رژیم صهیونی در حالی همچنان به اشغالگری در کرانه باختری و کشتار در غزه ادامه میدهد که جنگندههای رژیم اشغالگر فرودگاه نظامی ابوالظهور در 70 کیلومتری مرز ترکیه واقع در استان ادلب را بمباران کردند در حالی که این رژیم بهوضوح از طریق کانالهای غیرمستقیم مطلع شده بود که هیچ نیروی خارجی در فرودگاه ابوالظهور حضور ندارد، با این حال دست به تجاوز هوایی علیه این فرودگاه غیرنظامی زد. همچنین نیروهای رژیم صهیونی به منطقه «جباتا الخشب» در حومه قنیطره در جنوبغربی سوریه یورش بردند و دو شهروند سوری را ربودند. ارتش صهیونیستی پیشتر جنوب سوریه را آماج حملات توپخانهای قرار داد. این تجاوزگریها در حالی صورت میگیرد که در باب آن چند نکته قابل توجه است.
نتانیاهو نیازمند جنگ افروزی
رژیم صهیونی در حالی در آستانه انتخابات زودهنگام قرار دارد که نظرسنجیها از وضعیت بحرانی نتانیاهو حکایت دارد. تازهترین نظرسنجی مؤسسه «کانتار» نشان میدهد حتی برگزاری انتخابات مقدماتی حزب لیکود و شکلگیری فهرست جدید این حزب نیز نتوانسته جایگاه بنیامین نتانیاهو را در برابر رقیب اصلی تغییر دهد.بر اساس این نظرسنجی، اگر انتخابات کنست امروز برگزار شود، حزب «یاشار» به رهبری آیزنکوت با کسب ۲۴ کرسی به بزرگترین حزب کنست تبدیل خواهد شد. این رقم نسبت به نظرسنجی قبلی که روز یکشنبه منتشر شده بود، یک کرسی افزایش نشان میدهد؛ در مقابل، حزب لیکود با کسب ۲۳ کرسی در جایگاه دوم قرار میگیرد که با نظرسنجیهای قبلی تفاوتی ندارد. به این ترتیب، برگزاری انتخابات مقدماتی و انتخاب فهرست جدید نامزدهای لیکود، دستکم در نتایج این نظرسنجی، نتایج خوبی برای این حزب نداشته است. در این میان محقق نشدن اهداف ادعایی در غزه، لبنان و جنگ افروزی آمریکایی- صهیونی علیه ایران بر شدت وضعت بحرانی نتانیاهو افزوده است به نظر میرسد سوریه قربانی جدید جاه طلبیهای نتانیاهو است که به تشدید تنش در منطقه منجر میشود
آمریکا و رژیم صهیونی همچنان در سودای سلطه بر منطقه هستند و این اقتدار ایران و مقاومت بویژه تسلط ایران بر تنگه هرمز و انصارلله بر باب المندب است که این معادله را برهم زده است و کشورهایی که به دنبال امنیت منطقه هستند باید به دجای دلبستن به امنیت توهمی آمریکا در مسیر همگرایی با ایران حرکت کرده تا با تحقق امنیت بومی بتوان به اهدافی پایدار دست یافت.
آمریکا و دوگانگیهای تکراری
این تجاوزگری در حالی صورت گرفته است یک روز پیش از آن کوشنر داماد و نماینده ترامپ در شورای صلح به سرزمینهای اشغالی داشته و برای جلب رضایت صهیونیستها وعدههایی به آنها داده است. حمله به سوریه خارج از وعدههای کوشنر نمیباشد. بازی دوگانه آمریکاییها که دیگران را به سکوت و دست رژیم را برای اشغالگری باز میگذارند را در مواضع تام باراک میتوان مشاهده کرد. «تام باراک»، فرستاده آمریکا در امور سوریه و عراق، در واکنش به حملات هوایی اخیر رژیم صهیونی به پایگاه هوایی ابوالظهور در سوریه، این حملات را اقدامی در جهت تشدید غیرضروری تنشها دانست و گفت چنین اقداماتی به ثبات منطقه کمک نمیکند.باراک در بیانیهای بدون محکوم کردن این حملات و نقض حریم هوایی سوریه، صرفا به ابراز نگرانی بسنده کرد و نوشت: «ما عمیقاً نگران هستیم که حملات هوایی تأییدشده اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور، تشدید تنشی غیرضروری باشد که هیچ کمکی به ثبات منطقه نمیکند.»وی با ابراز خرسندی از انفعال کامل دولت جولانی در برابر رژیم صهیونی، افزود: «دولت الشرع نه موضعی تهاجمی اتخاذ کرده و نه نیروهای نیابتی در اختیار دارد. این دولت در واقع بارها تمایل خود را برای کاهش تنش با اسرائیل اعلام کرده است.» او در حالی خویشتن داری جولانی را ستوده است که امریکا رسما هیچ اقدامی برای مهار رژیم صهیونی صورت نداده بلکه در لبنان نیز از یک سو بر آزادی این رژیم برای اشغال اراضی اصرار دارد و از سوی دیگر خلع سلاح حزب الله را پیش شرط صلح معرفی میکند.
سوریه پیامی مهم برای منطقه
تجاوزات رژیم صهیونی به سوریه درسهای مهمی برای منطقه به همراه دارد. اول آنکه تجاوز و اشغالگری این رژیم پایان ناپذیر است و پروژه نیل تا فرات همچنان روی میز است لذا مقابله با این رژیم ضرورتی همگانی است. دوم آنکه تهدیدات رژیم صهیونی صرفا معطوف به جبهه مقاومت نیست بلکه سازشکاران را نیز در بر میگیرد چنانکه سوریه در دوران جولانی هیچ حرکتی علیه این رژیم نداشته در عین آنکه ترکیه نیز صهیونیستها حملاتشان را عیله آن عنوان کردهاند بیشتر در حد سخن معترض رفتارهای صهیونیستها بوده و در عمل به روابط با آن ادامه دادهاند. سوم آنکه این تجاوزگری غیر قابل اعتماد بودن چتر امنیتی امریکا برای کشورهای منطقه را اشکار میسازد. چهارم آنکه این تجاوزگری مهر تاییدی بر حقانیت مواضع مقاومت است که وحدت در برابر رژیم صهیونی و اخراج آمریکا از منطقه را مورد تاکید دارد. این تجاوزگری نشان داد که هدف آمریکا از ادعای انحصار سلاح در دست دولت عراق و لبنان و حذف مقاومت صرفا برای بی دفاع سازی کشورها و تحقق خاورمیانه آمریکایی- صهیونی است. پنجم آنکه این تجاوزگری سندی بر مواضع صحیح جمهوری اسلامی مبنی بر مدیتریت تنگه هرمز به عنوان عنصری بازدارنده برای امنیت ملی ایران و منطقه است. آمریکا و رژیم صهیونی همچنان در سودای سلطه بر منطقه هستند و این اقتدار ایران و مقاومت بویژه تسلط ایران بر تنگه هرمز و انصارلله بر باب المندب است که این معادله را برهم زده است و کشورهایی که به دنبال امنیت منطقه هستند باید به دجای دلبستن به امنیت توهمی آمریکا در مسیر همگرایی با ایران حرکت کرده تا با تحقق امنیت بومی بتوان به اهدافی پایدار دست یافت.