بر اساس تحلیل مؤسسات معتبری، چون بروکینگز و چتم هاوس، تا آگوست ۲۰۲۶، جنگ ایران و آمریکا به یک «مساوی نابرابر» انجامیده است؛ جنگی که با وجود برتری لجستیکی و تکنولوژی آمریکا، نه تنها به اهداف خود نرسید، بلکه جایگاه ایران را در منطقه تثبیت کرد و به یک بنبست پرهزینه انجامید. صحنه نبرد، حاکی از سه واقعیت میدانی است:
پیروزی راهبردی برای ایران
برخلاف اهداف اولیه آمریکا (سرنگونی جمهوری اسلامی و پایان دادن به تهدید هستهای)، جنگ نتوانست تغییری ایجاد کند. در عوض، ایران با وجود تلفاتی که متحمل شد، از این جنگ به عنوان یک «قدرت مسلط جدید» در خلیج فارس بیرون آمد. بزرگترین برگ برنده ایران، کنترل بر تنگه هرمز است که اهرمی بینظیر برای فشار بر اقتصاد جهانی ایجاد کرده است. کارشناسان این نتیجه را یک «فاجعه» برای موقعیت آمریکا توصیف کردهاند، چرا که واشنگتن عملاً برتری بیچون و چرای خود در منطقه را از دست داده است.
تابآوری ایران و تساوی در جنگ فرسایشی
اگرچه آمریکا و اسرائیل خساراتی به ایران وارد کردند، اما تحلیلهای محرمانه نشان میدهد ایران هنوز حدود ۷۰ درصد از زرادخانه موشکی و ۷۵ درصد از پرتابگرهای متحرک خود را در اختیار دارد و توان بازسازی سریع خود را حفظ کرده است. در مقابل، جنگ هزینههای هنگفتی بر آمریکا تحمیل کرده و ذخایر موشکی آن را به شدت کاهش داده، بهطوری که منابع نظامی برای یک درگیری گستردهتر کافی نیست. علاوه بر این، متحدان سنتی آمریکا مانند کشورهای اروپایی و شیخ نشینهای حاشیه خلیجفارس از حمایت نظامی مستقیم در این جنگ خودداری کردهاند.
پیامدهای سیاسی و اقتصادی داخلی آمریکا
این جنگ از نظر سیاسی برای دولت ترامپ بسیار پرهزینه بوده است. افکار عمومی آمریکا به شدت مخالف جنگ هستند؛ به طوریکه تنها ۳۸٪ از مردم در نظرسنجیهای اخیر از آن حمایت کردهاند. این نارضایتی، که ناشی از افزایش قیمت بنزین و تورم است، شانس حزب دموکرات را برای پیروزی در انتخابات میاندورهای ۲۰۲۶ به شدت افزایش داده و در درون حزب جمهوریخواه نیز شکاف ایجاد کرده است.
سناریوهای پیش رو
با توجه به وضعیت موجود، آینده این مناقشه به یکی از این سه سناریو منتهی میشود:
١. جنگ فرسایشی (محتملترین سناریو): ادامه حملات محدود و هدفمند از سوی هر دو طرف. آمریکا سعی در تضعیف تدریجی ایران دارد و ایران نیز با تکیه بر کنترل تنگه هرمز و حملات نیابتی، به جنگ ادامه میدهد.
٢. سرایت به یک جنگ منطقهای (خطرناکترین سناریو): افزایش دامنه حملات ایران به متحدان آمریکا (مانند عربستان و امارات) یا ورود نیروهای نیابتی مانند حوثیها و حشد الشعبی، میتواند کنترل اوضاع را از دست همه خارج کرده و به یک جنگ تمامعیار منطقهای منجر شود.
۳. بازگشت به دیپلماسی: اگرچه اعتماد طرف ایرانی به شدت کاهش یافته و شاید بتوان گفت کاملاً از بین رفته، اما هزینههای سرسامآور جنگ، بهویژه فشارهای اقتصادی بر آمریکا پیش از انتخابات و فشار بر اقتصاد ایران، ممکن است هر دو طرف ناچار به مذاکره شوند. با این حال، حتی در صورت موفقیت، این توافق شکننده خواهد بود و ممکن است فقط «آتشبسی میان دو جنگ» باشد.
در مجموع، جنگ به بنبستی برای آمریکا انجامیده که در آن، ایران توانسته به یک اهرم فشاری دست پیدا کند که بعنوان یک قدرت مطلق منطقهای و حتی جهانی ارتقاء یابد، در حالی که آمریکا با وجود برتری نظامی، در دام یک جنگ فرسایشی و هزینهزا گرفتار شده است.