همزمان با اعلام بسته شدن و افزایش تدابیر امنیتی در مرزهای بسیاری از اعضای اتحادیه پس از هجوم مهاجرین مغربی به اسپانیا، اورسولا فون در لاین رئیس کمیسیون اروپا در نامهای به پدرو سانچز نخست وزیر اسپانیا خواستار «اقدام یکپارچه» برای تامین امنیت مرزهای اروپا شد.فون در لاین در نامهای که به رویت خبرگزاری فرانسه رسیده است، با اشاره به هجوم مهاجران مغربی به «سئوتا» اسپانیا نوشت: از این حادثه مشخص است که ما باید برای تقویت بیشتر مرزهای خود در نقاط بحرانی، اقدامات بیشتری انجام دهیم.رئیس کمیسیون اروپا از این بلوک خواست تا در پنج حوزه تلاشهایش را مضاعف کند: جلوگیری از مهاجرت نامنظم از طریق همکاری با کشورهای شریک؛ تقویت مرزهای خارجی؛ اجرای سیستمهای هشدار اولیه؛ از بین بردن شبکههای قاچاق و تقویت بازگشت مهاجران. این مواضع هر چند که در ظاهر اقدامی در جهت همگرا کردن اروپا در برابر پدیده مهاجرین است، اما شواهد امر نشان میدهد که این سخنان بیشتر نسخه نویسی برای سرپوش گذاشتن بر واقعیتها و نقش ریشهای غرب در تشدید پدیده مهاجرت است، در حالی که همزمان نیز چراغ سبز نشان دادن به کشورهای اروپایی برای اخراج گسترده پناهجویان است که به تشدید این وضعیت دامن خواهد زد، چرا که از پیامدهای آن تقویت جریانهای افراط گرایی است که به دنبال جنگهای نژادپرستانه در لوای ملیگرایی افراطی هستند که از حمایت جنگ افروزانی همچون سران آمریکا برخوردار هستند.
رئیس کمیسیون اروپا در حالی شعار رویکرد واحد در برابر مهاجرین را سر می دهد که هجوم مهاجرین مغربی به اسپانیا پرده از حقیقتی ویران گر برداشت و آن فرصت طلبی کشورهای اروپایی برای تسویه حسابهای سیاسی به جای رفع مشکلات مشترک است. اقدامات برخی سران اروپا همچون ملونی نخست وزیر ایتالیا مبنی بر درخواست تلیغ عضویت اسپانیا در شینگن و مواضع خصمانه فرانسه، اتریش، فنلاند و... گواهی بر این حقیقت است. اروپا هر چند در ظاهر مدعی اتحاد و همگرایی است، اما در عمل نتوانسته بوشژه در حوزه اقتصاد و امنیت رویهای واحد را در پیش گیرد که چند دستگی در باب بحران اوکراین و روابط با روسیه، تعرفههای امریکا، چگونگی نقش آفرینی اروپا در معادلات جهانی از جمله در باب تجارت جهانی و وضعیت باب المندب و تنگه هرمز و .... نشانگر فروپاشی درونی اتحادیه و باقی ماندن پوسته ظاهری از آن است با سخنرانیهایی همچون رئیس کمیسیون اروپا نیز دیگر توان احیا نخواهد داشت.
