صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۳۹۴۴۱۹
هنر ایران در وضعیت کنونی آن است که با تداوم مقاومت در میدان و ناکام گذاشتن آمریکا در سیطره نظامی بر ایران، تلاش می‌کند تا ضمن خروج از محیط بقا، امتیاز‌هایی معطوف به توسعه هم کسب کند.
صبح صادق آنلاین / مصطفی قربانی

اگرچه اقتدار دفاعی ایران، اتحاد میدان، خیابان و دیپلماسی و تاب‌آوری تحسین‌برانگیز ایرانیان در برابر فشار‌ها سبب شده که آمریکا از تحقق اهدافش در برابر ایران ناامیدتر از همیشه باشد، اما واقعیت آن است که این کشور اکنون تلاش می‌کند تا با تداوم فضای تهدید، ایران را در محیط بقا نگه دارد. در این محیط، اولویت بقا و حفظ موجودیت، همه مسائل دیگر را به‌صورت جدی تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. هنر ایران در وضعیت کنونی آن است که با تداوم مقاومت در میدان و ناکام گذاشتن آمریکا در سیطره نظامی بر ایران، تلاش می‌کند تا ضمن خروج از محیط بقا، امتیاز‌هایی معطوف به توسعه هم کسب کند.

با این حال، آمریکا در تلاش است تا با تداوم شرایط غیرعادی یا به تعبیر دقیق‌تر، تداوم چرخه "جنگ، آتش‌بس، مذاکره، جنگ" در قبال ایران، وضعیت تحولات ایران را در حالت تعلیق نگه دارد؛ وضعیتی که لاجرم قرار گرفتن در محیط بقا را بر ایران تحمیل می‌کند. درواقع، آمریکا به این نکته واقف است که تداوم عملیات نظامی نمی‌تواند منجر به تسلیم ایران و تحقق اهدافش در قبال ایران شود. بنابراین، با جنگ محدود، تداوم محاصره دریایی، تن دادن به مذاکرات ادواری صوری و فریب‌گونه و... می‌کوشد تا تحولات ایران را در حالت تعلیق نگه دارد، به‌گونه‌ای که با تداوم فضای تهدید و فشار علیه ایران، روند تحولات ایران حالت عادی پیدا نکند. حال سؤال این است که در برابر این توطئه آمریکا چه باید کرد؟

به‌صورت اجمالی باید گفت که در برابر این نوع بازیگری آمریکا در قبال ایران، باید توان تطبیق‌پذیری در برابر این شرایط تقویت شود. منظور از تطبیق‌پذیری هم تسلیم یا نادیده گرفتن این شرایط و بی‌عملی در برابر آن نیست، بلکه منظور آن است که نظام برای تضمین پایداری و انجام کارویژه‌هایش باید بتواند در برابر شرایط موجود، سازگاری کارکردی داشته باشد؛ بدین ترتیب که ضمن تداوم اقدامات دفاعی مقتدرانه در برابر دشمن، در برابر شرایط برساخته دشمن باید قادر باشد که بدیل‌های کارآمد ارائه کند و شرایط مذکور نباید سبب تعطیلی بخش‌هایی از کشور شود یا اینکه کشور نباید معطل بماند که دشمن چه زمانی به تهدیداتش علیه ایران پایان می‌دهد، بلکه باید برای خنثی‌سازی تهدیدات دشمن اقدام کرد.

به عنوان مثال، در برابر محاصره دریایی، باید گذرگاه‌های مرزی توسعه و تقویت شود، بخشی از فروش نفت از طریق سوآپ با همسایگان انجام شود، برنامه ضربتی برای تقویت تولید اجرا شود تا وابستگی به واردات کم شده و از میزان نیاز‌های ارزی کاسته شود و.... مفروض اساسی در این زمینه آن است که جنگ با دشمن محدود به حوزه دفاعی نیست، بلکه همپای نیرو‌های مسلح، دیگر حوزه‌ها و دستگاه‌ها به‌ویژه دستگاه‌های مسئول در حوزه اقتصاد و مرتبط با معیشت مردم باید با تقویت آرایش جنگی خود، برنامه‌های عملی و اثربخشی برای خنثی‌سازی ابزار‌های فشار دشمن در همه حوزه‌ها ارائه کنند تا از این طریق، علاوه بر عقب راندن دشمن در حوزه دفاعی، او را از سایر حوزه‌ها نیز به عقب برانیم.

توجه به این مهم ضمن آنکه می‌تواند نقطه اتکا و پشتیبانی برای ماشین دفاعی ایران باشد تا با اقتدار هر چه تمام‌تر طرف‌های متخاصم را در هم بکوبد، لازمه تقویت تاب‌آوری ملی در برابر فشار‌های خارجی است؛ کما اینکه دشمن با ناامیدی از غلبه نظامی بر ایران، تلاش می‌کند تا با هدف قرار دادن فضای اجتماعی ایران از طریق تشدید فشار‌های اقتصادی، ضمن تضعیف اتحاد و انسجام ملی شکل گرفته در ایران، مردم را مقابل نظام قرار دهد تا از این طریق مانع از تداوم عملکرد موفق سازکار دفاعی ایران شود. ضمن اینکه باید توجه داشت که خنثی‌سازی تهدیدات دشمن و موفقیت در این برهه، فرصت بزرگی را برای حل مشکلات و توسعه و پیشرفت ایران فراهم می‌کند که آیندگان همواره به نیکی از آن یاد خواهند کرد.