با اعلام صریح دونالد ترامپ مبنی بر اینکه قانون اجازه نامزدی مجدد او برای ریاست جمهوری را نمیدهد، کارزار جانشینی در جنبش MAGA رسماً آغاز شده است. در غیاب ترامپ، حالا هر یک از وارثان و مدعیان، خود را شایستهترین گزینه برای تصاحب کرسی ریاست جمهوری میدانند. اما آنچه در این میان جلب توجه میکند، نه شایستگیهای فردی، که آزمندی و رقابتی است که چهره واقعی این جریان را بیش از پیش آشکار میسازد. ترامپ اکنون با خروج اجباری از صحنه، حزبی را به یادگار میگذارد که در فقدان او، درمانده و سرگردان است و هر یک از مدعیان، خود را وارث برحق میدانند.
از طرفی جیدی ونس، معاون ترامپ، خود را وارث بلافصل معرفی میکند. او با پذیرش پروندههای حساسی مانند مذاکره با ایران، سعی دارد تصویر یک دولتمرد کارکشته را بسازد. اما مواضع تند و تیز او در حمایت از ملیگرایی مسیحی و اظهارات جنجالیاش درباره هویت نژادی، نشان میدهد که او بیش از آنکه یک سیاستمدار معتدل باشد، دنبالهرو همان مسیر افراطیگری است که ترامپ پایهگذاری کرد. با این حال، سرنوشت سیاسی ونس به انتخابات میاندورهای پیش رو گره خورده و اگر دمکراتها در آن انتخابات پیروز شوند، رویای ونس برای همیشه به پایان خواهد رسید.
در سوی دیگر، مارکو روبیو، وزیر خارجه، به عنوان گزینه محبوب جریان سنتی جمهوریخواهان مطرح شده است. او که سالها به عنوان یکی از تندروترین سناتورهای ضدایرانی شناخته میشد، اکنون در قامت یک دیپلمات ظاهر شده و تلاش میکند فاصله خود را با افراطیگریهای MAGA حفظ کند. اما نباید فراموش کرد که روبیو نیز مانند دیگران، تنها به فکر منافع شخصی و قدرت است و در صورت لزوم، بار دیگر نقاب واقعی خود را بر چهره خواهد زد.
در این میان چند سناتور دیگر مثل «تد کروز» با ادعاهای واهی درباره انزواطلبی ونس، و «جاش هاولی» با شعارهای پوپولیستی، هر یک به نوعی در تلاش برای جلب آرای گروههای خاص هستند. کروز که سالها پیش خود را رقیب سرسخت ترامپ نشان میداد، اکنون با چاپلوسی و تملق، در پی جلب نظر هواداران ترامپ است. هاولی نیز با طرح شعارهای حمایت از کارگران، در تلاش است چهرهای متفاوت از خود به نمایش بگذارد. «ران دسانتیس» که پس از شکست در رقابتهای قبلی، اکنون با پایان دوره فرمانداری خود مواجه است، و «گلن یانگکین» نیز در زمره مدعیانی هستند که نمیخواهند از قطار قدرت عقب بمانند.
نکته جالب اینکه حتی دونالد ترامپ جونیور، فرزند ارشد ترامپ، با ادعای مضحک «احساس تکلیف»، نشان داده که خانواده ترامپ نیز قصد ندارد به این راحتی از کاخ سفید دست بکشد. تاکر کارلسون نیز که این روزها با بریدن از ترامپ، در حال ایجاد جبهه جدیدی در میان مخاطبانش است، نشان میدهد که اردوگاه MAGA با فروپاشی درونی مواجه است. آنچه مسلم است، این رقابت تنگاتنگ، حکایت از بحران هویت و فقدان رهبری در این حزب دارد. ترامپ که سالها مدعی «تنها کسی که میتواند آمریکا را نجات دهد» بود، اکنون حزبی را به یادگار میگذارد که در فقدان او، به جنگ داخلی و هرجومرج گرفتار شده است.