برای تیم ترامپ دو هدف اصلی و فرعی را میتوان تصور نمود؛ هدف اصلی، فرسایشی نمودن مذاکرات و نگه داشتن اقتصاد و امنیت ایران در شرایط تعلیق است. طبعا وضعیت نه جنگ و نه صلح سمّ مهلکی برای اقتصاد ایران در شرایط فعلی و پس از دو دهه تحریم، دو جنگ مستقیم و بحرانهای گوناگون داخلی و نیز جنگهای منطقهای سالهای اخیر میباشد.آمریکا با این سیاست به خصوص پس از محاصره دریایی جنوب ایران، به دنبال این راهبرد بود که نه تنها اقتصاد، بلکه سیاست و جامعه ایران(مانند انتخابات شوراها و یا تعطیلی مجلس) را نیز در حالت تعلیق نگه دارد. طبعا، استمرار چنین روندی میتوانست فشار بزرگی بر دولت و اقتصاد ایران وارد نماید و طبعا طولانی شدن این روند میتوانست پیامدهای سیاسی و حتی امنیتی نامعلومی در ماههای آتی در پی داشته باشد.
اما برای تحلیل و درک موقعیت فعلی کشور و ملت ایران و دلیل حرکت دولت و نظام ما به سمت تفاهمنامه با آمریکا لازم است یادآوری کنیم که؛ پس از دو جنگ پرخسارت اخیر، شورای عالی امنیت ملی به این نتیجه رسید که از یکسو تاخیر در برخی تصمیمگیریها همچون تجارب گذشته برای پایان جنگ و بحرانها بسیار پرهزینه بوده است و از سوی دیگر بایستی دقت و توجه نمود که قدرت نظامی و سیاسی ایران توانست در دو جنگ ۱۲ و 40 روزه بر بزرگترین و شرورترین قدرتهای نظامی جهان فائق آید و آنها را در هر دو جنگ مجبور به پذیرش آتشبس نماید. بر این مبنا، رویکرد عقلانی و کمهزینه این بود که نظام تصمیمگیری کشور در این موقعیت بسیار حیاتی برای حفظ این برتری، پیشگیری از فرسایشی شدن جنگ، خروج کشور از وضعیت تعلیق و پیشگیری از هزینههای ویرانگر جنگی دیگر به سمت دستیابی به یک توافق اولیه هر چند غیر ایدهآل حرکت نماید.
منبع: پرسمان سیاسی هفته - سال دوم- شماره 54