نشست دوروزه ناتو در آنکارا را باید بیش از یک اجلاس عادی امنیتی دید؛ این رویداد در عمل صحنهای برای بازآرایی موقت روابط فراآتلانتیک، آزمودن ظرفیتهای ترکیه در نقش میانجیِ قابل اعتماد و مدیریت شکافهای درونی ائتلاف است. بر پایه گزارشهای بهروز و خبرهای رسمی، محور آشکار نشست، افزایش بودجه دفاعی، گسترش تولید تسلیحات، تقویت سامانههای ضدپهپادی و استمرار حمایت از اوکراین است. دبیرکل ناتو، مارک روته، نیز با تاکید بر «انقلاب صنعتی دفاعی فراآتلانتیک» میکوشد پیام اصلی اجلاس را از سطح شعار به سطح تولید و قراردادهای واقعی منتقل کند؛ یعنی ناتو فقط یک پیمان سیاسی نیست، بلکه باید به یک ماشین صنعتی و نظامی پرشتاب تبدیل شود.
اما در لایه پنهان، نشست آنکارا سه هدف مهمتر را دنبال میکند. نخست، مهار نارضایتی واشنگتن از اروپا. ترامپ بارها از ناامیدی از ناتو سخن گفته و حتی تلویحاً شرکت خود در اجلاس را به میزبانی ترکیه و حضور اردوغان گره زده است. این نشان میدهد که برای کاخ سفید، ناتو امروز بیش از هر زمان دیگر میدان چانهزنی بر سر سهمخواهی امنیتی است. دوم، بازتعریف نقش ترکیه بهعنوان حلقه واسط میان غرب و بحرانهای منطقهای است؛ از اوکراین تا غزه، از پرونده ایران تا تنگه هرمز. آنکارا با میزبانی اجلاس تلاش میکند هم جایگاه ژئوپلیتیکی خود را ارتقا دهد و هم از امتیازهای نظامی، از جمله بحث اف ۳۵ و احتمال لغو برخی تحریمها، بهره بگیرد. سوم، پیام بازدارندگی به بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است؛ حضور همزمان بحثهای مربوط به هرمز، ایران، روسیه و چین نشان میدهد ناتو در پی آن است که بحرانهای پراکنده را در قالب یک چارچوب امنیتی واحد صورتبندی کند.
با این حال، این نشست از منظر انتقادی با تناقض جدی روبهروست. از یک سو ناتو از «دفاع جمعی» و «ثبات» سخن میگوید، اما از سوی دیگر بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در منطق نظامیسازی منطقهای، رقابت تسلیحاتی و مشروعیتبخشی به ائتلافهای دریایی و بازدارندگی تهاجمی مشارکت میکند. در چنین چارچوبی، تنگه هرمز نه صرفاً یک آبراه انرژی، بلکه ابزاری برای فشار سیاسی و امنیتی علیه ایران میشود. همچنین سخنان مقامهای ناتو درباره ایران و اوکراین، نشان میدهد که اجلاس آنکارا بیش از آنکه محل حل بحران باشد، تریبونی برای مدیریت روایتها و تثبیت بلوکبندیهای جدید است. بنابراین، نشست آنکارا را باید تلاشی برای ترمیم انسجام فرسوده ناتو، بازتعریف رهبری آمریکا و تبدیل ترکیه به سکوی عملیاتی جدید ائتلاف دانست؛ تلاشی که اهداف آشکارش دفاعیاند، اما منطق پنهانش بهوضوح سیاسی، رقابتی و بازدارنده است.
در عمل، نشست آنکارا بار دیگر نشان داد ناتو بیش از آنکه یک سازمان منسجم و کارآمد باشد، ائتلافی ناکارآمد، با اعضایی دارای منافع متضاد است. اختلاف بر سر ایران، اوکراین، بودجه دفاعی، نقش آمریکا و حتی جایگاه ترکیه، بیانگر آن است که انسجام این سازمان بیش از گذشته ظاهری و تاکتیکی شده است. در عصر کنونی، ساختارهای نوین بینالمللی بیشتر بر ائتلافهای کوتاهمدت، موضوعمحور و منعطف استوارند، نه پیمانهای سنگین، بروکراتیک و پرهزینه. از این منظر، نشست ناتو نمادی از بحران مشروعیت، فرسودگی ساختاری و ناتوانی در همراستا کردن منافع اعضاست.