در سالهای ملی شدن صنعت نفت ایران، آمریکا نقشهای سهگانهای ایفا کرد؛ آنگاه که بحث رقابت آمریکا با انگلیس در میان بود و این کشور درصدد بود تا از نفت ایران سهمی برای خود دست و پا کند، از ملی کردن صنعت نفت ایران حمایت کرد. با پیروزی نهضت نفت، آمریکا در نقش میانجیگری میان ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس ظاهر شد و کوشید تا با برقراری مذاکراتی میان طرفین و ارسال هیئتهایی به ایران و مذاکره با رهبران نهضت در ایران، قضیه نفت را فیصله دهد، اما بعد از آنکه میانجیگریهای آمریکا نتیجه نداد، آمریکا برانداز نهضت ملی شد. یکی از دلایل نپذیرفتن پیشنهادهای هیئتهای آمریکایی برای حل اختلافات میان ایران و شرکت نفت ایران و انگلیس، نپذیرفتن و لحاظ نکردن قانون ملی کردن نفت در پیشنهادات آنها بود.
یک نکته مهم در این کودتا، روش اجرای آن بود. درواقع، طرح آنها برای کودتا مبتنی بر القای یأس، ناامیدی و بیتفاوتی در کشور و همزمان به صحنه آوردن مخالفان مصدق و نهضت نفت و بهرهگیری از گروهها و دستجات اراذل و اوباش مانند شعبان جعفری معروف به «شعبان بیمخ» بود. نکته جالب در اجرای کودتا این است که آنها با سمپاشی روانی_تبلیغاتی و القای ناامیدی از تداوم حکومت مصدق، بهقدری شرایط را در ایران برای کودتا فراهم کرده بودند که از آن یک میلیون دلاری که سازمان سیا برای تدارک کودتا در ایران درنظرگرفته بود، تنها با هزینه حدود ۷۵ هزار دلارش توانستند نهضت ملی ایران را سرنگون کنند.
نکته جالب اینکه بعد از آنکه با دستور دکتر مصدق در شب ۲۵ مرداد، نصیری که حامل نامه عزل مصدق از نخستوزیری بود، دستگیر شد و موج اول کودتا خنثی شد، مصدق خطاب به مردم، آنها را از خیابان به خانه فرستاد و تا سه روز بعد که کودتا انجام شد، نخبگان و نیروهای سیاسی اجتماعی مؤثر با فرورفتن در حالتی از بیتفاوتی و بیعملی زمینه را برای انجام کودتا با کمترین هزینه فراهم کردند. در این زمینه، غلامرضا نجاتی در کتاب «جنبش ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲» مینویسد:
«در آن سه روز سرنوشتساز که آینده سیاسی ایران تعیین میشد، مسئولان مملکت و رهبران احزاب سیاسی در انجام وظایف خطیری که به عهده داشتند، غفلت کردند و فرصتهای گرانبها از دست رفت.... مردم تهران که چند بار توطئههایی علیه نهضت ملی را با قیام خود و پشتیبانی از نهضت ملی خنثی کرده بودند، صبح روز ۲۸ مرداد، بدون رهبر و فرمانده شاهد تردید و تزلزل رهبران نهضت ملی و خیانت و سهلانگاری چند تن از فرماندهان نظامی و رؤسای سازمانهای انتظامی بودند. پیروزی سریع کودتاچیان در روز ۲۸ مرداد نهتنها برای ملت ایران، بلکه برای کرومیت روزولت و سردمداران کودتا باورکردنی نبود.»
با توجه به آنچه گفته شد، عبرت بزرگ کودتای ۲۸ مرداد که در تجربههای متعدد بعد از انقلاب اسلامی مورد توجه قرار گرفته، همانا لزوم حضور مردم در صحنه و تداوم بسیج سیاسی مردمی برای مقابله با توطئهها میباشد؛ واقعیتی که در خلال جنگ رمضان، در کنار انسجام سیاسی و دفاعی نظام، سبب حفظ کشور و شکست دشمن در تهاجم همهجانبه به ایران شد؛ موضوعی که در برهه کنونی نیز باید همچون گذشته مورد توجه قرار گیرد. درواقع، آمریکا تا بابت گسیختگی جامعه ایران به اطمینان نرسد، نمیتواند بابت غلبه بر ایران اطمینان پیدا کند. به بیان دیگر، تا زمانی که نوعی بیتفاوتی و عدماحساس مسئولیت در قبال سرنوشت کشور در میان ایرانیان تقویت نشود که نتیجه آن، تضعیف انسجام ملی و افزایش ضریب آسیبپذیری کشور در برابر دشمن باشد، آمریکا نمیتواند بابت غلبه بر ایران آسودهخاطر باشد. بر این اساس، امروزه مهمترین رسالت همه نیروها و نخبگان سیاسی اجتماعی ایران آن است که فعالانه در برابر توطئههای دشمن و به حمایت از کشور و نظام، اعلام موضع کنند؛ زیرا تجربههای متعددی در تاریخ معاصر نشان میدهد که رخداد تحولات ناخواسته مانند کودتا، براندازی، حمله خارجی و... در ایران همواره در سایه بیتفاوتی عمومی و نخبگانی در قبال سرنوشت کشور رخ داده است.
با توجه به آنچه گفته شد، شرط اساسی مواجهه قدرتمندانه با دشمنانی که اکنون با متراکمسازی فشارها و تهدیدها در میدانهای اقتصادی، نظامی و رسانهای به تهدید ایران و ایرانیان میپردازند، آن است که علاوه بر حفظ و ارتقای قابلیتهای دفاع نامتقارن، ظرفیتهای مردمی و نخبگانی هم به میدان بیاید و با نمایش وحدت و انسجام ملی، به دشمن سیلی زده شود.