صفحه نخست >>  عمومی >> ویژه ها
تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۴۹  ، 
شناسه خبر : ۳۹۵۹۳۶
بررسی حرکت برخی کشور‌های منطقه حساس غرب آسیا روی گسل وابستگی و پایان رؤیای توسعه وارداتی
هیچ قدرت صنعتی بزرگی، با تکیه بر عصای دیگران راه رفتن را نیاموخته است. مسیر توسعه آلمان، انگلستان و حتی خود ایالات متحده، حاصل سال‌ها تکیه بر نبوغ داخلی، حفظ استقلال همه‌جانبه و تحمل فشار‌های سنگین بوده است.

در معماری اصیل ایرانی، استادکاران قبل از گذاشتن خشت اول، روز‌ها برای محکم کردن پی ساختمان وقت صرف می‌کردند. آنها با تجربه دریافته بودند عمارتی که روی خاک سست بنا شود، با اولین لرزش فرو می‌ریزد. داستان اقتصاد و آبادانی ملت‌ها شباهت عجیبی به همین حکایت کهن دارد. سال‌هاست در منطقه حساس غرب آسیا، دو نقشه راه کاملاً متفاوت برای آینده پیشنهاد می‌شود. یکی نمایی پرزرق‌وبرق و نمایشی دارد و دیگری مسیری سخت، اما واقع‌گرا، ریشه‌دار و اصیل است.

طراحان نظم آمریکایی دهه‌ها تلاش کردند نسخه خاصی از توسعه را به کشور‌های منطقه ما بفروشند؛ یک پیشرفت ویترینی که در ظاهر چشم‌نواز می‌نماید، اما موتور محرک آن کاملاً در دست بیگانگان قرار دارد. در این مدل وارداتی، گوهر اصلی، یعنی «استعداد انسانی»، «تولید دانش» و «استقلال»، نادیده گرفته می‌شود. همه‌چیز از پیش آماده است. از فناوری استخراج نفت تا تسلیحات و نرم‌افزار‌های امنیتی، با پول خریداری می‌شود. هدف پنهان این نسخه، خلق کشور‌های مرفهی بود که مصرف‌کنندگانی مطلق باشند و اراده ایستادگی در برابر سیاست‌های کلان بیگانه را از دست بدهند.

برخی از کشور‌های دور و نزدیک، مدت‌ها همین مسیر راحت را پیمودند. برج‌های سر به فلک کشیده و شهر‌های درخشان، تصویر یک موفقیت رویایی را به جهان مخابره می‌کرد. با گذشت زمان و بروز تلاطم‌های ژئوپلیتیک، پرده از یک حقیقت تلخ برداشته شد. آنها رفته‌رفته دریافتند تمام این ثروت و آبادانی، روی آب بنا شده است. توسعه وابسته، هیچ چتر امنیتی پایداری برایشان نگشود و اقتصادشان را در برابر تکانه‌های جهانی ایمن نکرد. رویکرد معنادار اخیر این کشور‌ها به سمت پیمان‌های امنیتی، اقتصادی و بومی در منطقه و تلاش برای بازسازی روابط همسایگی، اعتراف بی‌صدایی به بن‌بست همان ایده پیشرفت وابسته است. آنها متوجه شدند خرید امنیت و توسعه، سرابی بیش نیست. رفتن به سمت پیمان‌ها و ائتلاف‌های بومی و منطقه‌ای، نظیر پیمان مکه و دیگر پیمان‌های مشابه آن، اشاره به ناامیدی از توسعه وابسته و پایان نظم متکی به آمریکا دارد.

بررسی تاریخ اقتصاد جهان، گواه روشنی بر این مدعاست. هیچ قدرت صنعتی بزرگی، با تکیه بر عصای دیگران راه رفتن را نیاموخته است. مسیر توسعه آلمان، انگلستان و حتی خود ایالات متحده، حاصل سال‌ها تکیه بر نبوغ داخلی، حفظ استقلال همه‌جانبه و تحمل فشار‌های سنگین بوده است. پیشرفت واقعی با قدرت درون‌زا و نیروی انسانی گره خورده است. با حذف این عناصر، دستاورد‌ها شکننده و عاریتی خواهند بود.

در میانه این تقابل تاریخی، رهبران انقلاب اسلامی با نگاهی ژرف و واقع‌بینانه، دست رد به سینه این توسعه تقلبی زدند. انتخاب راهبرد مقاومت در برابر نظم تحمیلی غرب، یک شعار احساسی نبود؛ یک ضرورت قطعی برای بقا و رشد حقیقی بود. ایران مسیر دشوار زایش از درون را برگزید. امروز، دستاورد‌های خیره‌کننده جوانان این آب‌وخاک در لبه‌های دانش جهانی، از فناوری نانو و علوم هسته‌ای گرفته تا صنایع پیچیده دفاعی و تولیدی، میوه‌های شیرین همان انتخاب استراتژیک است. اگر قرار بود کشور در مدار وابستگی حرکت کند، سهم ما از این علوم، در بهترین حالت، کاربری محدود ماشین‌آلاتی بود که کلید خاموش و روشنش در جیب دیگران قرار داشت و با اولین تکانه کوچک، به‌سادگی فرو می‌ریخت.

این‌که بسیاری از کشور‌های به‌ظاهر پیشرفته با کوچک‌ترین ناآرامی در فضای ژئوپلیتیک، اقتصاد و تجارتشان فرو می‌ریزد، اما جمهوری اسلامی ایران زیر سنگین‌ترین فشار‌های تحریمی و چند ماه جنگ مستقیم نظامی با دو ابرقدرت اتمی جهان، همچنان اقتصادی سرپا و پویا دارد، قیاس این دو الگوی پیشرفت را به‌خوبی برای همه عیان کرده است.

ایستادگی برای ساختن یک اقتصاد مستقل و مقتدر، شبیه صعود از یک صخره سنگی و مرتفع است. در این مسیر صخره‌نوردی، دست‌ها زخمی می‌شود، نفس‌ها به شماره می‌افتد و شیب مسیر طاقت‌فرساست. در پایین کوه، عده‌ای سوار بر تله‌کابین‌های عاریتی، بی‌هیچ زحمتی اوج می‌گیرند، اما با اولین قطع برق، میان زمین و آسمان معلق می‌مانند و گرفتار ترس سقوط می‌شوند. کوهنورد، اما با هر قدم، عضله‌ای فولادین می‌سازد و جای پای خود را در سنگ محکم می‌کند. ملتی که سختی این صعود را به جان می‌خرد، سرانجام طعم شیرین و ماندگار فتح قله را خواهد چشید؛ قله‌ای که هیچ طوفانی توان لرزاندن سنگ‌بنای آن را نخواهد داشت.

نسخه PDF