صفحه نخست >>  عمومی >> آخرین اخبار
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۸  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۷۹۵
رئیسعلی به خوبی می‌دانست که برای یک قیام ماندگار، زور کافی نیست؛ به مشروعیت نیاز است. او از همان ابتدا با مشورت گرفتن از بزرگانی همچون آقا سیدعلینقی دشتی و دعوت از روحانی مثل آقا سیدهاشم و سکنی دادن ایشان در دلوار، عملاً پیوند محکمی بین میدان نبرد و سنگر دین ایجاد کرد. رئیسعلی می‌دانست که اگر مردم بدانند قیام او ریشه در اعتقاداتشان دارد، با تمام وجود پشتش می‌ایستند. تفاوت او با دیگران نیز در همین اعتقاد بود. وقتی انگلیسی‌ها به او پیشنهاد ۴۰ هزار پوند رشوه دادند، او نه تنها فریب نخورد که به آنها جواب قاطع داد. او از نوجوانی هم یاد گرفته بود که پول نامشروع و باج‌گیری، شخصیت یک مدیر را متلاشی می‌کند.
صبح صادق آنلاین / علی فاتح

وقتی از رئیسعلی دلواری حرف می‌زنیم، خیلی‌ها فقط تصویر مردی با تفنگ در دست را به یاد می‌آورند اما اگر دقیق‌تر به دل روایت‌ها نگاه کنیم با یک مدیر تمام‌عیار روبرو می‌شویم؛ کسی که قیام مردم جنوب علیه استعمار را نه با زور بازو، که با مدیریت جامع رهبری می‌کرد. او در دل آن دوران سخت، مکتب مقاومت را به گونه ای پیش برد که باید از آن درس های مدیریتی کلیدی گرفت.

رئیسعلی به خوبی می‌دانست که برای یک قیام ماندگار، زور کافی نیست؛ به مشروعیت نیاز است. او از همان ابتدا با مشورت گرفتن از بزرگانی همچون آقا سیدعلینقی دشتی و دعوت از روحانی مثل آقا سیدهاشم و سکنی دادن ایشان در دلوار، عملاً پیوند محکمی بین میدان نبرد و سنگر دین ایجاد کرد. رئیسعلی می‌دانست که اگر مردم بدانند قیام او ریشه در اعتقاداتشان دارد، با تمام وجود پشتش می‌ایستند. تفاوت او با دیگران نیز در همین اعتقاد بود. وقتی انگلیسی‌ها به او پیشنهاد ۴۰ هزار پوند رشوه دادند، او نه تنها فریب نخورد که به آنها جواب قاطع داد. او از نوجوانی هم یاد گرفته بود که پول نامشروع و باج‌گیری، شخصیت یک مدیر را متلاشی می‌کند. این پاکدستی همان چیزی بود که نفوذ او را از دلوار به تمام جغرافیای جنوب گسترش داد. مردم به او اعتماد داشتند چون می‌دانستند رئیسعلی به طمع سکه نمی‌جنگد، بلکه برای آرمان ایستاده است.رئیسعلی ارتباطش با بازرگانان بوشهر و فارس ؛خصوصا سید محمدرضا تاجر کازرونی، را طوری تنظیم کرده بود که انگار یک اتاق فکر و سازمان اطلاعاتی دارد. تجار آزادی‌خواه، نه فقط پول، که اطلاعات را نیز به او می‌رساندند. این یعنی او درک کرده بود که بدون شبکه سازی با نخبگان و بازرگانان، شکست در برابر استعمارِ انگلیس حتمی است. او بودجه، آذوقه و اخبار را از طریق همین شبکه مدیریت می‌کرد؛ یک مدل اولیه از لجستیک جنگی در سطح محلی. بی شک یکی از مهمترین رفتارهای مدیریتی او در سفر به اهرم نهفته است. او می‌دید که خوانین منطقه با هم اختلاف دارند و این یعنی عدم شکل گیری قیام. رئیسعلی منتظر نماند تا دیگران کاری کنند؛ خودش پیش‌قدم شد. او بدون دعوت رسمی به جلسه اهرم رفت تا وحدت فرماندهی را تحمیل کند. این شجاعت او در حل منازعات داخلی نشان داد که پیش از نبرد با انگلیسی‌ها، باید جبهه داخلی‌ را یکپارچه و منسجم کرد. او دشمن اصلی را شناسایی کرده بود و اجازه نمی‌داد اختلافات حاشیه‌ای، اصل قضیه را نابود کند. رئیسعلی هوشمندتر از آن بود که فقط به میدان جنگ نگاه کند. وقتی فهمید انگلیسی‌ها به سمت بوشهر و دلوار می‌آیند، میرزا ابراهیم صدیق را؛ که شاعر و نویسنده بود، به عنوان منشی مخصوص خود انتخاب کرد. این یعنی رئیسعلی در همان سال‌ها اهمیت جنگ نرم و تبلیغات و البته دیپلماسی را درک کرده بود. او می‌دانست که برای بیدار کردن افکار عمومی و جلب حمایت بزرگان، به قلم و بیانی گیرا نیاز دارد که بتواند احساسات مردم را به قدرت تبدیل کند.

رئیسعلی دلواری فقط یه مبارز نبود بلکه مدیر میدان بود. کسی که ایمان و شجاعت را با تدبیر و دیپلماسی ترکیب کرده و تفنگ را در کنار قلم قرار داد. او به ما یاد داد که رهبری فقط فشار دادن ماشه نیست؛ بلکه آمادگی برای یک نبرد ترکیبی است که در آن مفاهیمی چون وحدت و انسجام، اقتصاد و دیپلماسی ، اطلاعات و رسانه، اهمیتی دوچندان دارد.