ترامپ در حالی همچنان در توهم سلطه آمریکا بر تنگه هرمز به سر میبرد که مارجوری تیلور گرین، نماینده سابق کنگره آمریکا، اعلام کرده است که مقامات کاخ سفید در نشستهای راهبردی خود، امکان استفاده مستقیم از همان سلاح اتمی را علیه ملت ایران بررسی کردهاند؛ تصمیمی که این نماینده سابق کنگره آمریکا، آن را «شرارت محض» نامید و خواستار توقف جنون جنگطلبان آمریکایی شد.
آمریکا جنایتکاری که دیگران را متهم میکند
این افشاگری در باب طرح هستهای آمریکا علیه ایران در حالی صورت گرفته است که ترامپ جنگ 12 روزه و رمضان را با ادعای مقابله با دست یابی ایران به سلاح هسته ای انجام داد. این نوع رفتارها نشان میدهد که برای آمریکا نه امنیت هسته ای بلکه انحصار هسته ای اهمیت دارد، چنانکه این کشور صدها میلیارد دلار برای نوسازی تسلیحات هستهای هزینه کرده و حتی از پیمان منع گسترش با روسیه نیز خارج شده است. نکته مهم آنکه تهدیدات هستهای آمریکا علیه سایر کشورها در حالی صورت میگیرد که اگر نهادهای بینالمللی این کشور را به جرم جنایت بمباران هستهای هیروشیما و ناگازاکی مجازات کرده بود امروز با گستاخی زیاد طرح بمباران هستهای ایران را روی میز نداشت.
مدیریت ایران بر تنگه هرمز و نیز پاسخ قاطع دادن به هر تهدیدی امری غیر قابل تغییر است و تهدیدات هستهای آمریکا نیز جز پیچیده تر کردن شرایط هیچ نتیجهای برای این کشور نخواهد داشت. ایران امروز کانون تصمیم گیری برای معادلات منطقه و نظم نوین جهانی است و در نهایت آمریکا جز تن دادن به این حقایق گزینهای نخواهد داشت.
آمریکا در بن بست دوگانگیها
رفتارهای آمریکا نشان میدهد که هدف اصلی این کشور علیه سایر کشورها بی دفاع سازی و ناتوانی کردن توان دفاعی آنها در برابر تجاوزگریهایش است. این دوگانگیها را در مواضع ترامپ و روبیو می توان مشاهده کرد، چنانکه مارکو روبیو مدعی می شود: «تصور کنید اگر حکومت ایران بهجای صرف میلیاردها دلار برای حمایت از گروههای تروریستی و ساخت این همه سلاح، آن پول را در خود ایران و برای مردم ایران سرمایهگذاری کرده بود.» او در حالی هزینه کردهای دفاعی ایران را بی معنا و بر اقتصاد و معیشت تاکید میکند که همزمان دونالد ترامپ در باب سیاست داخلی آمریکا میگوید:«برای ما امکانپذیر نیست که از مهدکودک، مدیکید، مدیکر و همه این موارد جداگانه مراقبت کنیم... ما باید یک چیز را در اولویت قرار دهیم: حفاظت نظامی.» این نوع رفتارها در کنار آنکه ریاکاریهای سران آمریکا مبنی بر کمک به سایر کشورها را اشکار می سازد سندی بر دوگانگیهای رفتاری است که محور آن را امنیت صرف برای آمریکا و ناامنی برای سایر کشورها با بی دفاع سازی آنهاست.
تکرار سکوت معنادار مدعیان امنیت هستهای و حقوق بینالملل
دوگانگیهای رفتاری و نیز روی میز قرار گرفتن گزینههایی که فاجعه انسانی و زیست محیطی رقم می زند بیانگر تهدید امنیت جهان بودن آمریکاست که اجماع سراسری برای مقابله با ان را ضروری میسازد. افشاگری نماینده کنگره آمریکا چه صحیح و چه نادرست باشد، در اصل موضوع یعنی تهدید هستهای بودن آمریکا بری جهان تغییری ایجاد نمیکند لذا این سوال مطرح است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی و کشورهای غربی مدعی حمایت از حقوق بینالملل که سالهاست به پرونده سازی علیه ایران پرداختهاند، چرا در برابر این افشاگری سکوت کردهاند؟ چرا هیچ کمیته تحقیقی ایجاد نشده است و اصلا این سازمان ها و کشورها واکنشی به این امر نداشتهاند؟ این نوع رفتارها در کنار آنکه بار دیگر سیاسی کاری غرب و آژانس در قبال ایران را آشکار می سازد بی خاصیتی و دوگانگیهای آنها در اجرای تعهدات و تکالیفشان را برملا میکند. این امر سندی بر حقانیت مواضع ایران است که از یک سو به رفتارها و تعهدات ادعایی غرب بی اعتماد است و از سوی دیگر اجازه حضور بازرسان آژانس در تاسیسات هستهای را نمیدهد چرا که آنها ثات کردهاند که صرفا نقش جاسوس و خرابکار و مهره غرب را ایفا کرده و از هیچ کارکرد فنی و قانونی در رفتار آنها وجود ندارد.
معادلهای که ایران آن را ترسیم میکند
با توحه به سابقه رفتاری آمریکاییها و شخص ترامپ هر چند که افشاگریهای نماینده سابق کنگره آمریکا دور از ذهن نمی باشد اما این امر تغییری در ماهیت رفتاری ایران ایجاد نخواهد کرد چرا که امروز نظم منطقه بر اساس خواست ایران ترسیم می گردد و هیچ سلاحی توان مقابله با اقتدار ایران را نخواهد داشت. مدیریت ایران بر تنگه هرمز و نیز پاسخ قاطع دادن به هر تهدیدی امری غیر قابل تغییر است و تهدیدات هستهای آمریکا نیز جز پیچیده تر کردن شرایط هیچ نتیجهای برای این کشور نخواهد داشت. ایران امروز کانون تصمیم گیری برای معادلات منطقه و نظم نوین جهانی است و در نهایت آمریکا جز تن دادن به این حقایق گزینهای نخواهد داشت.