تنگه هرمز فراتر از یک آبراه راهبردی به محلی برای شکلگیری نظم جدید در منطقه و جهان تبدیل شده است.
تا پیش از جنگ تحمیلی سوم دشمن صهیونی _آمریکایی علیه ایران، اهمیت تنگه هرمز عمدتاً در حوزه تجارت دریایی و یک آبراه مهم برای انتقال انرژی خلاصه میشد. اما اکنون این تنگه در معادلات جدید قدرت که در حال شکل گرفتن میباشد، نقش اصلی در تعیین سرنوشت نظم آینده جهان دارد.
از همین روی تنگه هرمز به محل کانونی نبرد و صحنه اصلی جنگ و رویارویی راهبردی و سرنوشت ساز میان جمهوری اسلامی ایران و دشمن صهیونی _آمریکایی در ماههای اخیر تبدیل شده است.
نتیجه این نبرد چند ماهه، رقم خوردن چهارمین شکست راهبردی برای استکبار جهانی در رویارویی با جمهوری اسلامی طی یک سال و چند ماه گذشته شده و این شکست ترامپ و ارتش تروریستی آمریکا را در یک بن بست راهبردی قرار داده است.
اولین شکست سنگین و خفت بار برای متجاوزین به ایران در جنگ ۱۲ روزه رقم خورد. جنگی که با هدف تصرف یک هفتهای ایران در سحرگاه ۲۳ خرداد سال ۱۴۰۴ آغاز شد و به دلیل شکست و ناکامی متجاوزین در تحقق اهداف جنگ با درخواست آتش بس از سوی ترامپ متوهم و گرفتار استیصال شده متوقف گردید.
در جنگ ۱۲ روزه به تعبیر امام شهید، در حالی که آمریکاییها و صهیونیستها با هدف براندازی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران این جنگ را آغاز کردند؛ آمدند و کتک خوردند و دست خالی برگشتند!
دومین شکست راهبردی دشمن صهیونی _آمریکایی در دی ماه ۱۴۰۴ رقم خورد. جبهه استکبار با توجه به ناکامی و شکست خفت بار در جنگ ۱۲ روزه، تصور کرد با به صحنه آوردن تمامی مخالفین و وطن فروشان داخلی با استفاده از بستر نارضایتیهای اجتماعی به دلیل مشکلات معیشتی و اقتصادی، میتواند با یک فتنه و کودتا با پشتیبانی همه جانبه خارجی به دوران جمهوری اسلامی پایان دهد. اما تجارب مسئولین کشور در حوزههای گوناگون از یک سوی و هوشیاری مردم از سوی دیگر، موجب شد ظرف ۴۸ ساعت این نقشه شیطانی استکبار جهانی هم با شکست مواجه شود.
سومین شکست محیرالعقول و خارج از تصورها و محاسبات برای دو قدرت اتمی جهان که مبتنی بر استراتژی جنگ برق آسا با تمام توان نظامی خود به ایران تهاجم کردند، در جنگ تحمیلی سوم یا همان جنگ رمضان رقم خورد.
دشمن با بهرهگیری از تجارب و با این تصور که اگر در آغاز این جنگ، رهبر حکیم انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا را به شهادت برساند، ظرف ۴۸ یا نهایت ۷۲ ساعت جمهوری اسلامی فرو میریزد، لذا در روز نهم اسفند ۱۴۰۴، تهاجم سنگین به ایران را در بالاترین سطح ممکن از جهت به کار گیری قدرت نظامی آغاز کرد.
دشمن در این تهاجم، نه تنها به هیچ یک از اهداف راهبردی اعلامی در جنگ نرسید؛ بلکه خروجی این جنگ حدود چهل روزه، سر برآوردن ایران با یک ملت مبعوث شده منسجم و نیروهای مسلح مقتدر با عنوان چهارمین قدرت جهان شد.
مهمترین عامل تبدیل شدن ایران به قدرت چهارم جهان در جنگ تحمیلی سوم از یک سوی قدرت ایستادگی ملی و پاسخگویی محکم و ضربات کوبنده و خسارت بار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی به متجاوزین بود و از سوی دیگر به دست گرفتن کنترل هوشمندانه تنگه هرمز از سوی نیروی دریایی سپاه که دنیا را به شگفتی واداشت.
وقتی ایران کنترل تنگه راهبردی هرمز را به دست گرفت، یک اجماع در میان تمامی کارشناسان امور راهبردی در سطح جهان پدید آمد و آن اینکه ایران با تسلط بر تنگه هرمز و کنترل تردد کشتیها از این آبراه مهم، به سلاحی بس بازدارندهتر و اثربخشتر از سلاح هستهای دست یافته و از این رهگذر به یک ابر قدرت جهانی تبدیل خواهد شد.
در چنین شرایطی بود که اولویت اول ترامپ و تیم جنگ طلبش در قبال ایران، نه کنترل صنعت هستهای، نه براندازی جمهوری اسلامی و نه تجزیه کشور عزیزمان ایران، بلکه خارج کردن کنترل تنگه هرمز از دستان ایرانیان شد!
در چنین شرایطی بود که آمریکا برای تغییر معادله جنگ و بر هم زدن موازنه قدرت در خلیج فارس، تنگه هرمز و دریای عمان به مجموعهای از اقدامات شامل محاصره دریایی، اقدام نظامی برای بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از ناوگان نظامی و هواپیماهای جنگنده و در نهایت ایجاد کریدور موازی در جنوب تنگه هرمز با مشارکت سلطان نشین عمان آن هم تحت فشار دست زد. اما همه این اقدامات آمریکا که یک هدف بیشتر نداشت و آن هم خارج کردن تنگه هرمز از کنترل جمهوری اسلامی بود؛ همگی با شکستهای سنگین، پر هزینه و خفت بار همراه با بی آبرویی بیشتر برای ترامپ و ارتش تروریستی آمریکا بود. این مجموعه اقدامات شکست چهارم آمریکا را رقم زد و ترامپ به ناچار فعلاً تن داده به بازگشایی تنگه هرمز تحت ترتیبات ایرانی از طریق کریدور میانه که با مشارکت ایران و عمان مشخص شده، البته آن هم بعد از پذیرش شروط مندرج در تفاهم نامه و عمل آمریکا به تعهداتش که ایران بر آن اصرار و تأکید دارد.
به طور قطع آمریکا هیچ راهی ندارد جز پذیرش واقعیتهای میدانی که همگی از پیروزی ایران و شکست آمریکا حکایت دارد. هر نوع اقدام دیگر آمریکاییها برای تغییر این واقعیت ها، پنجمین شکست راهبردی را برای آنان رقم خواهد زد؛ چرا که تکیه گاه ملت ایران و نیروهای مسلحش، آن قدرت مطلقی میباشد که پیروزی به دست او رقم میخورد.
" وما النصر الا من عندالله العزیز الحکیم"