سران اروپا از جمله رئیس کمیسیون اروپا در حالی ادعای لزوم اقدام مشترک در برابر مهاجرین را مطرح می کنند و با این ادعا نیز تدابیر امنیتی مرزها را برای سرکوب پناهجویان تشدید میکنند که در بحران پیش آمده برای اسپانیا، شواهد امر از عواملی حکایت دارد که گویی اروپاییها خواسته یا ناخواسته از توجه به آن خودداری میکنند. چنانکه سران اسپانیا و بسیاری از ناظران اجتماعی و امنیتی عنوان کرده اند، عامل تحریک و حامی هجوم پناهجویان مغربی به اسپانیا، آمریکا و رژیم صهیونیستی بودهاند که به دنبال انتقام گرفتن از اسپانیا هستند. مادریدی که با حمایت از غزه و ایران در طرف درست تاریخ قرار گرفته است و حتی در جام جهانی بازیکنان تیم ملی این کشور به نماد حمایت از آزادی خواهی و به چالش کشیدن رژیم صهیونیستی و ترامپ مبدل شدند، در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و امنیتی مورد همجوم انتقام جویانه آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفتهاند که هجوم مهاجرین بخشی از آن است. به نظر میرسد تا زمانی که تمامی سران اروپا با این حقیقت که حمایت از رژیم صهیونیستی و تن دادن به خواستههای آمریکا جز تهدید امنیت ملی برای آنها نتیجهای ندارد، روبرو نشوند نمیتوانند در برابر بحرانهای تحمیل شده به اروپا رویکرد واحدی داشته باشند. در شرایطی که امنیت، اقتصاد و سیاست اروپا گروگان لابی صهیونیستی و امریکاست بحرانهایی همچون مهاجرین ابزار فشار این سلطه گران برای باقی ماندن اروپا در زمین بازی آنها خواهد بود لذا مواضع رئیس کمیسیون اروپا بدون توجه به این مولفه صرفا یک خطابه است که به جای ریشه یابی بحران به سفید شویی ریشه بحران یعنی آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخته است.
اروپا در حالی بربازگرداندن مهاجرین تاکید دارد که عملا با جنگ افروزی، تحریمها، برهم زدن اقلیم زیست بومها، انجام ندادن تعهدات مالی و بینالمللی برای کمک به سایر کشورها نظیر آنچه در قبال افغانستان صورت داده است، بی تفاوتی و حتی همراهی با جنگ افروزی و جنایات آمریکا و رژیم در غرب آسیا و... عملا به پدیده مهاجرت غیر قانونی با قربانیان بسیار دامن زده است.
نکته مهم دیگر آنکه اروپا همچنان گرفتار استاندارهای دوگانه است که نه تنها پدیده مهاجرین غیر قانونی را رفع نخواهد کرد، بلکه به تشدید آن منجر میشود. اروپا در حالی سختترین تدابیر را در برابر مهاجرین اتخاذ میکند که در استانداری دوگانه مقابله سایر کشورها از همسایگان افغانستان با پدیده مهاجرت غیر قانونی را محکوم و به ابزار حقوق بشری علیه کشورها مبدل ساخته است، اروپا در حالی بربازگرداندن مهاجرین تاکید دارد که عملا با جنگ افروزی، تحریمها، برهم زدن اقلیم زیست بومها، اعمال محدودیتهای اقتصادی علیه کشورها، انجام ندادن تعهدات مالی و بینالمللی برای کمک به سایر کشورها نظیر آنچه در قبال افغانستان صورت داده است، بی تفاوتی و حتی همراهی با جنگ افروزی و جنایات آمریکا و رژیم در غرب آسیا که میلیونها آواره بر جای گذاشته است، و... عملا به پدیده مهاجرت غیر قانونی با قربانیان بسیار دامن زده است. اروپا نمیتواند از یک سو ادعای مقابله با مهاجرین را داشته باشد و حتی از اجرای تعهدات خود در باب کنوانسیون پناهجویان 1951 سر باز زند در حالی که همزمان خود در حال دادن زدن به تشدید پدیده مهاجرت غیر قانونی است. بر این اساس مواضع رئیس کمیسیون اروپا نه تنها گره از بحران مذکور باز نخواهد کرد بلکه به آن دامن خواهد زد چرا که مقابله با این پدیده نیازمند تغییر رویکرد جهانی غرب و توجه واقعی به ریشههای اصلی آن است که غرب خود بخشی از این بحران سازی است که به خاطر آن باید بازخواست و مجازات شود.