صبح صادق >>  دین >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۲۱۲
صبح صادق آنلاین / سیدحسین خاتمی خوانساری

انسان اگر در جست‌وجوی حق و حقیقت نباشد، نمی‌تواند حتی برای لحظه‌ای به آرامش و آسودگی واقعی دست پیدا کند. زندگی انسان بر پایه شناخت واقعیت‌ها و پذیرفتن آنها شکل می‌گیرد و هر چیزی که به انسان توان ادامه دادن، تصمیم گرفتن و حرکت کردن می‌دهد، به نوعی با «حق» ارتباط پیدا می‌کند. حق چیزی جز واقعیتِ مطابق با آنچه هست نیست؛ بنابراین، وقتی از حق سخن می‌گوییم، در حقیقت از واقعیت سخن می‌گوییم. اگر انسان اصل واقعیت را انکار کند، دیگر هیچ معیار قابل اعتمادی برای شناخت، انتخاب و عمل نخواهد داشت. حتی کسی که ادعا می‌کند «هیچ حقیقتی وجود ندارد»؛ ناچار است در زندگی، بسیاری از واقعیت‌ها را بپذیرد؛ از واقعیت گرسنگی و تشنگی گرفته تا واقعیت آثار رفتار‌های درست و نادرست؛ بنابراین، پذیرش حق تنها یک مسئله نظری و فلسفی نیست، بلکه ضرورتی برای ادامه صحیح و مدام زندگی است.

اما پرسش مهم این است که چرا باید حق را بپذیریم و واقعیت‌ها را همان‌گونه که هستند قبول کنیم؟ از کجا بفهمیم چیزی حق بوده و ما آن را نپذیرفته‌ایم؟ اگر بخواهیم پاسخ این پرسش را در کوتاه‌ترین شکل بیان کنیم، می‌توان گفت: «نتیجه و پیامد‌های نپذیرفتن حق، خود می‌تواند ضرورت پذیرش حق را برای انسان آشکار کند.» بسیاری از انسان‌ها زمانی متوجه اشتباه خود می‌شوند که آثار تصمیم نادرست‌شان را مشاهده می‌کنند. گاهی انسان حقیقتی را به دلیل غرور، منفعت‌طلبی، تعصب یا دلبستگی به خواسته‌های شخصی انکار می‌کند؛ اما گذشت زمان نشان می‌دهد که واقعیت با میل و خواسته او تغییر نکرده است. حقیقت، مستقل از پذیرش یا انکار ما وجود دارد و دیر یا زود آثار خود را آشکار می‌کند.

در همین زمینه، امام حسن عسکری (ع) می‌فرمایند: «هیچ صاحب مقام و عزیزی حق و حقیقت را ترک نکرد مگر اینکه ذلیل و خوار شد و هیچ شخص ذلیلی حق را به اجرا درنیاورد مگر اینکه عزیز و سربلند شد.» (تحف العقول، ص۴۸۹) این سخن نشان می‌دهد عزت واقعی انسان نه به مقام، ثروت، قدرت، شهرت و جایگاه اجتماعی او، بلکه به نوع رابطه‌اش با حق وابسته است. هرکس هنگامی که حقیقت را به دلیل منافع خود کنار می‌گذارد، در واقع پایه‌های عزت خویش را از بین می‌برد.

پذیرفتن حق، زمانی ارزش بیشتری پیدا می‌کند که حق با خواسته‌ها و منافع شخصی ما سازگار نباشد. اگر انسان تنها آن چیزی را «حق» بداند که به نفع اوست، در حقیقت تابع حق نیست، بلکه تابع خواسته‌های خویش است. معیار حق باید بیرون از تمایلات شخصی ما قرار داشته باشد. انسان مؤمن و حقیقت‌جو کسی است که وقتی با واقعیتی روبه‌رو می‌شود، حتی اگر پذیرش آن برایش دشوار باشد، در برابر آن موضعی متواضعانه بگیرد. این تواضع به‌معنای ضعف نیست؛ بلکه نشانه قدرت روحی و عقلانی انسان است. کسی‌که می‌تواند اشتباه خود را بپذیرد، از نظر اخلاقی و فکری قدرتمندتر از کسی است که برای حفظ غرور خود بر اشتباهش پافشاری می‌کند.

برای شناخت آثار پذیرش یا انکار حق نیز لازم نیست همیشه منتظر تجربه مستقیم باشیم. تاریخ، زندگی گذشتگان و سرگذشت انسان‌های اطراف ما، سرشار از نمونه‌هایی است که می‌توان از آنها عبرت گرفت. یکی از ویژگی‌های انسان خردمند این است که برای آموختن، الزاماً همه خطا‌ها را شخصاً تجربه نمی‌کند. او رفتار انسان‌ها و نتیجه انتخاب‌های آنان را مشاهده می‌کند و از آن درس می‌گیرد. اگر فردی به دلیل لجاجت، خودخواهی یا منفعت‌طلبی حقیقتی را نادیده گرفته و در نهایت با پیامد‌های سنگین آن روبه‌رو شده است، این تجربه می‌تواند برای دیگران نیز یک هشدار باشد؛ بنابراین مسئله حق فقط این نیست که انسان حقیقت را بشناسد؛ مهم‌تر از آن، این است که در برابر حقیقت چه رفتاری داشته باشد. ممکن است انسان حقیقتی را بفهمد، اما به دلیل غرور، ترس یا منفعت، آن را نپذیرد. بنابراین، حقیقت‌جویی نیازمند شجاعت و تواضع است. انسان باید آماده باشد که اگر واقعیت برخلاف خواسته او بود، خواسته خود را اصلاح کند، نه اینکه واقعیت را مطابق میل خود تغییر دهد. عزت حقیقی نیز از همین نقطه آغاز می‌شود. کسی که در برابر حق خاشع است، حتی اگر پذیرش حق در کوتاه‌مدت به زیان او باشد، در بلندمدت خود را از خواری و پیامد‌های انکار حقیقت حفظ می‌کند؛ اما کسی که حق را به دلیل موقعیت، منفعت یا غرور کنار می‌گذارد، ممکن است برای مدتی احساس پیروزی کند، ولی نتیجه نهاییِ ترک حقیقت، همان‌گونه که کلام امام حسن عسکری (ع) هشدار می‌دهد، چیزی جز دور شدن از عزت نخواهد بود.