اگر قرار باشد یکی از مهمترین میراثهای راهبردی شهید خامنهای برای ایران و امت اسلامی را مورد اشاره قرار دهیم، «وحدت» بیتردید در جایگاهی برجسته قرار میگیرد. بررسی مجموعه دیدگاهها و مواضع ایشان نشان میدهد که وحدت در منظومه فکری ایشان، صرفاً یک تاکتیک سیاسی یا یک شعار مقطعی نبود؛ بلکه نگاهی مفهومی و بنیادین به قدرت ملی، انسجام اجتماعی و جایگاه امت اسلامی به شمار میرفت.
این میراث را میتوان در دو ساحت مکمل مورد بررسی قرار داد: نخست، وحدت امت اسلامی فراتر از مرزهای جغرافیایی، قومیتها و اختلافات مذهبی و دوم، وحدت ملی در داخل ایران میان همه آحاد مردم و جریانهای سیاسی. این دو ساحت، اگرچه در حوزههای متفاوت قرار دارند، اما در یک نقطه مشترک هستند: حفظ انسجام جامعه و جلوگیری از تبدیل تفاوتها و اختلاف نظرها به شکافهای فرساینده.
در ساحت نخست، وحدت امت اسلامی به معنای عبور از مرزبندیهایی است که میتواند مسلمانان را از یکدیگر دور کند و ظرفیتهای جهان اسلام را تضعیف نماید. در ساحت دوم نیز وحدت ملی به معنای آن است که اختلاف دیدگاههای سیاسی و اجتماعی، به تقابل و دشمنی میان بخشهای مختلف جامعه تبدیل نشود.
اختلاف نظر و تفاوت سلیقه، بخشی طبیعی از حیات سیاسی و اجتماعی هر جامعه است. جامعه زنده، جامعهای نیست که در آن همه یکسان بیندیشند؛ بلکه جامعهای است که بتواند اختلافها را در چارچوب گفتوگو، رقابت سالم و منافع عمومی مدیریت کند. مسئله اصلی زمانی آغاز میشود که اختلاف، از مسیر طبیعی خود خارج شده و به نفرتپراکنی، حذف متقابل و فرسایش سرمایه اجتماعی منجر شود.
شهید خامنهای با توجه به همین نگرانی، در سخنرانی نوروزی خود در حرم مطهر رضوی، بر ضرورت جلوگیری از نفرتپراکنی در جامعه تأکید کردند و فرمودند:
«تأکید میکنم و توصیه میکنم به جوانهای عزیزمان که سعی کنند در داخل جامعه نفرتپراکنی انجام نگیرد. خب اختلاف سلیقهای وجود دارد، اشکالی هم ندارد، امّا همه با هم برادروار در کنار هم، روی مسائل کلّی جامعه و در مقابله و مواجههی با مخالفین کشور، مخالفین جمهوری اسلامی، مخالفین ملّت ایران، یکسان بِایستند و حرکت کنند.»
(بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی، ۱ فروردین ۱۴۰۳)
اهمیت این سخن در آن است که میان «اختلاف» و «تفرقه» مرز مشخصی ترسیم میکند. اختلاف سلیقه، امری پذیرفتهشده است؛ اما هنگامی که اختلاف به نفرت تبدیل شود، نهتنها به حل مسائل جامعه کمک نمیکند، بلکه توان ملی را درگیر فرسایش درونی میسازد.
در نگاه تحلیلی، یکی از مهمترین ابعاد میراث وحدتگرایانه شهید خامنهای همین نکته است که انسجام اجتماعی به معنای حذف تفاوتها نیست؛ بلکه به معنای یافتن نقطههای مشترک در کنار پذیرش تفاوتهاست. جامعهای که بتواند در عین وجود دیدگاههای مختلف، بر اصول و منافع کلان خود همدل باقی بماند، از ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها و مواجهه با فشارهای بیرونی برخوردار خواهد بود.
امروز که فضای سیاسی و رسانهای جامعه بیش از گذشته در معرض دوقطبیسازی، برچسبزنی و تخریب متقابل قرار دارد، بازخوانی این میراث اهمیت بیشتری پیدا میکند. حفظ وحدت به معنای پایان رقابت سیاسی نیست؛ بلکه به معنای آن است که رقابت، جای خود را به دشمنی ندهد و اختلاف نظر، به شکاف اجتماعی تبدیل نشود.
شاید بتوان مهمترین پیام این میراث را چنین خلاصه کرد:
میراث شهید خامنهای، حذف اختلاف نبود؛ جلوگیری از تبدیل اختلاف به تفرقه بود.