در میانهی جنگ و نبردی تمدنی قرار داریم که در دو سویه و جهت در حالِ وقوع است؛ یک سویهی آن برانداختنِ نظم پانصد ساله و ظالمانه و زیادهخواهانهی موجود با محوریتِ غربِ وحشی و بیرحم است و جهتِ دیگرِ آن برآمدنِ طرحی نو با جلوداریِ جمهوریِ اسلامیِ ایران در مسیرِ ایجادِ نظمِ جدیدِ جهانی است...
و اما پرسش این است که در این مسیرِ دو سویه؛
اولا، چه باید؟
۱- نکتهی اول که مهم و محوری است؛ حفظِ وحدتِ کلمه و اتحادِ مقدّس در برابرِ دشمنِ جنایتکار و حیلهگرِ امریکایی است که از جمله اصولیترین امور در این برههی حساس به تعبیرِ امام خامنهایِ عزیز مد ظله العالی میباشد.
۲- نکتهی دوم؛ مطالبهی "علیالاصول" به معنایِ سرِ دست گرفتنِ اصول و آرمانها و نشانه گرفتنِ نوکِ قله برای جلوگیری از خطایِ محاسباتی و غفلت از عمق و ماهیتِ دشمنیِ دشمن از یکسو و ایجادِ تابآوریِ همراه با امید و انگیزه در مسیرِ این نبردِ تمدنی و پلکانی است.
۳- نکتهی سوم؛ تبیین و روایتِ پیروزیِ ایرانِ اسلامی و مقاومتِ مقتدر و مقاوم است در برابرِ جبههی وسیع و مجهزِ ظلم و جورِ جهانی و ناکامیِ آنها در رسیدن به آرزوهای خام و خیالِ واهیِ شان که در هر مرحله از جنگ فضاحتِ این شکست بیشتر و افول آن هیمنهی پوشالی عیانتر میشود.
۴- نکتهی چهارم؛ استفاده از ظرفیتِ خیابان در مسیرِ تبیینِ درستیِ انقلاب و راهبردِ مقاومت و سبکِ زندگیِ دینی و گسترشِ خیابان به واسطهی جذبِ بدنهی خاکستری و مردد است با تبیینِ درستِ منطقِ "ایران برای اسلام" و "اسلام برای ایران" و "ایرانِ اسلامی برای همهی جهانِ آزاده و حق طلب".
۵- نکتهی پایانی در حوزه بایدها؛ بهرهگیری از این پایگاهِ بعثتِ مردمی در مسیرِ ایجادِ پویشهایی با محوریتِ ارزشها و شعارهایی است که در طول سه دههی گذشته از سوی امامِ شهید مطرح شده و بر زمین مانده است از ترویجِ ناصحانه و عالمانهی حجاب و عفاف و احیای واجبِ فراموش شدهی امر به معروف و نهی از منکر تا سبکِ زندگیِ اسلامی و از اقتصادِ مقاومتی با محوریتِ رونقِ تولید و اصلاحِ الگوی مصرف تا وجدانِ کاری و انضباطِ اجتماعی و اقتصادی و.
و ثانیا؛ آنچه نشاید؟
۱- نکتهی نخست آنکه؛ چشم و گوشِ مان را به رسانههای دشمن نسپاریم و ناشر و راویِ ادعاهای دروغ و منافقانه و فریبکارانهی آنها نباشیم و دستاوردهای میادین و ساحات را زیر سئوال نبریم! چرا که آنچه این روزها پُر واضح و مشخص و مبرز است، شکستِ دشمن در مواجهه با ایرانِ ماست که همهی گزینههای رویِ میزش به جایی نرسید و نخواهد رسید...
۲- دوم اینکه؛ مطالبه و نقد را که به عبارتِ دقیق، تب و دردِ جامعه و فرصتی در مسیر تشخیص و هشدار و در نهایت جلوگیری از بیماریِ خطا و انحراف است را تبدیل به سرزنش و تخریبِ مسئولین و فرماندهانِ حاضر در میدان نکنیم و موجباتِ ناامیدی و یاس و از بین رفتنِ سرمایهی اعتماد و اعتبارِ اجتماعیِ نظام نشویم.
نکتهی پایانی در وادیِ نشایدها اینکه؛ دشمنِ خسته و مایوس از نبرد در میدانِ مواجههی رویارو؛ از روی ضعف و استیصال و مزدورانه و مذبوحانه به دنبالِ بر هم زدنِ وحدت و انسجام و ایجادِ تفرقه و اختلاف است! تا تیغِ تیزِ شمشیرهای آخته در میدان را کُند کند و با ایجادِ تفرقه و واگرایی، بسترِ شورش و فتنه و اغتشاش و تجزیه را فراهم کند که بایست هوشیار بود و از حرکت در نقشهی راهِ دشمن پرهیز نمود و پازل دشمنِ عنود و مایوس را کامل نکرد و دشمن شاد نشد.