صفحه نخست >>  عمومی >> یادداشت
تاریخ انتشار : ۰۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۵  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۳۴۳
چرا واشنگتن بر خلع سلاح حشدالشعبی اصرار می‌ورزد؟
نیرو‌های توانمند، متعهد و غیور تیپ ۶۳ حشدالشعبی عراق در تازه‌ترین عملیات خود، حمله عناصر گروه تروریستی داعش به یکی از مواضع نظامی در شرق استان صلاح‌الدین را ناکام گذاشتند و مهاجمان را وادار به عقب‌نشینی کردند. این در حالیست که مبارزه تمام عیار بسیج مردمی عراق با تروریست‌های تکفیری (که به صورت پراکنده در نقاطی از این کشور قرار دارند) همچنان ادامه دارد.
صبح صادق آنلاین / حنیف غفاری

نیرو‌های توانمند، متعهد و غیور تیپ ۶۳ حشدالشعبی عراق در تازه‌ترین عملیات خود، حمله عناصر گروه تروریستی داعش به یکی از مواضع نظامی در شرق استان صلاح‌الدین را ناکام گذاشتند و مهاجمان را وادار به عقب‌نشینی کردند. این در حالیست که مبارزه تمام عیار بسیج مردمی عراق با تروریست‌های تکفیری (که به صورت پراکنده در نقاطی از این کشور قرار دارند) همچنان ادامه دارد. درست در چنین شرایطی، برخی اعضای دولت و پارلمان عراق مشغول زمینه سازی برای خلع سلاح حشدالشعبی و انحلال آن تا پایان ماه سپتامبر هستند، یعنی همان مهلت زمانی تعیین شده از سوی ترامپ و دیگر مقامات کاخ سفید! در اینجا سوالی به ذهن خطور می‌کند که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت: اینکه در ماورای اصرار برخی مقامات ارشد عراقی مبنی بر انحلال حشدالشعبی، کدام منطق محاسباتی، میدانی، راهبردی و عملیاتی حاکم است؟

مخاطراتی که تشدید شده است

هم اکنون مخاطرات امنیتی پیش روی عراق، نه تنها برطرف نشده است بلکه شاهد تنوع عمق و دامنه آن هستیم: تحرکات پراکنده داعش در نقاطی از استان صلاح‌الدین و دیگر مناطق این کشور کماکان ادامه دارد. همچنین شاهد سازماندهی بقایای حزب منحله بعث و در راس آن شاخه نظامی این حزب تروریستی در نقاطی از عراق هستیم. فراتر از آن، ظهور حکومت هیئت تحریرالشام در دمشق قاعدتا باید دولت و پارلمان عراق را وادار به حفظ شاکله و ساختار امنیتی -نظامی حشدالشعبی نماید! بنابراین، نمی‌توان به بهانه خروج رسمی، اما غیرواقعی نیرو‌های اشغالگر آمریکا از عراق، مدعی پایان بحران‌های دست ساز واشنگتن و رژیم صهیونیستی در این کشور شد! در هر جامعه‌ای، مقاطعی فرا می‌رسد که کشور با تهدیدی جدی روبه‌رو می‌شود؛ تهدیدی که ممکن است از جنس تجاوز خارجی، تروریسم، بحران امنیتی، فروپاشی زیرساختی یا حتی آشفتگی گسترده اجتماعی باشد. در چنین شرایطی، منطق اداره کشور دیگر منطق عادی روزمره نیست. آنچه در زمان ثبات ممکن است صرفاً یک تشکل محلی، یک نیروی داوطلب، یا یک شبکه مردمی تلقی شود، در زمان بحران به نماد و شاخصه‌ای از ستون‌های تاب‌آوری ملی تبدیل گردد. در چنین شرایطی، تضعیف توان و زیر سوال بردن موجودیت حشدالشعبی، آن هم در زمان دفاع از کیان عراق، نه‌فقط یک خطای سیاسی، بلکه یک اشتباه راهبردی مرگبار محسوب می‌شود. انحلال یا حتی تضعیف بسیج مردمی عراق، مترادف با خلع سلاح این کشور در برابر جنگ ترکیبی و نقشه‌های شوم آتی واشنگتن و تل آویو خواهد بود. اگر برخی سیاستمداران عراقی تصور می‌کنند که حذف حشدالشعبی از معادلات امنیتی کشورشان منتج به پایان توطئه‌های شبکه حامی -پیرو تروریسم آمریکایی-صهیونیستی در این کشور خواهد شد سخت در اشتباه هستند! رویکرد کلان آمریکا نسبت به بغداد بر اساس تجزیه عراق بر اساس مولفه‌های قومیتی و مذهبی شکل گرفته است. این رویکرد، تبدیل به یک فرمول عملیاتی کلان در حوزه سیاست خارجی آمریکا شده و دولت‌های دموکرات و جمهوریخواه هر دو تاکتیک‌ها و رفتار‌های خود در قبال تحولات این کشور مهم منطقه غرب آسیا را حول آن ترسیم می‌کنند. اتفاقا یکی از وجوه اشتراک مطلق دو حزب سنتی آمریکا، تلاش آنها برای تجزیه عراق است. در این معادله، حشد الشعبی نقش یک مانع مهم را برای دشمنان بغداد ایفا می‌کند.

