در میان اخبار تحولات پر شتاب غرب آسیا بویژه اقتدار ایران در مدیریت تنگه هرمز، ادعاهای آمریکا در باب توافق هستهای با عربستان از نکات قابل توجه است. آمریکاییها مدعی شدند که با عربستان برای فعالیت هستهای به توافق رسیدهاند و سعودی می تواند از حمایتهای آمریکا برخوردار شود در حالی که حق غنی سازی نیز برای آن وجود ندارد و آمریکا همه امور را در دست دارد. هر چند که این اقدام آمریکاییها همزمان با تجاوزات نظامی سعودی به یمن میتواند نوعی امتیاز دهی جهت همراهی عربستان با خواست آمریکا و رژیم صهیونی علیه یمن باشد، اما روند تحولات حول توافق ادعایی نکاتی قابل توجه را به همراه دارد.
اولاً آنکه اقدام آمریکاییها برگی دیگر از دوگانگی هستهای را آشکار می سازد، یعنی آنجا که منافع آمریکا و سلطهگری بر یک کشور اجرا می شود توافق هستهای مجاز است و آنجا که کشوری به دنبال استقلال در برخوردار شدن از حقوق هستهای باشد با آن مخالفت می شود. دوگانگی رفتاری آمریکا در قبال حقوق هسته ای ایران که بارها آژانس صلح آمیز بودن آن را تایید کرده است و هستهای عربستان گواهی بر حقانیت مواضع تهران است که اقدامات غرب را نه فنی، بلکه سیاسی کاری برای سلطه گری و محروم سازی ایران از دانش بومی هستهای می داند.
دوم آنکه آمریکاییها در حالی برآنند تا چنان وانمود کنند که رابطه با این کشور زمینه سازی به دست یابی به دانش روز می شود که شروط آنها برای توافق با سعودی توهمی بودن حمایت آمریکا و لزوم رویکرد بومی برای رسیدن به امنیت و دانش بومی را آشکار می کند. کارولین لیویت - سخنگوی کاخ سفید عنوان می کند که توافق هستهای غیرنظامی که پیشتر با عربستان سعودی امضا شده بود، در صورتی که ریاض روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل عادیسازی نکند، منتفی خواهد بود. این توافق، دسترسی و اولویت را برای شرکتهای آمریکایی تضمین میکند. توافقی که تاکنون درباره آن مذاکره شده، کاملاً در راستای منافع آمریکا و با اولویت دادن به منافع این کشور تنظیم شده است.
همان طور که امنیت سازی پوشالی آمریکا و میلیاردها دلار هزینه کرد نظامی برای این حضور امنیتی برای کشورهای عربی نمی آورد، دانش هستهای و فنی نیز با دل بستن به وعدههای آمریکا محقق نمی شود و اگر هم کمکی به کشورها می شود صرفا جهت وابسته سازی و نیز اهدافی همچون سلطه رژیم صهیونی بر منطقه است.
همچنین ترامپ رئیس جمهور آمریکا رسما عنوان می کند که عربستان باید عضو پیمان ابراهیم شود.الان وقتش رسیده است. آنها و دیگران قبلاً این کار را نکردند، الان ایران دیگر مشکل نیست. من توافق هستهای را انجام نخواهم داد، مگر اینکه عربستان سعودی به توافق بپیوندد. این سخنان بیانگر آن است که آمریکا به دنبال دادن دانش فنی هستهای به عربستان نمی باشد، بلکه آن را ابزاری برای تسلیم سازی در برابر رژیم صهیونی میداند، چنانکه همکاریهای اقتصادی و امنیتی با بسیاری از کشورهای عربی مشروط به این گزینه شده است. این رفتار نشان می دهد که همان طور که امنیت سازی پوشالی آمریکا و میلیاردها دلار هزینه کرد نظامی برای این حضور امنیتی برای کشورهای عربی نمی آورد، دانش هستهای و فنی نیز با دل بستن به وعدههای آمریکا محقق نمی شود و اگر هم کمکی به کشورها می شود صرفا جهت وابسته سازی و نیز اهدافی همچون سلطه رژیم صهیونی بر منطقه است.
سوم آنکه این توافق با واکنش تند صهیونیستها مواجه شده است، چنانکه بنیامین نتانیاهو درباره توافق هستهای با عربستان سعودی دونالد ترامپ کاملاً درست گفت که عربستان سعودی در ازای عادیسازی روابط با اسرائیل، یک برنامه هستهای غیرنظامی دریافت خواهد کرد. بر واژه “غیرنظامی” تأکید میکنم؛ زیرا آخرین چیزی که ما میخواهیم ــ و مطمئنم رئیسجمهور آمریکا نیز همینطور ــ دستیابی عربستان به یک برنامه هستهای نظامی است. همزمان نیز سایر مقامات صهیونیست از جمله بنت و ... نیز این توافق را خطری برای رژیم دانسته و بر ابطلال آن تاکید کردهاند. در راستای اهداف صهیونیستها روزنامه والاستریت ژورنال مدعی شده توافق هستهای عربستان سعودی به فاجعه منجر میشود اجازه دادن به ریاض برای غنیسازی اورانیوم، راه را برای گسترش سلاحهای هستهای در خاورمیانه و فراتر از آن باز خواهد کرد. این مواضع نشان میدهد که مشکل رژیم صهیونی صرفا با توان هستهای ایران نمی باشد، بلکه مسئله آنها حفظ برتری فنی و هستهای این رژیم است تا مانع از پیشرفت سایر کشورهای منطقه شود. این رفتار نشان میدهد که مقابله با رژیم صهیونی صرفا یک اقدام برای امنیت منطقه نمی باشد بلکه امری ضروری جهت رسیدن کشورهای منطقه به پیشرفت در حوزههای مختلف از علمی و هستهای است که حلقه تکمیلی آن را نیز اخراج آمریکا از منطقه تشکیل میدهد.