگونه تأکید بر تقویت توان دفاعی و مقاومت در برابر تهدیدات را در برابر صلح‌خواهی قرار دهند؛ رویکردی که از نگاه بسیاری از صاحب‌نظران، نه‌تنها با واقعیت‌های امنیت ملی همخوانی ندارد، بلکه می‌تواند در محاسبات دشمن و ایجاد شکاف در انسجام داخلی اثرگذار باشد.

از همین رو، بررسی نسبت میان بازدارندگی، مذاکره، اقتدار ملی و جلوگیری از جنگ، به یکی از مهم‌ترین مباحث روز در حوزه امنیت ملی تبدیل شده است.

خبرگزاری فارس برای بررسی این پرسش‌ها، در گفت‌وگویی با محمدمهدی اسماعیلی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم و استاد دانشگاه، به واکاوی ابعاد راهبردی این موضوع پرداخته است؛ گفت‌وگویی که در آن نسبت میان صلح، بازدارندگی، مذاکره، قدرت ملی و پیامدهای دوگانه‌سازی «جنگ و صلح» از منظر امنیت ملی مورد بررسی قرار گرفته است.

فارس: برخی جریان‌های سیاسی این روزها تلاش می‌کنند فضای سیاسی را به دوگانه «ضد جنگ» و «جنگ‌طلب» تقسیم کنند. از منظر راهبردی، این دوقطبی را چگونه ارزیابی می‌کنید و آیا اساساً چنین دوقطبی‌ای با واقعیت‌های امنیتی کشور همخوانی دارد؟

اسماعیلی: هرگونه تلاش برای تقلیل فضای سیاسی به دوگانه «جنگ‌طلب» و «صلح‌طلب» نه با واقعیت‌های امنیتی جمهوری اسلامی ایران سازگار است و نه با مبانی علوم راهبردی. در ادبیات امنیت ملی، طیفی از راهبردها از بازدارندگی فعال و مقاومت هوشمند تا دیپلماسی وجود دارد و نمی‌توان مسائل پیچیده امنیتی را به چنین دوقطبی‌های ساده‌انگارانه فروکاست.

به اعتقاد من، القای این گزاره که هرگونه ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی دشمن به معنای جنگ‌طلبی است، نوعی عملیات شناختی برای حذف گزینه مقاومت عزتمندانه از محاسبات افکار عمومی محسوب می‌شود. جمهوری اسلامی ایران هرگز آغازگر جنگ نبوده است، اما دفاع از منافع و امنیت ملی را وظیفه خود می‌داند.

بازدارندگی؛ مهم‌ترین تضمین صلح و جلوگیری از جنگ

فارس: در ادبیات امنیت ملی، بازدارندگی چه جایگاهی در جلوگیری از جنگ دارد؟ آیا تقویت توان دفاعی و قدرت موشکی را باید عامل افزایش جنگ دانست یا مهم‌ترین ابزار جلوگیری از تجاوز؟

اسماعیلی: در ادبیات کلاسیک و مدرن امنیت ملی، توان دفاعی و موشکی مهم‌ترین ابزار جلوگیری از جنگ است، زیرا هرچه قدرت بازدارندگی یک کشور افزایش یابد، احتمال محاسبه اشتباه دشمن و اقدام نظامی علیه آن کاهش پیدا می‌کند.

تقویت توان دفاعی به معنای جنگ‌طلبی نیست، بلکه اقدامی برای صیانت از صلح است. دشمن زمانی حاضر به مذاکره واقعی می‌شود که بداند هزینه هرگونه تجاوز از منافع احتمالی آن بیشتر خواهد بود. بنابراین بازدارندگی، تضمین‌کننده صلح است، نه عامل آغاز جنگ.

مذاکره بدون پشتوانه قدرت، امنیت‌آفرین نیست

فارس: تجربه تاریخی جمهوری اسلامی ایران و همچنین سایر کشورها، چه نسبتی میان مذاکره، امتیازدهی و کاهش تهدیدات نظامی نشان می‌دهد؟ آیا صرف مذاکره، امنیت‌آفرین است؟

اسماعیلی: تجربه جمهوری اسلامی ایران و بسیاری از کشورهای دیگر نشان داده است که مذاکره به‌تنهایی امنیت‌آفرین نیست، بلکه تنها مذاکره از موضع قدرت می‌تواند منافع پایدار کشور را تأمین کند.

تجربه برجام نمونه روشنی از این واقعیت است. با وجود پایبندی کامل ایران به تعهدات خود، نه‌تنها تهدیدها کاهش نیافت، بلکه آمریکا از توافق خارج شد و تحریم‌ها را تشدید کرد. معادله زمانی تغییر کرد که ایران با تقویت توان بازدارندگی و افزایش ظرفیت‌های هسته‌ای، هزینه اقدامات طرف مقابل را بالا برد.

نمونه‌های دیگری مانند لیبی و اوکراین نیز نشان می‌دهد که خلأ قدرت، امنیت ایجاد نمی‌کند و هرگونه عقب‌نشینی از مؤلفه‌های بازدارنده می‌تواند زمینه‌ساز افزایش تهدیدها شود.

تضعیف انسجام داخلی؛ هدف نهایی دوگانه‌سازی جنگ و صلح

فارس: به نظر شما تضعیف گفتمان بازدارندگی و القای اینکه دفاع از اقتدار ملی به معنای «جنگ‌طلبی» است، چه پیامدهایی برای امنیت ملی، انسجام داخلی و محاسبات دشمن خواهد داشت؟

اسماعیلی: اگر دفاع از اقتدار ملی با برچسب «جنگ‌طلبی» مواجه شود، دشمن این وضعیت را نشانه شکاف در اراده ملی تلقی خواهد کرد و سطح تهدیدات خود را افزایش می‌دهد.

تضعیف گفتمان بازدارندگی علاوه بر تغییر محاسبات دشمن، انسجام داخلی را نیز آسیب‌پذیر می‌کند و سرمایه اجتماعی لازم برای مقابله با فشارهای خارجی را کاهش می‌دهد.

نتیجه نهایی چنین رویکردی، عادی‌سازی عقب‌نشینی در برابر فشارهای خارجی و افزایش هزینه‌های ملی خواهد بود؛ در حالی که تجربه نشان داده است حفظ اقتدار و بازدارندگی، مهم‌ترین تضمین‌کننده صلح، امنیت و منافع ملی است.