صبح صادق >>  نگاه >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۷:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۹۴۰۱۰
به مناسبت ۲۹ تیر سالروز صدور پیام قطعنامه ۵۹۸
این روز‌ها عده‌ای برای دعوت به تسلیم در برابر خواسته‌های غیرمشروع آمریکا، به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی امام خمینی (ره) استناد می‌کنند.
صبح صادق آنلاین / مهدی عامری

این روز‌ها عده‌ای برای دعوت به تسلیم در برابر خواسته‌های غیرمشروع آمریکا، به پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی امام خمینی (ره) استناد می‌کنند. گویی همین که امام (ره) قطعنامه را پذیرفتند، پس هرگونه توافق، عقب‌نشینی و پذیرش مطالبات آمریکا نیز مطلوب و منطبق با خط امام (ره) است؛ اما این برداشت، بیش از آنکه بر متن پیام امام استوار باشد، بر یک تیتر مشهور تکیه دارد؛ «جام زهر».

واقعیت این است که بسیاری از این افراد، اگر پیام پذیرش قطعنامه را از ابتدا تا انتها بخوانند، دیگر نمی‌توانند چنین تفسیری ارائه دهند؛ زیرا روح حاکم بر آن پیام، نه تسلیم است، نه سازش و نه انفعال؛ بلکه مقاومت، استکبارستیزی، آرمان‌خواهی و استمرار مبارزه است.

امام پیام خود را با محکومیت جنایت آل‌سعود در فاجعه حج ۱۳۶۶ آغاز کرده و آنان را وابسته به آمریکا معرفی می‌کنند. سپس از انتقام این جنایت سخن می‌گویند، از رسالت جهانی انقلاب اسلامی رونمایی می‌کنند، از گسترش اسلام ناب و از این آرزو که حتی از ناقوس کلیسا‌ها نیز فریاد «مرگ بر آمریکا» شنیده شود. ایشان در همان پیام تصریح می‌کنند: «جنگ ما جنگ عقیده است و جغرافیا و مرز نمی‌شناسد.»

کدام بخش دعوت به سازش است؟

امام در این پیام، از مبارزه با استکبار، نفی رفاه‌طلبی، حفظ روحیه جهاد و استمرار مقاومت سخن می‌گویند. پیام ایشان، پیام ایستادگی است، نه عقب‌نشینی. پذیرش قطعنامه نیز در منطق امام، نه تغییر آرمان‌ها، بلکه انجام یک تکلیف دشوار بر اساس مصلحت اسلام و انقلاب بود. تعبیر «جام زهر» نیز بیان‌کننده تلخی این تکلیف است، نه تغییر مسیر انقلاب.

با این حال، جریانی که سال‌هاست نسخه سازش می‌پیچد، تنها همان تعبیر «جام زهر» را برمی‌دارد و بقیه پیام را کنار می‌گذارد. آنان بار‌ها از رهبری خواسته‌اند «جام زهر» بنوشد؛ اما مقصودشان هرگز تغییر تاکتیک برای حفظ اصول نبوده است، بلکه در عمل می‌گویند همه آنچه امام در همان پیام بر آن تأکید کرد، کنار گذاشته شود؛ نه از «مرگ بر آمریکا» سخنی باشد، نه از صدور انقلاب، نه از استکبارستیزی، نه از استقلال، نه از حقوق هسته‌ای و نه حتی از پاسخ دادن به تجاوز دشمن.

آمریکایی که امروز برخی نسخه اعتماد به او را می‌پیچند، همان آمریکایی است که طی دهه‌های گذشته از تحریم، ترور، خرابکاری، جنگ و فشار علیه ملت ایران دست برنداشته است. تجربه نیز نشان داده است که هر جا جمهوری اسلامی عقب‌نشینی کرده، مطالبه‌ای تازه مطرح شده است. به تعبیر امام (ره)، دشمن حد یقفی برای زیاده‌خواهی خود نمی‌شناسد.

پس این قرائت از پیام قطعنامه، چه نسبتی با متن خود پیام دارد؟ کجای آن پیام، دعوت به خاموش کردن شعار‌های انقلاب، دست کشیدن از آرمان‌ها یا اعتماد به آمریکاست؟

امام (ره) در همان پیام، اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی را نیز تبیین می‌کنند؛ سیاستی که بر عزت، استقلال، مقاومت و مقابله با سلطه استوار است. مسئله این نیست که جمهوری اسلامی توان مذاکره ندارد؛ مسئله این است که بر سر اصول خود معامله نمی‌کند.

از سوی دیگر، مقایسه وضعیت امروز ایران با وضعیت پایان جنگ تحمیلی نیز قیاسی نادرست است. امروز ایران، ایرانی مقتدر با توان دفاعی، قدرت بازدارندگی، تجربه راهبردی و پشتوانه مردمی است. بسیاری از نخبگان، نیرو‌های مسلح و بدنه اجتماعی کشور پای آرمان‌های انقلاب ایستاده‌اند. مقایسه این وضعیت با آن شرایط، قیاس مع‌الفارق است.

شگفت آنکه همان کسانی که سخنان صریح امام (ره) درباره مقاومت، استکبارستیزی، صدور انقلاب و مبارزه با آمریکا را «تندروی» می‌نامند، هنگام استناد به امام، تنها یک جمله را انتخاب می‌کنند و همه پیام را نادیده می‌گیرند.

حقیقت آن است که بعضی از این واژه‌ها، مانند مقاومت، استکبارستیزی، انتقام، عزت، استقلال و صدور انقلاب، انگار نه فقط در دایره فکری برخی، بلکه حتی در دایره واژگان آنان نیز جایی ندارد. این حرف‌ها در دهان‌شان نمی‌چرخد؛ چه رسد به اینکه به آن باور داشته باشند. با این حال، خود را مفسر اندیشه امام معرفی می‌کنند و می‌کوشند از امام مبارزه، امام سازش بسازند.

اگر واقعاً می‌خواهیم به امام استناد کنیم، راهش روشن است؛ پیام پذیرش قطعنامه را از ابتدا تا انتها بخوانیم. آنچه از این پیام فهمیده می‌شود، فریاد عزت، مقاومت، استکبارستیزی و استمرار مبارزه با سلطه است، نه دعوت به تسلیم و اعتماد به دشمن.