مسئله اصلی این است که نباید ظرفیت مردمیِ دفاعی و پشتیبانی‌کننده عراق را تضعیف کرد. در برهه کنونی که شاهد تصاعد بحران‌های منطقه‌ای دست ساز و هدفمند آمریکا و رژیم اشغالگر قدس هستیم، عراق بیش از هر زمان دیگری به مشارکت، اعتماد، همبستگی و آمادگی عمومی نیاز دارد. اگر سرمایه ارزنده‌ای به نام حشدالشعبی با ادبیات تخریبی، اتهام‌زنی کلی، بی‌اعتبارسازی رسانه‌ای یا رقابت‌های سیاسی فرسوده شود، هزینه آن فقط متوجه یک نهاد یا یک گروه نخواهد بود؛ بلکه کل جامعه عراقی تاوان آن را خواهد پرداخت. منطق راهبردی این موضوع بسیار روشن است: در شرایط تهدید، ظرفیت دفاعی و پشتیبانی یک کشور باید حفظ، سامان‌دهی و اصلاح شود، نه اینکه از هم گسسته شود. حشدالشعبی با توان و ظرفیت عمیق خود می‌تواند در صحنه‌های زیادی ایفای نقش کند: از امدادرسانی و حفاظت از نقاط گوناگون کشور عراق گرفته تا کمک به نظم عمومی، پشتیبانی لجستیکی، انتقال اطلاعات میدانی، ایجاد اطمینان امنیتی در افکار عمومی و تقویت روحیه اجتماعی. اینها وظایفی نیستند که دولت یا نیرو‌های رسمی به‌تنهایی از عهده آن برآیند. در بحران‌های بزرگ، ظرفیت‌های رسمی معمولاً با محدودیت منابع، زمان و گستره پوشش مواجه‌اند. در این میان، شبکه‌های مردمیِ سازمان‌یافته مانند بازوی کمکی عمل می‌کنند و شکاف میان نیاز و توان رسمی را کاهش می‌دهند. آیا مخالفان مقاومت عراق چنین منطق مبرهن و واضحی را هنوز در نیافته‌اند؟! آیا اگر حشدالشعبی در بین سال‌های ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ میلادی مسئولانه سینه خود را در برابر مهره‌های متوحش تروریستی آمریکا (داعش) سپر نمی‌کرد، امروز شاهد وقوع آرامشی نسبی در این کشور بودیم؟!

از منظر واقع‌گرایانه، هرچه بحران پیچیده‌تر باشد، نیاز به "هم‌افزایی نیرو‌های رسمی و مردمی" بیشتر می‌شود. ارتش، نیرو‌های مردمی، پلیس، نهاد‌های امدادی، مدیریت شهری، بخش سلامت، رسانه، و مشارکت مردم، همه در کنار هم یک نظام دفاعی و تاب‌آور را شکل می‌دهند. اگر یکی از این اجزا به‌صورت غیرمنصفانه تضعیف شود، زنجیره کلی امنیتی آسیب می‌بیند. در زمان جنگ یا دفاع ملی، "زمان واکنش" حیاتی است. اگر میان لایه‌های رسمی و مردمی بی‌اعتمادی ایجاد شود، هماهنگی عملیاتی کاهش می‌یابد، تصمیم‌گیری کند می‌شود و هزینه انسانی و اقتصادی افزایش پیدا می‌کند.

یکی دیگر از دلایل مهم برای پرهیز از تضعیف حشدالشعبی در عراق، حفظ سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی، آن نیروی نامرئی، اما تعیین‌کننده‌ای است که مردم را به همکاری، اعتماد متقابل و مشارکت در سختی‌ها سوق می‌دهد. در وضعیت عادی شاید این سرمایه کمتر دیده شود، اما در بحران، ارزش واقعی آن آشکار می‌گردد. جامعه‌ای که در آن مردم احساس کنند تلاش‌هایشان نادیده گرفته می‌شود یا هر حرکت داوطلبانه‌ای به‌سادگی تخریب می‌شود، به‌تدریج دچار بی‌انگیزگی و انفعال می‌شود. در مقابل، جامعه‌ای که مشارکت بسیج مردمی را به‌رسمیت بشناسد، توان بیشتری برای عبور از بحران خواهد داشت.

نکته دیگر این که در شرایط دفاع ملی، رها کردن میدان در دست روایت‌های بی‌پایه و فضای روانیِ تخریب‌محور، خود نوعی آسیب امنیتی است. در بحران، جنگ روایت‌ها به اندازه میدان واقعی اهمیت دارد. هر پیام تحقیرآمیز، هر برچسب‌زنی بی‌محل، و هر دوگانه‌سازی تند علیه حشدالشعبی در عراق روحیه عمومی را تضعیف می‌کند. در حالی که دشمن بیرونی غالباً به دنبال شکستن اراده جمعی است، هر نوع تضعیف داخلیِ نهاد‌های مؤثر، خواسته یا ناخواسته به همان هدف کمک می‌کند. بنابراین، از نگاه راهبردی، حفظ شأن و کارکرد نیرو‌های مردمی، بخشی از دفاع روانی و اجتماعی کشور محسوب می‌شود.