دونالد ترامپ در کمتر از دو سال گذشته، بارها از تغییر مرزهای آمریکا، انتقال حاکمیت بر سرزمینهای خارجی یا در اختیار گرفتن مناطق راهبردی خارج از خاک این کشور سخن گفته است. از خرید گرینلند و تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم گرفته تا «مالکیت» نوار غزه، بازگرداندن کنترل کانال پاناما، تصاحب کوبا و اکنون اعلام تنگه هرمز بهعنوان قلمرو ایالات متحده. مرور زمانبندی این اظهارات نشان میدهد بسیاری از این ایدهها پس از طرح اولیه یا از دستور کار علنی ترامپ فاصله گرفتهاند یا در عمل به موضوعاتی کاملاً متفاوت تبدیل شدهاند.
گرینلند قدیمیترین مورد در این فهرست است. ترامپ نخستین بار در سال ۲۰۱۹ پیشنهاد خرید این جزیره از دانمارک را مطرح کرد؛ پیشنهادی که حتی در آمریکا نیز بیشتر بهعنوان یک ایده غیرمعمول تلقی شد. با وجود تکرار این ادعا در سالهای اخیر و حتی سخن از «کنترل کامل» گرینلند، تا به این لحظه این جزیره همچنان تحت حاکمیت دانمارک قرار دارد و هیچ انتقال مالکیت یا حاکمیتی صورت نگرفته است. ایده تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم آمریکا نیز از ابتدا با موانع جدی حقوقی و سیاسی روبهرو بود. ترامپ اگرچه از «قدرت اقتصادی» برای تحقق این هدف سخن گفت، اما هیچگاه به یک روند الحاقی مشخص منجر نشد.
در مورد کانال پاناما، ترامپ از تعبیر بسیار صریح «بازپسگیری» استفاده کرد و حتی حاضر نشد استفاده از نیروی نظامی را رد کند. اما کارشناسان به رسانههای غربی گفتهاند آمریکا در سال ۱۹۷۷ با امضای پیمانهای توریخوس–کارتر، کنترل کانال را به پاناما منتقل کرد و امروز واشنگتن مالک یا صاحب حاکمیت بر کانال نیست که بتواند آن را یکجانبه «پس بگیرد». چنین اقدامی عملاً مستلزم استفاده از زور علیه پاناما خواهد بود که در چارچوب عادی حقوقی راهی برای آن وجود ندارد.
ترامپ سال گذشته نیز پیشنهاد کرد آمریکا کنترل نوار غزه را در دست بگیرد و این منطقه را به یک مقصد ساحلی لوکس تبدیل کند. اما اجرای این طرح مستلزم انتقال جمعیت حدود دو میلیون نفری غزه بود؛ موضوعی که مصر و دیگر کشورهای عربی با آن مخالفت کردند و رهبران فلسطینی نیز آن را رد کردند.
مرور این ادعاها نشان میدهد که فاصله میان آنچه ترامپ اعلام میکند و آنچه دولت آمریکا واقعاً برای اجرای آن وارد عمل میشود، به اندازه خود اظهارات اهمیت دارد. در موارد مختلف، این ادعاها با موانع حقوقی، مخالفت طرفهای مقابل و نبود مسیر روشن برای اجرا روبهرو بودهاند و آنچه در عمل باقی مانده، اغلب مجموعهای از مذاکرات، تهدیدها و فشارهای سیاسی بوده است.