اقدام آمریکا علیه نفتکشهای ایرانی را باید در چارچوب واکنش به حمله پیشدستانه روز گذشته ایران ارزیابی کرد. حملهای که از یکسو در سطح موشکی، پایگاه امریکایی را هدف قرار داد و از سوی دیگر، در سطح پهپادی، در تنگه هرمز انجام شد.
بنده "احتمال" میدهم آمریکاییها عملیات علیه نفتکشها را ادامه ندهند. حتی همین عملیات اخیر نیز در روز تعطیلی بازارها انجام شد. موضوعی که میتواند نشاندهنده تلاش برای محدود نگهداشتن اثر روانی و قیمتی این اقدامات بر بازار نفت باشد.
اما چرا معتقدم امکان تداوم این عملیات برای آمریکا محدود است؟ چون هرگونه حمله به نفتکشها، ناامنی در مسیرهای کشتیرانی و اختلال در عرضه، ریسک بازار را افزایش داده و به رشد قیمت نفت منجر میشود. این دقیقاً برخلاف چیزی است که ترامپ در شرایط فعلی به آن نیاز دارد. یعنی کنترل قیمت نفت و جلوگیری از شکلگیری یک روند صعودی پایدار. ترامپ با این گاردی که گرفته میخواهد خود را بی نیاز از این مسائل معرفی کند. اما واقعیت اینگونه نیست.
از سوی دیگر، حملات علیه نفتکشهای ایرانی مانع اقدامات ایران در تنگه هرمز نمیشود. به بیان دیگر، آمریکا نمیتواند صرفاً با هدف قرار دادن نفتکشهای ایرانی، معادله هرمز را از میان بردارد. حتی ممکن است این اقدامات، ایران را به سمت استفاده از ابزارهای دیگری برای اعمال فشار سوق دهد. نیروی دریایی سپاه با اشرافیت مطلق و ارادهای کامل، تنگه هرمز را رصد میکند و هیچ ابزاری او را از تحقق اوامر رهبر انقلاب و خواسته مردم برحذر نخواهد داشت.
حتی احتمال دارد ایران در ساعات آینده معادلهای متفاوت در تنگه هرمز اجرا کند. معادلهای که میتواند تاثیری مضاعف بر جریان انرژی و منافع اقتصادی طرف مقابل داشته باشد و حتی در صورت تشدید، منافع مستقیم انرژی آمریکا در منطقه را هدف قرار دهد.
بنابراین، برای واشنگتن مسئله فقط حفاظت یا حمله به چند نفتکش نیست. بلکه باید هزینههای زنجیرهای هرگونه تشدید تقابل در هرمز و واکنش احتمالی ایران را نیز محاسبه کند.