در تاریخ سینمای پس از انقلاب اسلامی، چهرههایی ظهور کردند که حضورشان جریانساز، سبکآفرین و هویتبخش بود. اکبر عبدی بدون شک یکی از این چهرههاست؛ هنرمندی اصیل، صاحبسبک و مردمی که توانست کمدی و بازیگری در سینما و تلویزیون ایران را از ورطه سطحینگریهای مرسوم جدا کرده و به آن هویتی بومی، ملی و اجتماعی ببخشد. کوچ این سرمایه هنری، نه تنها خسارتی برای هنر هفتم، بلکه سوگی برای جامعهای است که دههها با خندهها و گریههای او زیسته است و از او، خاطرههایی فراموش نشدنی دارد.
اکبر عبدی پدیدهای منحصربهفرد در پهنه بازیگری ایران بود؛ بازیگری که ظرفیتهای رشکبرانگیز فن نمایش را با درک عمیق از جانمایه فرهنگ ایرانی پیوند زد. کمدی در سینمای پیش از انقلاب غالبا مبتنی بر لودگی یا کپیبرداریهای ناشیانه از الگوهای غربی و شرقی بود، اما با ظهور عبدی در ابتدای دهه شصت، مفاهیمی، چون کمدی موقعیت، طنز دغدغهمند و بازیگری بیتکلف جان تازهای گرفت. او نشان داد که طنز پاک و بومی نه تنها میتواند مخاطب عام را به نشاط آورد، بلکه میتواند عمیقترین مفاهیم انسانی، اجتماعی و تاریخی را نیز منعکس کند.
نگاهی به کارنامه پربار و نقشآفرینیهای ماندگار او، توانایی شگفتانگیز وی در خلق شخصیتهای گوناگون را به رخ میکشد. در فیلم سینمایی «مادر» ساخته مرحوم علی حاتمی، عبدی نقشی را ایفا کرد که شاید هر بازیگر دیگری در مواجهه با آن به دام تیپسازیهای کلیشهای میافتاد؛ اما او با درک عمیق از عواطف پاک انسانی، شخصیتی معصوم و دوستداشتنی را خلق کرد که تا همیشه بر تارک سینمای ایران میدرخشد. در «مدرسه پیرمردها»، با ملاحت و صمیمیتی بینظیر، توانست نقشآفرینی ماندگاری در فضایی کمدی و در عین حال عاطفی ارائه دهد. همچنین در «مرد آفتابی» و دهها اثر دیگر، قدرت تصرف در واقعیت نقشها و حسن استفاده از هنر طنز را به منزله پلی برای ورود به زندگی مردم معمولی به نمایش گذاشت. او تکنیک را چنان با فطرت و سادگی درمیآمیخت که بیننده هرگز احساس تصنع نمیکرد؛ گویی او خود نقش بود و نقش، خود او.
این ملاحت نقش و دوری از تکلف، در خصلتهای فردی و اصالت خانوادگی او ریشه داشت. همانطور که آیتالله سیدحسن عاملی، نماینده ولیفقیه در استان اردبیل و امام جمعه اردبیل، در پیام تسلیت خویش به زیبایی اشاره کرده است: «اکبر عبدی نسخه منحصربهفرد بود و دیگر تکرار نخواهد شد. ملاحت نقش، جذابیت سلوک، دوری از تکلف و تصنع در نقشها و قدرت تصرف در واقعیت نقشها و حسن استفاده از هنر طنز و پل ساختن آن برای ورود به زندگی انسانها و خلق تبسم در لبها و سرور در دلها و برق در چشمها از ممیزههای بزرگ او بود... این عزیز حکایتی از استعداد بزرگ خطه اردبیل و خاک فضیلتپرور دیار شاه اسماعیل صفوی است.».
اما در کنار ابعاد فنی و هنری، آنچه اکبر عبدی را به هنرمندی ویژه و محبوب نزد ملت و مسئولان نظام بدل کرد، «منش بیادعا»، «مردمی بودن» و «بصیرت و قدرشناسی» او بود. او هیچگاه دچار غرور کاذب نشد و همیشه خود را مدیون و خادم مردم میدانست. همین زلالی و صمیمیت سبب شده بود که او همواره مورد توجه و عنایت ویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای قرار گیرد.
روایت خود زندهیاد اکبر عبدی از تفقد و احوالپرسیهای مهرآمیز رهبر معظم انقلاب، سند زندهای از این رابطه معنوی و عاطفی است. او با همان بیان صریح و بیتکلفش نقل میکرد که چگونه در دورههای سخت بیماری، رهبر فرزانه انقلاب از طریق دوستان و اطرافیان جویای احوال، وضعیت درمانی و معیشتی او میشدند و او را «سرمایه این مملکت» خطاب میکردند. عبدی با شگفتی و امتنان از اینکه مسئول عالیرتبه کشور با وجود تمام مشغلههای سنگین ملی و بینالمللی، جویای احوال یک هنرمند بیمار میشود یاد میکرد.
آیتالله عاملی نیز در بخش دیگری از پیام خود با تأکید بر همین ابعاد معرفتی آورده است: «او در زمره شخصیتهای هنری مورد توجه رهبر شهید بود... ابراز ارادت او به ساحت منیع رهبر شهید نشان از بصیرت بلند و تجلی عشق او به عزت و اقتدار کشور بود.»
ارادت اکبر عبدی به رهبری و نظام انقلابی، نه از روی تظاهر، بلکه نشئتگرفته از عشق صادقانه او به وطن، عزت ملی و شهدا بود؛ هنرمندی که خود از خانواده معزز شهدای هشت سال دفاع مقدس به شمار میرفت و با خلوص نیت، هنر خویش را در خدمت شادی و اعتلا و آرامش روان جامعه قرار داد.
سینمای ایران با خاطره هنرمندی بدرود گفت که تعریف کمدی فاخر، ملی و دغدغهمند را تغییر داد. اکبر عبدی رفت، اما میراث گرانبهای اوـ از لبخندهایی که بر لبهای میلیونها ایرانی نشاند تا نقشهای بیبدیلی که در تاریخ تصویری کشور حک کردـ تا همیشه زنده و الهامبخش نسلهای آینده هنر این مرز و بوم خواهد بود. روحش شاد و یادش گرامی باد.