دولتمردان عراق در حالی 30 سپتامبر زمان خروج نیروهای آمریکایی از عراق عنوان کردهاند که همزمان رهبران مقاومت عراق ضمن تاکید بر لزوم اقتدار دفاعی کشورشان در برابر تهدیدات امنیتی و مداخلات خارجی، بر لزوم پایان دادن به اشغالگری اقتصادی آمریکا تاکید کردهاند. در همین راستا شیخ اکرم الکعبی، دبیرکل جنبش نجبا، با انتقاد از سیاستهای آمریکا در این کشور، خواستار پایان قیمومیت آمریکا بر نفت عراق شد و تأکید کرد که درآمدهای حاصل از فروش نفت باید مستقیما در اختیار دولت عراق قرار گیرد. الکعبی گفت: همچنین باید بهسمت ایجاد کانالهای متعدد برای فروش نفت عراق، جلوگیری از انحصار آمریکا و دریافت مستقیم بهای نفت از خریداران حرکت کرد؛ بدون انتقال آن به سارقی که به ناحق و از روی ظلم خود را بر کشور تحمیل کرده است. بهویژه آنکه عراق از فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شده و در انتخاب مشتریان و سازوکارهای فروش نفت خود آزادی کامل دارد.
همچنین «ابوآلاء الولائی» دبیرکل گردانهای سیدالشهداء (ع) عراق با انتقاد شدید از سلطه مالی و اقتصادی آمریکا بر داراییهای عراق، خواستار تنوعبخشی به بازارهای صادراتی، روابط بانکی و خروج از سلطه مالی واشنگتن شد. وی با انتشار بیانیهای در صفحه رسمی اش در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: از آشکارترین ابعاد نواقص حاکمیت عراق، سلطه اقتصادی، کنترل آمریکا بر اموال و داراییهای کشورمان و تصاحب کامل منابع آن و اشغالگری عراق است.الولائی افزود: آیا آزادگان میپذیرند که با منابع عراقِ عزیز مانند اعطای یک بخشش و نه به عنوان یک حق حاکمیتی اصیل برای مردم آن رفتار شود.
این هشدارها با محوریت استقلال اقتصادی عراق از یک سو می تواند برگرفته از ورود مقاومت عراق به فاز جدید دفاع از عراق در برابر تهدیدات امنیتی و مداخلات اشغالگرایانه باشد چرا که تجربه حضور اشغالگران در عراق نشان داده که سلطه اقتصادی، ایجاد چالشهای اقتصادی و در نهایت تبدیل آن به بحران اجتماعی و سیاسی راهبرد آمریکا برای وادار سازی عراق به همراهی با سیاستهای آمریکا بوده است و از سوی دیگر نیز رفتار آمریکاییها در ماههای اخیر همزمان با طرح ادعای خروج بویژه در سفر الزیدی نخست وزیر به آمریکا نشان میدهد که واشنگتن حاضر به خروج واقعی از عراق نبوده و طراحیهای جدیدی با ادعای اجرای صندوق مشترک اقتصادی بویژه در عرصه صنعت نفت و انرژی را دنبال میکند.
این سناریو مطرح است که ترامپ برای اهداف انتخاباتی و حتی تکرار تحقیر سازی بایدن و اوباما اجرای خروج از عراق را شاید اجرایی نماید اما در عمل مدل اشغالگری در قالبی جدید با محوریت اقتصاد را اجرا خواهد کرد. متن توافقنامههای امضا شده در سفر الزیدی به واشنگتن و اظهارات ترامپ درباره نفت و منابع مالی عراق حکایت از آن دارد که عملا آمریکا اشغالگری اقتصادی و به تبع آن سیاسی را جایگزین اشغالگری آشکار نظامی میکند. اهمیت این موضوع چنا است که گروههای مقاومت از جمله نجبا فاز جدید مقابله با اشغالگری را ورود به جنگ اقتصادی عنوان کرده است.
