در ادبیات استراتژیک، تهدید به هدف قرار دادن زیرساختها همواره آخرین حربه برای درهمشکستن ارادهی یک ملت محسوب میشود؛ اما تحولات اخیر منطقهای و فرامنطقهای نشان میدهد که قواعد این بازی بهکلی تغییر کرده است. اگر به این تحولات از دریچهی کلام الهی بنگریم، حقیقتی راهبردی نمایان میشود: «لَنْ یَضُرُّوکُمْ إِلَّا أَذًى ۖ وَإِنْ یُقَاتِلُوکُمْ یُوَلُّوکُمُ الْأَدْبَارَ ثُمَّ لَا یُنْصَرُونَ» (آل عمران/۱۱۱)؛ اینکه آنان هرگز جز آزاری اندک به شما نخواهند رساند و اگر کار به رویارویی بکشد، آنان خواهند بود که پشت کرده و گریزان میشوند.
این وعده در حالی محقق میشود که آمریکاییها در محاسبات خود، زیرساختهای ایران را مجموعهای متمرکز و آسیبپذیر میبینند؛ غافل از آنکه آنچه در مدلسازی آنها غایب است، تابآوری توزیعشده است. ایران برخلاف برخی کشورها، شبکههای حیاتی خود را در پهنهای وسیع پراکنده کرده و تجربهی پنج ماه اخیر در سرعت خیرهکنندهی بازسازی چرخههای حیاتی، پیامی روشن داشت: زیرساخت واقعی ایران، دانش بازآفرینی و سرمایهی انسانی آن است، نه صرفاً سازههای بتنی و فلزی که با یک موشک یا حملهی سایبری از کار بیفتند.
در همین راستا، تغییر دکترین پاسخ ایران، موازنهی ترس را دگرگون کرده است. تهدید به هدف قرار دادن زیرساختهای کشورهای همسایه در صورت میزبانی از متجاوز، بازی را برای غرب به یک بنبست برد-باخت تبدیل کرده؛ چرا که در غرب آسیا، زیرساختهای انرژی و آبشیرینکنها، نه داراییهای ملی صرف، که میادین سرمایهگذاری غرب هستند و هزینهی هرگونه تعرضی، تابآوری بازارهای انرژی اروپا و آمریکا را درهم میشکند.
فراتر از این، دشمن آگاه است که تنگهی هرمز دیگر برایش باز نخواهد ماند؛ واقعیتی که اثرات آن برای بلوک غرب، غیرقابلتحمل و مهارناپذیر خواهد بود. از سوی دیگر، گزارشهای اخیر نیویورکتایمز از اختلال در زیرساختهای داخلی آمریکا، فصل جدیدی از تقابل را گشوده است. وقتی یک هک محدود به قلب زیرساختهای آب متجاوز نفوذ میکند، بازدارندگی از حالتی انتزاعی به واقعیتی ملموس بدل میشود؛ این یعنی دشمن نه تنها توان فلجسازی ما را ندارد، بلکه خانهی خود را نیز در برابر حملات نامتقارن، بیپناه میبیند.
تاریخ تمدنها گواه است که جنگهای زیرساختی علیه ملتهایی با ساختار منعطف، فرجامی جز آزار اندک ندارد؛ اما برای طرف مقابل، این قمار، هزینههایی بهمراتب سهمگینتر به همراه خواهد داشت. همانگونه که وعده داده شده، در نهایت این متجاوز است که «یُوَلُّوکُمُ الْأَدْبَارَ»؛ یعنی راهی جز عقبنشینی ذلتبار پیش رو ندارد، زیرا در این نبرد ارادهها، دیگر هیچ یاریگری برایش باقی نخواهد ماند. پیام امروز روشن است: زیرساختهای ایران نه هدفی سهلالوصول بلکه نقطهی جوش پاسخهایی متقارن و نامتقارن است که میتواند امنیت جغرافیای دشمن را به مخاطره بیندازد.