صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۰۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۴۴۷
مسئولان باید مواظب باشند با اظهارنظرهایشان موجب تضعیف مقاومت ملی ایرانیان نشوند. سرمقاله شماره جدید صدای ایران

جنگ تحمیلی سوم از ۹ اسفند ۱۴۰۴ شروع نشد؛ از دی‌ماه و به‌طور مشخص از هجدهم و نوزدهم دی‌ماه آغاز شد. زمانی که یک هجمۀ سنگین رسانه‌ای و تبلیغاتی تبدیل به آتش تهیۀ طرح هجومی دشمن شد تا در کنار اقدامات امنیتی و اطلاعاتی، تروریسم خیابانی آن واقعه را شکل دهد و در نهایت هم سمت‌وسوی اتهام را به سمت نظام اسلامی بگیرد. دشمن در آن واقعه یکی از سنگین‌ترین، پرحجم‌ترین، بزرگ‌ترین و گسترده‌ترین جنگ روانی خود را در طول سال‌های بعد از انقلاب طراحی و اجرا کرد. مردم ایران در این واقعه نه‌تنها در برابر فشار اقتصادی و امنیتی، بلکه در برابر فشار روانی و تک سنگین رسانه‌ای و تبلیغاتی دشمن هم مقاومت کردند.

در طرح دشمن، تبلیغات و جنگ روانی و بمباران روانی و ذهنی نه پیوست جنگ، بلکه عین و بخشی از جنگ است. به بیان صریح‌تر و دقیق‌تر، این‌گونه نیست که دشمن جنگی را راه انداخته و در ادامه هم به دنبال آن باشد که اقدامات و پیوست‌های رسانه‌ای و تبلیغاتی آن را اجرا کند. بلکه این اقدامات و طرح‌ها بخشی از طرح جنگی دشمن است. افکار عمومی بخشی از اهداف جنگی دشمن است. تسخیر و در صورت لزوم، نابودی و انهدام ذهن و روان ایرانیان بخشی از بانک اهداف جنگی دشمن است. به همین جهت، بال رسانه‌ای و تبلیغاتی اگر بیشتر از بال نظامی و امنیتی مورد توجه دشمن نباشد، حتماً کمتر از آن هم نیست. دشمن در این ساحت از هر ایده و اقدام و حرف و نظر و برنامه‌ای که بتواند برای درهم شکستن مقاومت ملی ایرانیان مفید باشد، استفاده می‌کند.

ساحت کارزار جنگی دشمن یک کارزار و معرکۀ به‌هم‌پیوسته است. بخشی از این معرکه هم روان و افکار عمومی است. همان‌گونه که در معرکۀ سخت فیزیکی باید با پدافند عامل و غیرعامل، طرح‌های هجومی دشمن را خنثی و مسیر هجوم او را هموار نکرد، در معرکۀ نرم تبلیغاتی و رسانه‌ای هم باید پدافند عامل و غیرعامل، مراقب ماشین جنگی دشمن بود. اینجا هر اقدام، طرح، کنش، واکنش و اظهارنظر نابجا، چه از جانب مردم باشد چه از جانب مسئولان، می‌تواند در حکم یک پرتابۀ جنگی در خدمت دشمن قرار گیرد و بخشی از خانه‌های جنگی او را پر کند. تلفاتش هم از اذهان ایرانیان گرفته خواهد شد. در این معرکه، مردم وظایفی دارند و مسئولان هم وظایفی. روی سخن در این سیاهه نه متوجه مردم، که تا الان هم دلیرانه مقاومت کرده‌اند، بلکه متوجه مسئولان است.

اینکه به هر بهانۀ درست یا نادرست و موجه یا ناموجهی، خشاب تسلیحات دشمن را پر نکنند. کشور حتماً با مشکلات کوچک و بزرگ زیادی در حال دست‌وپنجه نرم کردن است؛ از معضلات اقتصادی گرفته تا بعضی مشکلات زیرساختی و اجتماعی و فرهنگی. در صدر همۀ اینها، اما کشور پنجه در پنجه قلدر‌های دنیا انداخته است. در این شرایط، توقع آن است که مسئولان و نخبگان سیاسی مراقب سخنانی باشند که بر زبان جاری می‌کنند. هر چیزی که بهانه به دست دشمن دهد و طرح جنگی او را تکمیل کند، حتماً در خدمت کافر حربی است، ولو برخاسته از نیت و انگیزه‌ای صحیح هم باشد. توقع به‌خصوص و به‌ویژه از مسئولان آن است با درک شرایط کشور و تقوای سیاسی، مراقب این شرایط بوده و مسیر بمباران افکار و اذهان ایرانیان توسط دشمن را هموار نکنند.

ملتی که در همۀ این چند سال اخیر بزرگوارانه در برابر شرایطی که دشمن کافر بر او تحمیل کرده مقاومت کرده و دست جمهوری اسلامی را برای سیلی زدن به دشمن متجاوز خارجی پُر کرده است، شکرانۀ این نعمت عظیم آن است که در این شرایط، پیام ضعف از این جامعۀ بزرگ و مقاومت صادر نشود و دشمن را به طمع نیندازند؛ که ملت ایران با ایستادگی خودش حجت را بر همۀ ما تمام کرده است.

نسخه PDF