سلطه گری اقتصادی آمریکا بر عراق زمانی آشکارتر میشود که وزیر خارجه آمریکا مدعی شده است، «سرمایهگذاریهای آمریکا در عراق بخشی از امنیت ملی آمریکا بهشمار میرود.» این اظهارات تأیید میکند که محور اصلی پروژه آمریکا، غارت ثروتهای عراق در پوشش آنچیزی است که سرمایهگذاری قلمداد میشود. با توجه به این مولفهها میتوان گفت که آمریکا از در نظامی خارج و از دریچه اقتصادی به دنبال ورود دوباره به عراق است. این امر زمانی بیشتر نمود می یابد که آمریکا به رغم اهداف اعلامی در تجاوز نظامی به ایران عملا نتوانست نابودی ایران و تسلط بر منابع انرژی آن را رقم زند و مدیریت هوشمند ایران بر تنگه هرمز نیز معادلات انرژی آمریکا در سراسر منطقه را با چالشهای گستردهای مواجه ساخته است. نکته مهم آن است که آمریکا هر چند ادعای خروج نظامی سر میدهد اما همچنان حاضر نیست که استقلال صنعت نفت و خزانه عراق را به رسمیت بشناسد و حتی با اعمال تحریم علیه مقامات نفتی عراق به دنبال تثبیت این اشغالگری است.
سلطه گری اقتصادی آمریکا بر عراق زمانی آشکارتر میشود که وزیر خارجه آمریکا مدعی شده است، «سرمایهگذاریهای آمریکا در عراق بخشی از امنیت ملی آمریکا بهشمار میرود.» این اظهارات تأیید میکند که محور اصلی پروژه آمریکا، غارت ثروتهای عراق در پوشش آنچیزی است که سرمایهگذاری قلمداد میشود.
نکته مهم آنکه این سلطه اقتصادی نیازمند برخی مولفههای امنیتی میباشد که بی دفاع سازی عراق در قالب اجرایی نکردن تعهدات برای تقویت ارتش از جمله در حوزه پدافندی و نیز طرح ادعاهایی همچون صلاح در دست دولت از محورهای آن است. کارنامه امریکا در طول بیش از دو دهه حضور در عراق نشان میدهد که بر خلاف توافقنامه بغداد – واشنگتن آمریکا از یک سو اقدامی در مبارزه با تروریسم نداشته است چنانکه اسناد نشان می دهد که هم گروههای تروریستی و هم شبکههای موساد و نظامی رژیم صهیونیستی در مناطق تحت امر آمریکا آزادانه فعالیت کرده اند. از سوی دیگر واشنگتن تعهدات خود برای تقویت ارتش و امنیت عراق را اجرا نکرده چنانکه این کشور به شدت با ضعف پدافندی مواجه است چنانکه در طول جنگ رمضان آسمان این کشور بدون هیچ مقاومتی در دسترس آمریکا و رژیم صهیونیستی بوده است. نکته مهم آنکه عراق در حالی همچنان با تهدیدات تروریستی، اشغالگری برخی کشورها همچون ترکیه و بی دفاع بودن حریم هوایی مواجه است که آمریکا در حال فشار آوردن سیاسی، اقتصادی و امنیتی به دولت عراق به نخست وزیری الزیدی برای خلع سلاح مقاومت در لوای انحصار صلاح میباشد. این اقدام به ظاهر امنیتساز در حالی صورت میگیرد که از یک سو حشدالشعبی و بسیاری از گروههای مقاومت در کنار ارتش بخش رسمی دفاعی عراق بوده و حقوق دریافت میکنند و عملا خلع سلاح آنها بی معناست و از سوی دیگر آمریکا در حالی خلع سلاح مقاومت را دنبال میکند که هیچ سخنی از خلع سلاح پیشمرگه و شبه نظامیان وابسته به آمریکا نمی شود و فاجعه بار تر آنکه آمریکا خواستار بی تفاوتی دولت عراق در برابر تجزیه طلبان ضد ایرانی و هزاران نیروی پ ک ک در خاک این کشور شده است. ابعاد این توطئه در هشدارهای مقامات مقاومت عراق قابل مشاهده است چنانکه رئیس دفتر سیاسی سازمان بدر شروطی را برای تحقق انحصار سلاح شامل خروج کامل نیروهای آمریکایی شامل برطرفشدن تهدیدهای راهبردی علیه عراق و تکمیل ساخت و تجهیز نیروهای مسلح عراق، به ویژه در حوزه پدافند هوایی، بهگونهای که حاکمیت عراق بر آسمانش همانند خاک آن حفظ شود را مطرح کرده است. با توجه به این مولفهها به نظر میرسد طرح انحصار سلاح در دست دولت عراق بیشتر یک فریب است تا در نهایت سلطه اقتصادی آمریکا برعراق حاکم گردد که نتیجه آن نیز سلطه سیاسی و امنیتی و گرفتار سازی عراق در بازی منطقهای آمریکاست که اساس آن را تبدیل کردن کشورها به کشورهایی همچون حاشیه جنوبی خلیج فارس تشکیل می دهد که هیچ ارادهای از خود نداشته و مطیع مطلق آمریکا هستند.