ترامپ در حالی همچنان در حال شاخ و شانه کشیدنهای هالیوودی علیه ایران با ادعای بازگشایی تنگه هرمز و نابودی کامل ایران است که همزمان در سکوتی رسانهای پنتاگون در حال سفارش تسلیحات به شرکتهای اسلحه سازی است.
در شرایطی که اخیرا کاخ سفید بودجه بالای یک هزار میلیارد دلار نظامی را به کنگره داده است که وزارت جنگ آمریکا از انعقاد بزرگترین قرارداد تاریخ پنتاگون با شرکت لاکهید مارتین خبر داد. این قرارداد 58.62 میلیارد دلاری برای تولید موشکهای رهگیر پاتریوت تا سال 2032 منعقد شده است.ارتش آمریکا توضیح داد که این قرارداد، یک قرارداد یک ساله ۴.۷ میلیارد دلاری قبلی که در ماه آوریل امضا شده بود را به یک پیشنویس قرارداد ۷ ساله تبدیل میکند که شامل یک طرح تدارکاتی چند ساله برای موشکهای رهگیر از سال مالی ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۲ است. بر اساس اسنادی که پنتاگون به کنگره ارائه کرده، وزارت دفاع آمریکا در درخواست بودجه اضطراری سال مالی جاری، 18میلیارد دلار برای جایگزینی شماری از پیشرفتهترین موشکها و رهگیرهای خود در نظر گرفته است؛ تسلیحاتی که در جنگ ایران و دفاع از پایگاههای آمریکا در منطقه مصرف شدهاند. این درخواستها در حالی صورت گرفته است که چند نکته در باب آن قابل توجه است.
نخست آنکه در شرایطی که مشلات اقتصادی و معیشتی خواست اول مردم آمریکا است و اکثریت آنها نیز جنگ افروزی علیه ایران را شکست خورده و نادرست می دانند و در عین حال خواستار استقلال کشورشان در برابر رژیم صهیونیستی هستند، رویکرد به سفارشهای تسلیحاتی نشان می دهد که اولویت آمریکا نه صلح و یا مطالبات مردم بلکه صرفا جنگ افروزی در جهان است. نکته مهم آنکه این امر بیش از آنکه ریشه در ایدئولوژی و منافع ملی آمریکا داشته باشد، برگرفته از خواست شرکتهای اسلحه سازی و تسلیحاتی است که عملاً ساختار اقتصادی و سیاسی آمریکا را به گروگان گرفته اند. این امر زمانی بیشتر نمود می یابد که سالانه هزاران نفر در آمریکا قربانی آزادی حمل سلاح می شوند، اما ساختار سیاسی و قضایی آمریکا هیچ اقدامی برای ممنوعیت حمل سلاح صورت نداده و حتی نسخه تجویزی آنها خرید بیشتر تسلیحات است در حالی که آمارها نشان میدهد، در ازای هر 100 آمریکایی 120 سلاح در دست مردم است. از سوی دیگر بسیاری از کارشناسان و نخبگان سیاسی و نظامی و اقتصادی بر شکست آمریکا در برابر ایران اذعان داشته و تاکید دارند که واشنگتن با دادن امتیازاتی به ایران باید بازگشایی تنگه هرمز را محقق سازد و به جنگ پایان دهد. اصرار سران آمریکا برای ادامه جنگ جز تأمین خواستههای کارتلهای اسلحه سازی و سودجویی فردی افرادی همچون ترامپ نمی باشد که هزینههای سنگین آن را مردم آمریکا و نظام بینالملل میپردازند.
نکته مهم دیگر آنکه این سفارشها در شرایطی که ترامپ ادعا دارد آمریکا توان نظامی ایران را نابود کرده و ایرانیان به عصر حجر بازگشتهاند، سندی بر دروغین بودن ادعاهای اوست. اگر واقعاً آمریکا در طول جنگ خسارتی ندیده و توان نظامی ایران را نابود کرده، چرا اکنون دهها میلیارد دلار درخواست بودجه نظامی دارد در حالی که پنتاگون به شدت به دنبال خریدهای تسلیحاتی است. این ارقام نشان میدهد مقامهای نظامی آمریکا نسبت به وضعیت ذخایر موشکی خود نگراناند؛ بهویژه در شرایطی که ارتش آمریکا اهدافی در ایران را بمباران کرده و همزمان با حملات پهپادی و موشکی ایران به پایگاههای آمریکایی در منطقه مقابله کرده است که به اذعان جهانیان کفه ترازو به نفع ایران است و آمریکا جز پذیرش شکست گزینهای ندارد. آمارها نیز بیانگر این حقیقت است چنانکه مرکز مطالعات بینالمللی و راهبُردیِ آمریکا اعلام کرده آمریکا در درگیری با ایران، ۱۵۰۰ موشکِ پاتریوت و ۲۰۰ رهگیر تادِ خود را، مصرف کرده است. منابع آلمانی هم، از صفر شدن ذخایر موشکهای رهگیر پاتریوت در اوکراین خبر دادند. پیش از این، بخش عمده موشکهای پاتریوتِ دیگر کشورهای اروپایی هم، برای استفاده در جنگ ایران به غرب آسیا منتقل شده بود. شکست آمریکا در برابر اقتدار بومی ایران چنان است که آمریکاییها سراسیمه به دنبال کمرنگ سازی اقتدار ایران با ادعای کمکهای خارجی به آن بودهاند که البته با ناکامی همراه شد، چنانکه مائو نینگ، سخنگوی وزارت امور خارجه چین در یک نشست خبری گفت گزارش رسانهها مبنی بر برنامه چین برای تحویل ۴۰۰ موشک دوشپرتاب (پدافند هوایی) به ایران صحت ندارد و کاملاً بیاساس است.
کشورهایی که همچنان در خیال برخوردار شدن از حمایتهای آمریکا هستند و همچون روته دبیر کل ناتو مشارکت در جنگ علیه ایران را افتخار میدانند باید بدانند که با قرار گرفتن در طرف نادرست تاریخ با محدودیتهای بسیاری مواجه خواهند شد که ممنوعیت تردد کشتی های آنها از تنگه هرمز تنها گوشهای از تاوان همراهی با آمریکا خواهد بود.
در این میان اما رفتار آمریکاییها در حوزه نظامی نشان میدهد که این کشور همچنان در رویای نظامی گری و سلطه بر جهان با ابزار نظامی است. لذا از یک سو کشورهای مستقلی همچون ایران برای حفظ امنیت خویش و منطقه گزینهای جز قوی شدن و تقویت توان نظامی ندارند و از سوی دیگر حامیان نظم نوین جهانی باید اجماعی سراسری علیه آمریکا و توهم زدگانی همچون رژیم صهیونی ایجاد کنند تا از ادامه ویرانی جهانی و تبعات نظامیگریهای یک جانبه گرایانه آمریکا جلوگیری نمایند. در این میان کشورهایی که همچنان در خیال برخوردار شدن از حمایتهای آمریکا هستند و همچون روته دبیر کل ناتو مشارکت در جنگ علیه ایران را افتخار میدانند باید بدانند که با قرار گرفتن در طرف نادرست تاریخ با محدودیتهای بسیاری مواجه خواهند شد که ممنوعیت تردد کشتی های آنها از تنگه هرمز تنها گوشهای از تاوان همراهی با آمریکا خواهد بود.