یادداشت مهمان >>  عمومی >> یادداشت سیاسی
تاریخ انتشار : ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۹۴۴۵۴
در عاشورا نیز، امام حسین (ع) و یارانش با نثار جان خویش، اوج مقاومت در برابر ظلم را به نمایش گذاشتند. این حماسه، تنها یک رخداد تاریخی نیست، بلکه مدرسه‌ای جاودانه برای آزادی‌خواهی، حق‌طلبی و مبارزه با انحراف است.
صبح صادق آنلاین / فرید تولیده

حماسه‌ها در فرهنگ ایرانی و اسلامی، فقط روایت‌هایی از گذشته نیستند؛ بلکه سرمایه‌هایی معنوی‌اند که می‌توانند در هر دوره‌ای الهام‌بخش ایستادگی، عدالت‌خواهی و حفظ هویت باشند. از شاهنامه فردوسی تا واقعه عاشورا، دو سرچشمه بزرگ از روایت مقاومت پیش روی ماست؛ یکی در بستر ملی و دیگری در افق دینی، اما هر دو با یک پیام مشترک: انسان در برابر ستم، مسئول است و نباید تسلیم شود.

در شاهنامه، قهرمانانی، چون رستم، سیاوش و آرش نماد شجاعت، وفاداری و فداکاری‌اند. این شخصیت‌ها نشان می‌دهند که دفاع از سرزمین، پاسداشت شرافت و ایستادگی در برابر دشمن، از بنیاد‌های فرهنگ ایرانی است. فردوسی با زبانی فاخر، روح پهلوانی را به نسل‌ها منتقل کرده و یادآور شده است که بقا و بالندگی یک ملت، به حفظ عزت و همبستگی آن وابسته است.

در عاشورا نیز، امام حسین (ع) و یارانش با نثار جان خویش، اوج مقاومت در برابر ظلم را به نمایش گذاشتند. این حماسه، تنها یک رخداد تاریخی نیست، بلکه مدرسه‌ای جاودانه برای آزادی‌خواهی، حق‌طلبی و مبارزه با انحراف است. عاشورا به انسان می‌آموزد که گاه پیروزی واقعی، نه در غلبه نظامی، بلکه در پیروزی اخلاقی و ماندگاری پیام حق است.

بازخوانی این دو حماسه، به‌ویژه برای نسل امروز، می‌تواند روحیه امید، پایداری و مسئولیت‌پذیری را تقویت کند. جامعه‌ای که قهرمانان خود را می‌شناسد، در برابر بحران‌ها آسان‌تر نمی‌شکند. از این‌رو، شاهنامه و عاشورا دو ستون استوار در بنای فرهنگ مقاومت‌اند؛ ستون‌هایی که با یادآوری آنها، می‌توان آینده‌ای مقاوم‌تر و آگاه‌تر ساخت.

برای تکمیل و عمق‌بخشیدن به این بحث، می‌توان افزود که پیوند میان این دو حماسه، نه یک هم‌نشینی تصادفی، بلکه نمادی از هم‌گراییِ «هویت ملی» و «جان‌مایه‌ی ایمانی» در ضمیر ایرانیان است. در واقع، شاهنامه زمینه‌ساز اخلاق پهلوانی و آزادگی است و عاشورا این اخلاق را در عالی‌ترین سطحِ تقرب الهی و ایثار، متجلی می‌سازد.

آنچه روحیه مقاومت را در این پیوند دوچندان می‌کند، درکِ «آگاهی» در انتخاب مسیر است. هم رستم برای پاسداری از مرز و بوم، با آگاهی به سختی‌ها قدم در میدان می‌گذارد و هم امام حسین (ع) با شناختی دقیق از شرایط زمانه، راه شهادت را برمی‌گزیند. این «انتخابِ آگاهانه»، کلیدواژه تقویت روحیه مقاومت در دنیای امروز است؛ جایی که هجمه‌های فرهنگی و اقتصادی، اراده ملت‌ها را نشانه می‌گیرند.

بازخوانی این میراث مشترک، به ما می‌آموزد که «شکست» تنها زمانی رخ می‌دهد که روحیه حماسیِ یک ملت خاموش شود. حفظ این روحیه به معنای جنگ‌طلبی نیست، بلکه به معنای دارا بودنِ قدرتِ «نه» گفتن به زیاده‌خواهی‌ها و استقامت در مسیر حقیقت است. وقتی جوان امروزی بداند که پیشینیان او در هر دو ساحت ملی و دینی، مرگ با عزت را بر زندگیِ ذلت‌بار ترجیح داده‌اند، در برابر چالش‌های عصر مدرن، به جای انفعال، با روحیه‌ای کنشگر و امیدوارانه عمل می‌کند. این نگاه، راهبرد اصلی برای گذار از دشواری‌ها و دستیابی به تمدنی استوار است.