نگاه روسیه و چین به تحولات اخیر مانند جنگ و تنگه هرمز یک نگاه چند بعدی و پیچیده است و برای تحلیل موضوع گفته شده توجه به چند نکته لازم است:
نکته اول، در حمایتهای سیاسی این دو کشور از ایران است؛ در ماههای اخیر شاهد حمایتهای بیسابقهای از طرف مسکو و پکن نسبت به ایران بوده ایم. نمونه آن را می توان در اسنپ بک و ایجاد مانع برای بازگشت خودکار تحریمها در قطعنامه ۲۲۳۱ ذکر کرد. روسیه و چین، در اقدامی کم نظیر، نه تنها در شورای امنیت با وتوی قطعنامه ضدایرانی مانع این کار شدند، بلکه در جلسات غیرعلنی، به صراحت به نمایندگان اروپایی اعلام کردند که هرگونه بازگشت خودکار تحریمها را بیاعتبار میدانند. این حمایت، در قطعنامهها و بیانیههای زمان جنگ هم تداوم داشته است.
از سویی، تجارت با این دو کشور بدون توجه به تحریمهای آمریکا ادامه داشته است؛ در این راستا، چین بزرگترین شریک تجاری ایران محسوب میشود. آمار گمرک ایران در ۴ ماهه اول ۱۴۰۵ نشان میدهدکه حجم مبادلات تجاری با چین به ۱۲.۸ میلیارد دلار رسیده که نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۱۸ درصد رشد داشته است. صادرات نفت ایران به چین، با وجود تمام فشارهای آمریکا، کماکان به طور میانگین روزانه حدود ۱.۱ میلیون بشکه ادامه دارد. روسیه نیز در حوزه تهاتر و فروش کالاهای راهبردی مانند غلات، تجهیزات نظامی و فولاد در برابر نفت و پتروشیمی، در ۴ ماههی نخست ۱۴۰۵، نزدیک به ۴.۲ میلیارد دلار مبادله با ایران داشته است. البته باید مد نظر داشت که سیاست خارجی چین، بر مدار برد- برد اقتصادی میچرخد. برای مثال پکن در همان روزهاییکه از ایران در سازمان ملل حمایت میکرد، قرارداد ۱۰ ساله همکاری اقتصادی با عربستان سعودی به ارزش ۵۰ میلیارد دلار را نیز نهایی کرد. همچنین با امارات متحده عربی برای تأسیس یک پایگاه لجستیکی در بندر خلیفه، به توافق رسید. بر اساس گزارش بانک جهانی، سرمایهگذاری مستقیم چین در کشورهای حوزه خلیج فارس در سال ۲۰۲۵ به ۲۸میلیارد دلار رسیده است که ۳ برابر سرمایهگذاری این کشور در ایران است.
حال می توان به یک جمع بندی واقع بینانه رسید. بررسی کارنامه دیپلماسی این دو کشور نشان میدهد: هرجا مسئله تقابل با آمریکا مانند مانند برجام، تحریمها یا حضور نظامی غربیها مطرح باشد، چین و روسیه با قاطعیت از ایران دفاع میکنند. اما هرجا اختلاف، میان ایران و همسایگان عرب مطرح میشود، آنها به طور حساب شده جانب تعادل بین بازیگران را میگیرند و حتی گاهی برای تعادل رفتار بازیگران لابی میکنند. برای روسیه و چین، ایران یک دولت حائل و پایگاه مقاومت در برابر نفوذ روزافزون آمریکا در غرب آسیا محسوب میشود. به همین خاطر تلاش این دو کشور این است که روابط خود را برای نگهداری چنین وزنهای در منطقه غرب آسیا حفظ کنند. البته ایران هم تلاش کرده در اقداماتش در تنگه هرمز به دنبال یک رفتار گزینشی به نفع متحدین خود باشد. در بازه زمانی برداشته شدن محاصره دریایی، تهران با تسریع در محمولههای چینی و سایر همپیمانان نشان داد که محدودیتهای ایران، متوجه آمریکا و متحدانش است، نه شرق. بنابراین، چین و روسیه از حیث راهبردی رفتار ایران در کاهش هژمونی آمریکا را تحسین میکنند اما در جاهاییکه فشاری بر اقتصادشان وارد میشود طبیعی است که تلاش کنند مسائل را به نحوی مدیریت کنندکه هم ضرر اقتصادی نکنند و هم وزنه ایران را در مقابله با آمریکا تقویت نمایند. اما در مواجهه با کشورهای منطقه تلاش چینیها و روسها بیشتر بر حفظ تعادل و ایجاد میانجیگری در بین بازیگران برای داشتن جانب همه بازیگران با هدف بیشینهسازی سود اقتصادیشان بوده است.
پرسمان سیاسی هفته -سال دوم- شماره 57