دکتر «عبدالله گنجی» کارشناس مسائل سیاسی در این همایش با اشاره به اینکه علاوه بر وجوه دینی، فقهی، یا سیاسی، رهبر معظم انقلاب آنچه امروز مهم است معرفی ایشان بهعنوان یک شخصیت ملی است، گفت: «شخصیت ملی به معنای پاسدار ایران، حافظ یکپارچگی سرزمینی، و ایستاده بر عزت ایران؛ این وجه در رهبر معظم انقلاب، بهطرزی معنادار مغفول مانده است. ما به دلیل غلبه نگاه دینی، کمتر از این زاویه سخن گفتهایم، در حالی که انسجام ملی، وحدت ملی و تمامیت ارضی، همگی به این خوانش از رهبر معظم انقلاب بهعنوان شخصیت ملی بازمیگردد؛ شخصیتی که پای ایران ایستاده است. ایستادگی ایشان بر اصول اسلامی پذیرفته و بدیهی است، اما بهتنهایی نمیتواند تمامی معنا را منتقل کند.»
وی در ادامه با اشاره به اهمیت با اشاره به در پیش بودن انتخابات شوراها گفت: «در مدتی که من در شهرداری بودم، یک نکته برایم خیلی جالب بود. خیلی دنبال این بودم که دغدغه آقا چیست، مسئله اصلیاش چیست؛ طبیعتاً شورای شهر باید در آن تراز باشد و همان کار را انجام دهد. شاید فکر کنید دغدغههایی مثل تمیزی شهر است؛ نه، اینها نیست. مثلاً حملونقل برقی یا عمومی، یا مسائل تهران مثل آبوهوا. اما من در همین چهار سال، دو مورد مشخص از ایشان شنیدم که در مواجهه با مدیران شهرداری مطرح شد؛ هر دو بار هم روی یک نکته تأکید کردند: «هویت تهران» و «هویت شهرهای بزرگ».»
این کارشناس سیاسی اذعان داشت: «بنابراین مسئله ما، بهعنوان نظام اسلامی، در نگاه به شهر، یک نگاه هویتی است. تصویر مردم از شهرداری، تصویر سازهمحور است؛ عمران، آجر، آسفالت. مردم توقع ندارند شهرداری پول فرهنگی خرج کند و این باید در ذهن مردم اصلاح شود. مسئله این است که شهر بیرحم با یک روح غربی، چگونه میتواندامالقرای جهان اسلام باشد؟ بنابراین مطالبات کسانی که برای انتخابات شوراها وارد میدان میشوند، باید ناظر به همین موضوع باشد. ذهنها باید به این سمت برود. طبیعی است که مردم از ترافیک و آلودگی هوا بگویند؛ اینها مهم است، اما مسئله اصلی شهرها، مسئله هویت است. این هویت فقط جنبه بصری ندارد، بلکه جنبه ماهوی هم دارد.»
وی با اشاره به اینکه نماد حکومت اسلامی در میدان اصفهان در قالب اقتصاد، سیاست و دین به درستی تبیین شده؛ با انتقاد از رویه سازهمحوری در تهران اظهار داشت: «آیا میتوان ۲۰۰ سال بعد هم تهران راامالقرای جهان تشیع دانست؟ یا با شهری مواجه خواهیم بود پر از نمادهای غربی، با طرحها و الگوهایی که از بیرون آمدهاند و ما امروز گرفتار پیامدهای آن هستیم؟»
گنجی در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به انتخابات شوراها و مزیت انتخابات تناسبی اظهار داشت: «یکی از پدیدههای خاص تهران در این دوره آن است که با توجه به انتخابات تناسبی، جریان اقلیت، حتی اگر اقلیت بماند، در قالب لیست حذف نمیشود. برخلاف گذشته که مثلاً در مجلس یا شوراها، تمامی کرسیها به نفرات اول یک جریان میرسید، اکنون چنین نیست. اگر فرضاً یکونیم میلیون رأی در انتخابات شوراهای تهران داده شود و یک میلیون آن به اصلاحطلبان و ۵۰۰ هزار به اصولگرایان برسد، نتیجه این نخواهد بود که هر ۲۱ کرسی به اصلاحطلبان تعلق گیرد؛ بلکه ممکن است ۱۴ کرسی به یک جریان و ۷ کرسی به جریان دیگر برسد. از این رو، پیشبینی جدی آن است که در انتخابات آینده، شورای یکدست مانند دوره کنونی شکل نگیرد، زیرا نظام تناسبی، کرسیهای اقلیت را نیز به رسمیت میشناسد.»