یکشنبه ۸ شهریورماه، حوالی ساعت ۲۱، آمریکاییها به چند نقطه از جزیره لارک حمله کردند و بدین ترتیب دور جدیدی از حملات آشکار علیه خاک ایران اسلامی آغاز شد. اهمیت این اقدام زمانی بیشتر روشن میشود که آن را در کنار فضاسازی رسانهای دو هفته اخیر آمریکاییها و متوهمان کاخ سفید قرار دهیم. آنها در این مدت بهطور مداوم مدعی بودند که کنترل تنگه هرمز در اختیار سنتکام است، نیروی دریایی ایران توان اشراف بر تنگه را ندارد و نفتکشها و سایر کشتیها میتوانند از کریدور غیرقانونی جنوبی عبور کنند. در همین چارچوب، ارقام دروغینی نیز درباره میزان نفت عبوری از این کریدور منتشر میکردند. با این حال، ورود مستقیم آمریکا به درگیری و حمله به جزیره لارک، پرسشهای مهمی درباره صحت این روایت ایجاد میکند.
نخست، اگر روایت آمریکا درباره کنترل تنگه هرمز درست بود، چه نیازی به ورود مستقیم به درگیری وجود داشت؟ اگر آمریکاییها واقعاً توان اداره تنگه و عبور دادن نفت از کریدور غیرقانونی جنوبی را داشتند، چرا باید با حمله به جزیره لارک، سیریک و دیکر نقاط، هزینه و تلفات نظامی بیشتری را در ضمن حملات ایران متحمل شوند؟
واقعیت این است که نیروی دریایی سپاه در تنگه هرمز توان اشراف و اعمال اراده قطعی دارد. در ده روز منتهی به ۸ شهریورماه، نیروی دریایی سپاه هر شب بین دو تا پنج شناور متخلف را تنبیه و مجازات کرد. به بیان دیگر، ایران از توان اشراف مستمر و اعمال اراده در نقاط مختلف خلیج فارس و تنگه هرمز برخوردار است. آمریکاییها اگرچه در فضای رسانهای تلاش میکردند وضعیت را به شکل دیگری نشان دهند، اما در میدان نتوانستند این وضعیت را تحمل کنند و در نهایت با ورود مجدد به جنگ مستقیم، تلاش کردند از توان اشراف و اعمال اراده ایران بکاهند. بنابراین، ورود آشکار آمریکا را باید بیش از آنکه یک کنش ابتدایی و برنامهریزیشده بدانیم، واکنشی به وضعیتی تلقی کنیم که در تنگه هرمز شکل گرفته بود. از این منظر، حتی در این مرحله نیز ابتکار عمل اصلی در اختیار نیروی دریایی سپاه بوده و ورود آمریکا بیشتر با هدف تغییر این موازنه صورت گرفت..
دوم، نیروی دریایی سپاه توان تحمیل اراده در هر نقطه از تنگه هرمز را دارد و این حملات نیز نمیتواند اختلالی در این اراده ایجاد کند. از تاریک شدن هوا تا روشنایی صبح، عبور سالم از کریدور آمریکایی در جنوب سنگ سلامه عملاً غیرممکن است و شناوری که وارد این کریدور میشود، از خصب عمان به بعد امکان عبور ایمن و بدون قرار گرفتن در معرض اصابت را ندارد. دقیقاً همین نقطه، محل بروز شکاف میان ادعای آمریکا و واقعیت میدان است. آمریکاییها نمیتوانستند وضعیتی را تحمل کنند که در آن کریدوری که قرار بود نماد توان آمریکا برای مدیریت تنگه باشد، عملاً تحت تأثیر توان اعمال اراده ایران قرار گیرد. از همین رو، ورود مستقیم و آشکار آمریکا به کارزار جنگ را باید تلاشی برای تغییر این وضعیت دانست.
سوم، نیروی دریایی سپاه از یک شبکه اشراف گسترده و چندلایه بر تنگه هرمز برخوردار است. آمریکاییها تصور میکنند با حملات اخیر میتوانند این شبکه اشراف و توان اعمال اراده ایران را تضعیف کنند. اما معماری دفاع دریایی ایران صرفاً به یک سامانه یا نقطه مشخص وابسته نیست، بلکه شبکهای چندلایه برای کشف، پایش و رهگیری تحرکات دریایی است که از سامانههای راداری، اپتیکی، ارتباطی و رادیویی در کنار عناصر ثابت و متحرک تشکیل شده است. بنابراین، حمله به یک یا چند نقطه ساحلی اختلال چندانی در توان اعمال اراده ایران ایجاد نخواهد کرد. کما اینکه پس از حمله به جزیره لارک، روز دوشنبه یک نفتکش متخلف متعلق به یک کشور عربی خلیج فارس با دو میلیون بشکه نفت، مورد ضربه قرار گرفت.
هدف قرار گرفتن موارد متعدد از پهپادهای پیشرفته دشمن، از طریق تجهیزات دریاپایه نواب و زمینپایه مجید، نشانه تداوم و ارتقای اشراف و آمادگی پدافندی ایران در منطقه هرمز است. در این میان، جزایر، بهویژه لارک و هرمز، و همچنین محدوده سیریک، به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در مجاورت یکی از حساسترین نقاط دریایی کشور، در متن این معادله قرار دارند و از کانونهای مهم رصد و اشراف اطلاعاتی بر تنگه هرمز محسوب میشوند.
جمعبندی اینکه اشراف اطلاعاتی ایران در دریا و آسمان، هم از نظر کیفیت و هم از نظر گستره، بهطور مستمر در حال توسعه است و حملات اخیر آمریکا نیز خللی در این سیستم ایجاد نمیکند. از این رو، ورود آشکار آمریکاییها را میتوان بیش از هر چیز واکنشی به محدودیتهایی دانست که توان اشراف و اعمال اراده ایران در میدان برای آنها ایجاد کرده است و بعد از این با قوت ادامه خواهد یافت.