پس از اینکه وابستگی همهجانبه محمدرضا شاه با سران آمریکا به هم پیوند خورد و هر دستوری از سوی شاه به منزله «قانون» تلقی میشد، به معنای واقعی کلمه حاکمیت استبدادی و «دیکتاتوری» حاکم شد. در این زمان معاون وزیر خارجه وقت آمریکا به ایران آمد و طی سخنانی ابراز امیدواری کرد که شاه کوشش شجاعانهای به عمل آورده است تا از بروز یک انقلاب جلوگیری کند. از بهمن ۱۳۴۱ شاه تصمیم گرفت یک قدرتنمایی از خود نشان دهد تا برای همیشه جریان مخالف شاه مرعوب و ضعیف بماند. در این زمینه شاهد چند ماجرا در مقابله با اسلام هستیم:
۱ ـ امام خمینی (ره) عید نوروز سال ۱۳۴۲ را به دلیل رفتار مستبدانه رژیم محمدرضا شاه عزای عمومی اعلام کرد. از طرفی دوم فروردین نیز مصادف با شهادت امام جعفرصادق (ع) بود و لذا مراسم سوگواری در مدرسه فیضیه برگزار شد. در این وضعیت، نیروهای پلیس به همراه و محوریت ساواک به اجتماع مدرسه فیضیه هجوم بردند.
۲ ـ امام راحل با حضور مداوم و پیگیری، مبارزه با رژیم شاه را تا عصر عاشورای سال ۱۳۴۲ ادامه دادند و مردم هم با تظاهرات، برگزاری عزاداری و برپایی هیئتها با در دست داشتن عکس امام خمینی (ره) و سردادن شعار «خمینی خدانگهدار تو، ملت طرفدار تو» در خیابانهای قم و تهران صحنهگردان بودند.
۳ ـ قسمت کوتاهی از سخنان امام راحل را در عصر عاشورا مرور میکنیم. آنجا که فریاد زدند: «اسرائیل نمیخواهد در این مملکت علمای اسلام باشند، اسرائیل نمیخواهد در این مملکت دانشمند باشد، اسرائیل به دست عمال سیاه خود مدرسه فیضیه را کوبید، ما را میکوبد، شما ملت را میکوبد، میخواهد اقتصاد شما [ملت]را قبضه کند، میخواهد تجارت و زراعت شما را از بین ببرد. میخواهد ثروتها را تصاحب کند و....»
۴ ـ پس از سخنرانی امام، روح تازهای به جامعه دمیده شد و راه مبارزه هموارتر شد و به هر پرسش و شبههای که ایجاد شده بود پاسخ داده شد؛ اما این بیانات برای سازمان امنیت و عوامل آمریکا و رژیم صهیونیستی قابل تحمل نبود و در نیمه شب ۱۵ خرداد کامیونهایی از سرباز گارد و نیروهای امنیتی، از تهران مأموریت یافتند تا امام خمینی (ره) را دستگیر کنند. این خبر از همان بامداد ۱۵ خرداد منتشر شد و در شهرهای قم، تهران، ورامین، شیراز، مشهد و اصفهان حرکت خونینی رخ داد که به نام قیام خونین ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در تاریخ ثبت شد.
۵ ـ از ۱۵ خرداد تا روز ۱۱ مرداد امام (ره) در بازداشت و در زندان به سر بردند. آنها در این مقطع هم نقشههای بسیاری کشیدند؛ اما ناکام شدند و با فشار مردم، علما و مراجع تقلید از ۱۱ مرداد جنبش امام به حصر تبدیل شد. گفتنی است، مدتی که ایشان در شمال تهران در حصر بودند، رفت و آمد علما و بزرگان و مردم تحت کنترل نیروهای امنیتی انجام میگرفت تا اینکه مجبور شدند در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۴۲ امام را آزاد کنند.