صبح صادق >>  دین >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۹۴۸۸۲
صبح صادق آنلاین / سیدحسین خاتمی خوانساری

«صبر» در قرآن و سنت اسلامی، فراتر از یک فضیلت اخلاقی صرف، به مثابه ستون فقرات یک نظام منسجم برای زیستن در جهانی آکنده از پیچیدگی‌ها و دگرگونی‌هاست. این مفهوم نمودی از کنشگری هوشمندانه و نظم‌بخشی به مسیر حرکت انسان است. صبر در زندگی انسان با تلاش گره خورده است؛ چرا که صبر برای کسی که در میدان عمل گام نمی‌نهد و با موانع و چالش‌ها روبه‌رو نمی‌شود، معنایی ندارد.

در حقیقت، صبر ابزار نیرومندی است برای آنکه انسان در مسیر خویش، از یک‌‍‌سو با موانع بیرونی مقابله کند و از سوی دیگر، آشفتگی‌های درونی خودش را سامان ببخشد. تکرار ۹۶ بار واژه صبر در قرآن کریم، خود گواهی بر عمق و گستردگی این مفهوم در نظام فکری اسلام است؛ گویی خداوند با این تأکید مکرر، می‌خواهد پرده‌ای از غفلت را از دیدگان مؤمنان بردارد و آنان را به حقیقتی رهنمون کند که بدون آن، هیچ حرکت و تحولی به سرانجام مطلوب نخواهد رسید.

جالب آنکه قرآن صبر را نه تنها در مواجهه با سختی‌ها و ناملایمات، که در بستر آگاهی و دانایی نیز معنا می‌بخشد. این نکته ظریف، مرز‌های متعارف صبر را درمی‌نوردد و آن را به حوزه‌ای فراتر از تحمل رنج‌های ناشناخته می‌کشاند. چه بسا بسیاری از ما گمان می‌کنیم که وقتی از فلسفه رخدادی آگاه شدیم، دیگر به صبر نیازی نیست، در حالی که قرآن با طرح داستان حضرت موسی (ع) و حضرت خضر (ع) به زیبایی این تصور نادرست را اصلاح می‌فرماید. آنجا که موسی می‌خواهد در همراهی با خضر (ع)، پای بر جاده صبر نهد؛ اما حضرت خضر (ع) با پرسشی بجا، او را به چالش می‌کشد که «وَکَیفَ تَصبِرُ عَلَى مَا لَم تُحِط بِهِ خُبرا»؛ یعنی چگونه ایشان می‌تواند بر آنچه احاطه خبری ندارد، صبر ورزد؟ پاسخ جناب خضر (ع) در واقع، کلیدی است برای گشودن دریچه‌ای نو به معنای صبر: دانستن و آگاهی، نه تنها نیاز به صبر را از میان نمی‌برد، بلکه بر ضرورت آن می‌افزاید.

در واقع، صبر پس از آگاهی، دیگر از جنس چشم‌داشتن به آینده‌ای نامعلوم نیست، بلکه از نوعی مدیریت هوشمندانه معرفت و مدارا با پیچیدگی‌های آن سرچشمه می‌گیرد.

گاهی اوقات، دستیابی به برخی اسرار یا دریافت اطلاعاتی خاص، چنان سنگین و گران‌بار است که اگر با صبر همراه نشود، همچون شعله‌ای در انبار باروت، هر نظم و انسجامی را به آتش می‌کشد.

در حقیقت، همان‌گونه که حضرت خضر (ع) به حضرت موسی (ع) می‌گوید، آگاهی از فلسفه اعمال، شرط لازم برای همسفری است، اما کافی نیست، بلکه باید بستر و زمان مناسب برای ظهور آن آگاهی نیز فراهم آید.

از این زاویه، صبر هنری است که از رهگذر آن، انسان از دام سطحی‌نگری رها شده و به درک عمیق‌تری از موقعیت خود در نظام هستی دست می‌یابد.

افشای بی‌جای اسرار یا به‌کارگیری نابجای دانش، نه تنها به نظم طبیعی امور آسیب می‌زند، بلکه گاه بهانه‌ای می‌شود برای فروپاشی روابط، از دست رفتن اعتماد‌ها و ایجاد هرج و مرج در سطوح فردی و اجتماعی. از این رو، می‌توان گفت که صبر پس از آگاهی، یک وظیفه اخلاقی و معرفتی است که در مسئولیت‌پذیری انسان در قبال دانشی ریشه دارد که به او سپرده شده است. اگر کسی به گنجینه‌ای از معرفت دست یابد، اما نتواند آن را در جای مناسب و به اندازه ضرورت به‌کار گیرد، در واقع به گنجینه خیانت کرده است. این نوع صبر، همان نیروی مهارکننده‌ای است که به عالمان، مدیران، معلمان و حتی به انسان‌های عادی در زندگی روزمره، کمک می‌کند تا تشخیص دهند چه زمانی سخن بگویند و چه زمانی خاموش شوند؛ چه زمانی دانش خود را به نمایش بگذارند و چه زمانی آن را در پوشش سکوت حفظ کنند.

در روایات اسلامی نیز بار‌ها بر این جنبه از صبر تأکید شده و مؤمنان به رازداری و شکیبایی در برابر آنچه می‌دانند، سفارش شده‌اند؛ چرا که این خصلت، نشان از بلوغ فکری و روحی دارد.

از این منظر، صبر همچون پلی است میان دانش و حکمت؛ زیرا بسیاری از دانسته‌ها، وقتی با شتاب و بی‌صبری همراه شوند، نه تنها گره‌گشا نیستند، بلکه بر پیچیدگی مسائل می‌افزایند.

در حقیقت، شناخت زمان و مکان مناسب برای بیان یک حقیقت، خود نوعی از صبر است که قرآن آن را ستوده و حضرت خضر (ع) در تعلیم حضرت موسی (ع) آن‌را به منزله شرط اساسی برای همراهی برگزیده است.

آیا این به معنای این نیست که گاه سکوت و خودداری از بیان یک راز علمی یا معنوی، نه یک ضعف، که عین قوت و توانمندی است؟ صبر، در این نگاه، ضامن حفظ نظم درونی و بیرونی است؛ نظمی که تلاش انسان را جهت می‌بخشد و مانع از آن می‌شود که دانشی که زحمت فراوان برای کسب آن کشیده شده، به نابسامانی و هرج‌ومرج بدل شود.